*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > افق پارسایی > افق پارسایی1 


افق پارسایی1 شماره خبر: ٣١١٨٤١ ١٦:١٦ - 1391/11/14   آيةالله‌العظمي حاج سيداحمد خوانساري (قدس سره)ویژه نامه افق پارسایی ارسال به دوست نسخه چاپي


آيةالله‌العظمي حاج سيداحمد خوانساري (قدس سره)ویژه نامه افق پارسایی

مشغول قرآن بودم، نفهميدم


آيةالله‌العظمي حاج سيداحمد خوانساري (قدس سره) به دليل بيماري زخم معده، به دستور پز شک معالج، در بيمارستان بستري شدند. چون سالخورده و ضعيف‌البنيه بودند و در وقت بستري‌شدن 98 سال از عمر شريفشان مي‌گذشت، تحمل جراحي بدون بيهوشي ممکن نبود، از طرفي معظم‌له نيز اجازه بيهوش کردن را نمي‌دادند، زيرا معتقد بودند که در هنگام بيهوشي، تقليد مقلّدين اشکال پيدا مي‌کند. دکتر معالج به ...

آيةاللهالعظمي حاج سيداحمد خوانساري (قدس سره) به دليل بيماري زخم معده، به دستور پز شک معالج، در بيمارستان بستري شدند. چون سالخورده و ضعيفالبنيه بودند و در وقت بستريشدن 98 سال از عمر شريفشان ميگذشت، تحمل جراحي بدون بيهوشي ممکن نبود، از طرفي معظمله نيز اجازه بيهوش کردن را نميدادند، زيرا معتقد بودند که در هنگام بيهوشي، تقليد مقلّدين اشکال پيدا ميکند. دکتر معالج به ايشان گفت: طبق آزمايشها و عکسبرداريها، بايد حتماً عمل جراحي صورت گيرد. 

آيةاللهالعظمي خوانساري(قدس سره) فرمودند: مانعي ندارد؛ عمل جراحي را هر وقت خواستيد، شروع کنيد، ولي قبل از آن به من خبر دهيد که با تلاوت قرآن و توجه به آن، مشکل بيهوش کردن حل شود.  دکتر جراح پذيرفت و لحظاتي بعد گفت: ما آماده هستيم که دست به کار شويم. آيةاللهالعظمي خوانساري فرمودند: هر وقت من شروع به خواندن کردم، شما هم شروع کنيد.دکتر تعريف ميکرد تا ايشان شروع به خواندن سوره انعام کردند، چاقوي جراحي را روي بدنشان گذاشته و دست به کار شديم. چنان بيحرکت بودند که گويا در حال بيهوشي کامل هستند. بعد از پاره کردن و دوختن و اتمام کار، گفتم: حضرت آقا! کار ما تمام شد. ايشان قرآن را بستند و فرمودند: صدقاللهالعليالعظيم. گفتم: آقا دردتان نيامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم، نفهميدم.          

منبع: هزار و يک حکايت اخلاقي


خروج




پنج شنبه ٢٣ آبان ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام