*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اکمال الدین 


اکمال الدین شماره خبر: ٤٠٨٨٣٣ ١٢:٢٩ - 1398/06/13    ارسال به دوست نسخه چاپي


چرا امیرالمؤمنین علیهم السلام و پیروانشان هرگز از واقعه غدیر خم برای دفاع از خود استفاده نمی‌کردند؟


این سئوال را می‌توان در دو بخش سقیفه و بعداز آن پاسخ داد. درباره عدم احتجاج به غدیر در سقیفه، به پاسخ مرحوم سید شرف‌الدین به شیخ سلیم بشری عالم اهل‌سنت اکتفا می‌کنیم...


این سئوال در نامه 101 کتاب ارجمند المراجعات مطرح شده است؛ مرحوم شیخ سلیم بشری مینویسد: «چرا امام، در روز سقیفه با ابوبکر و بیعتکنندگان با او، به نصوصی (احادیث صریحی) که درباره خلافت او بود و تکیه شما شیعیان همواره بر این نصوص است، استدلال نکرد؟ آیا شما شیعیان، از خود امام علی علیه السلام، بهتر از این امور خبر دارید؟

مرحوم سیدشرفالدین نیز در پاسخ گفتند: «همه مردم میدانند که امام علیه السلام و دوستان ایشان، از بنیهاشم و غیر بنیهاشم، در بیعت با ابوبکر حضور نداشتند و پا به سقیفه نگذاشتند. آنان از سقیفه و آنچه در سقیفه میگذشت، دور بودند. آنان با همه وجودشان سرگرم مصیبت بزرگ رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند. و به وظیفه واجب و فوریِِ کفن و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرداخته بودند. و جز به این حادثه، به چیزی نمیاندیشیدند.

از طرف دیگر، تا آنان مشغول تجهیز بدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ادای مراسم نماز و دفن او بودند، اهل سقیفه کار خود را کردند و مسئله بیعت با ابوبکر را سر و صورت دادند و از باب احتیاط و دوراندیشی، در برابر هر نظر یا حرکت مخالف که باعث در هم ریختن تشکیلات آنان میشد، به اتفاق ایستادگی میکردند.

بنابراین، علی علیه السلام کجا بود و سقیفه کجا؟ علی علیه السلام کجا بود و ابوبکر کجا؟ علی علیه السلام کجا بود و بیعتکنندگان با ابوبکر کجا؟ تا بتواند برای آنان استدلال کند؟ ..... از اینها گذشته، علی علیه السلام در آن روز، برای استدلال و استشهاد، نتیجهای نمیدید جز بر پا شدن فتنه و آشوب و در آن شرایط (که اسلام دورانِ نخستینِ خویش را میگذرانید و نهال دین تازه کاشته شده بود)، ترجیح میداد که حق او ضایع شود؛ اما شرّ و آشوبی بر پا نگردد. علی علیه السلام بهخوبی متوجّه خطرهایی بود که دین اسلام و کلمه «لاالهالاالله» را تهدید میکرد. در واقع، علیبنابیطالب علیه السلام در آن ایام به مصیبتی گرفتار شده بود که احدی بدانگونه مصیبت گرفتار نشده است؛ زیرا بار دو امر بزرگ بر دوش آن حضرت سنگینی میکرد: یک خلافت اسلام، با آنهمه نص و وصیت و سفارشی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره آن رسیده بود و این همه، متوجه علی علیه السلام بود و او را به شور و حرکت فرا میخواند و دوم آشوبها و طغیانهایی که ممکن بود، منتهی شود به از هم پاشیدن جزیرة‌‌العرب و مرتد شدن اعراب نومسلمان و ریشهکن شدن اسلام و میدانیافتن منافقان مدینه و دیگر اعراب منافق و دورویی که به نص قرآن، اهل نفاق و دورویی بودند ... علاوه بر این، دو امپراطوری روم و ایران، در آن روزگار، در کمین اسلام بودند...؛ آری در چنین شرایطی، علی علیه السلام بر سر دو راهی بزرگ رسید و طبیعی بود که شخصیتی مانند ایشان، حق خلافت خویش را فدای اسلام و مسلمین کند و چنین هم کرد؛ در نهایت برای اینکه نظریه خلافت حقّه اسلام را که خلافت شرعی او بود حفظ کند و در برابر کسانی که حق اسلامی خلافت را از او سلب کرد، موضعگیری لازم را کرده باشد، ... برای این مقصود، در خانه نشست و بیعت نکرد تا اینکه او را بهزور از خانه به مسجد آوردند.

چرا؟ چون اگر علی علیه السلام خود به پای خود برای بیعت رفته بود، حجتی برای خلافت او نمیماند و برای شیعه (و هر طالب حقّی) برهان حق آشکار نمیگشت ... و با این همه که گفتیم، علی علیه السلام و اولاد او و عالمان شیعه، از آن روز تا امروز، همواره با روشی حکیمانه، احادیث وصایت را ذکر کردهاند و نصوص روشن نبوی را در این باره نشر دادهاند...»1.

کتاب سترگ الغدیر مرحوم علامه امینی قدس سره پر از احتجاجهای علی علیه السلام در مورد غدیر است. در روز شورای خلافت طبق نقل اهلسنت و در روزگار خلیفه سوم و روزگاران دیگر بدان احتجاج کرد. علاوه بر الغدیر، مرحوم علامه امینی کتاب مستقلی در این موضوع دارند به نام «المناشده و الاحتجاج بحدیث الغدیر» که در حدود 100 صفحه روایات اهلسنت را در این باب با سند ذکر میکند که بهعنوان نمونه، یک روایت نقل میشود بدون ذکر سند: امام علی علیه السلام در روز شورا طی سخنانی پساز احتجاج به افتخارات بزرگ خود از قبیل سبقت در توحید، برادری جعفر طیار، داشتن عمویی چون حمزه سیدالشهدا، داشتن همسری چون حضرت فاطمه علیها السلام، سیده زنان اهل بهشت، داشتن دو سبط نبی چون حسن و حسین علیهما السلام دو آقای بهشت، فرمودند: شما را به خدا قسم! آیا کسی جز من در بین شما هست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او گفته باشد: من کنت مولاه فهذا علی مولاه...؛ هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا هر که ولایتش پذیرفت، او را تحت ولایت خود قرار ده یا دوست بدار دوستانش را و دشمن بدار دشمنانش را و یاری کن یاورانش را. حاضران به غایبان نیز برسانند؟ همگی گفتند: نه به خدا قسم!

از این قبیل روایت فراوان داریم و حتی در روایتی که در الغدیر نیز آمده است، امام علی علیه السلام مفصلتر، واقعه غدیر و سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نقل و بیان میفرمایند.

مرحوم سیدشرفالدین قدس سره در المراجعات، نامه صد و چهارم به بعد، پارهای از احتجاجات امام و یاران ایشان را ذکر میکند که ما نیز نمونهای دیگر بهنقل از ایشان ذکر میکنیم: امام علیه السلام در انتشار نصوص، آرامش را سخت مراعات میکرد و احتیاطاً بر اینکه به اسلام ضربهای نرسد، آنرا با تندی در برابر دشمنانش ارائه نمینمود و بهخاطر حفظ شوکت مسلمانان حاضر نبود، سخت به مقابله برخیزد.

گاهی از سکوت و عدم مطالبه حقش در آن زمینه بدینگونه اعتذار جسته که «انسان را بر تأخیر در گرفتن حقش عیب نمیکنند. عیب بر آن کس گرفته میشود که آنچه حقش نیست، بگیرد.» آن حضرت در مورد انتشار نصوصی که درباره ایشان رسیده، روش خاصی داشت که حکمت از آن تجلی میکند. ملاحظه فرمایید که در روز «رحبه» در ایام خلافتشان چگونه مردم را برای یادآوری روز «غدیر» جمع کرده و همه را گرد آوردند و به آنها گفتند: «شما را به خدا سوگند میدهم، هر مسلمانی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیده که در روز غدیر چه فرمود، بپا خیزد و آنچه را شنیده شهادت دهد و به جز کسی که در آن روز پیامبر را میدیده، بپا نخیزد»؛ سی نفر از صحابه که 12 نفر آنها از اهل «بدر» بودند، بپا خاستند و به آنچه در مورد نصّ غدیر شنیده و شاهد بودند، شهادت دادند و این تلاشی بود که اوضاع دشوار آن روز در اثر قتل عثمان و فتنه بصره و شام به ایشان اجازه میداد، انجام دهد. و به جان خودم سوگند! بهندرت اتفاق میافتد که در چنان روزی احتجاج از روی حکمت صورت گیرد. و سلام بر او و بر آن مقام بلندش که نص غدیر را که داشت، از اذهان محو میگردید و به دست فراموشی سپرده میشد، بار دیگر زنده ساخت و برای آن جمعیت عظیمی که در «رحبه» گرد آمده بودند، گذشته را روشن ساخت2.

و اینچنین است بیان حقیقت که در عین روشنگری حقایق تابناک ولایت و تشیع علوی آنچنان حکیمانه مطرح میشود که روزگار پرآشوب عصر خلفا را متلاطم و پرهرج و مرج نمیکند و خط امامت راستین را روشن میکند و صفوف مسلمین را در برابر دشمنان از هم ریخته نمیکند.

مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

..............................................

پینوشتها

1. 1. المراجعات، 1 3 3 3 ، نقل ترجمه یا خلاصه از استاد محمدرضا حکیمی (کتاب حماسه غدیر.

2. امامی، محمدجعفر، ترجمه المراجعات/433 تا 444.


خروج




چهارشنبه ٠٨ بهمن ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام