*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اکمال الدین 


اکمال الدین شماره خبر: ٤٠٨٨٤٦ ١٣:٠٣ - 1398/06/13   نوشتاری از علامه سید مرتضی عسکری رحمه الله علیهحدیث وصایت و خلافت در کلام اهل‌بیت علیهم السلام و دیگران ارسال به دوست نسخه چاپي


نوشتاری از علامه سید مرتضی عسکری رحمه الله علیهحدیث وصایت و خلافت در کلام اهل‌بیت علیهم السلام و دیگران

نوشتاری از علامه سید مرتضی عسکری رحمه الله علیه


احادیث وصایت از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده در آن از امام علی علیه السلام به عنوان وصی و جانشین پیامبر نام برده شده است. مضمون این احادیث با عبارت‌های مختلفی در جوامع حدیثی شیعه و سنی آمده است. روایت «لِکُلِّ نَبِیٍّ وَصِیٌّ وَ وَارِثٌ وَ إِنَّ عَلِیّاً وَصِیِّی وَ وَارِثِی‏» از مشهورترین نقل‌های آن است که توسط بریده بن حصیب از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است. علامه سید مرتضی عسکری رحمه الله علیه در کتاب معالم المدرستین جلد2 در باب وصی رسول‌اللّه صلی الله علیه و آله و سلمو وزیر و ولیعهد و خلیفه بعداز او، بیش‌از 70صفحه را به این موضوع اختصاص داده‌اند و ما در این نوشتار منتخبی از آن را تقدیم خوانندگان ارجمند «هفته‌نامه افق حوزه» می‌کنیم...



«وصی» در احادیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حضور بنیهاشم، «علی بن ابی طالب علیه السلام» را بدینگونه معرفی فرمود که:

«همانا این برادر و وصی و خلیفه من در میان شماست. پس، از او بشنوید و اطاعتش نمایید».

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با این بیان «وصی و خلیفه» خود در بین آنها را تعیین نمود و فرمانشان داد تا اطاعتش نمایند. و خداوند سبحان فرموده: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» : 1 آنچه را پیامبر برای شما آورده بگیرید.

طبرانی از «سلمان فارسی» روایت میکند که گفت: «به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفتم: «هر پیامبری را «وصی»ی است، وصی شما کیست؟» پاسخم نفرمود و چندی بعد که مرا دید فرمودند: «سلمان!» به سویش شتافتم و گفتم: «بله». فرمودند: «میدانی وصی موسی کیست؟» گفتم: «آری، یوشع بن نون است». فرمود: «برای چه؟» گفتم: «برای آنکه در آن روز داناترین آنها بود». فرمودند: «همانا وصی من و راز نگهدارم و بهترین کسی که بعداز خود باقی میگذارم تا قول و قرارم را وفا و دَین و قروضم را ادا نماید «علی بن ابی طالب علیه السلام» است.»2

«ابوایوب انصاری» میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دخترشان فاطمه؟س؟ فرمودند: «آیا ندانستی که خدای عزوجل زمینیان را برانداز نمود و از بین آنها پدرت را برگزید و مبعوث گردانید، و در بار دوم برانداز نمود و شوهرت را برگزید و به من وحی فرمود تا همسرش دهم و وصیش گیرم؟».3

 «ابوسعید خدری» میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «همانا وصی من و راز نگهدارم و بهترین کسی که بعد از خود باقی میگذارم تا قول و قرارم را وفا و دَین و قروضم را ادا نماید «علی بن ابی طالب» است».4

 «انس بن مالک» میگوید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وضو ساخت و دو رکعت نماز بهجای آورد و به او فرمود: «اولین کسی که از این در بر تو وارد میشود، امام متقیان و سید مسلمانان و پیشوای دین و خاتم وصیین است...» و علی آمد و آن حضرت فرمودند: «انس! که آمد؟» گفتم: علی. پس، شادمان به سوی او برخاست و در آغوشش کشید و...».5

و از «بریده» میگوید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هر پیامبری را وصی و وارثی باشد، و علی «وصی» و وارث من است».6

در «محاسن و مساوی» بیهقی روایتی است که فشرده آن، چنین است: «جبرئیل با هدیهای از سوی خدا فرود آمد تا رسولاللّه صلی الله علیه و آله و سلم آن را به پسر عمو و «وصیاش» علی بن ابی طالب علیه السلام اهداء نماید».7

وصیت در کلام امام علی علیه السلام:

امام علی علیه السلام بنابر روایت خوارزمی در بخشی از سخنانش میفرماند: «من برادر رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم و «وصی» او هستم...».8

 ابن ابیالحدید نامه امام علی علیه السلام به مصریان را چنین روایت میکند: «و بدانید که امامِ هدایت و پیشوای ضلالت، و «وصی» نبی و دشمن نبی، یکسان نباشند».9

 یعقوبی در بیان احتجاج خوارج بر امام علی علیه السلام چنین آورده که آنها میگفتند: «او (علی علیه السلام) «وصیت» را تباه کرده است» و امام در پاسخ فرموده است: «اما سخن شما که گفتهاید: «من «وصی» بودم ولی «وصیت» را تباه کردم» خداوند عزوجل میفرماید: (وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ )10 «و بر مردم است که برای خدا آهنگ بیت اللّه کنند؛ آنها که توان رفتن به سویش را دارند و هرکس کفر ورزد (بداند که) خداوند از همه عالمیان بی نیاز است». حال به نظر شما اگر احدی آهنگ بیتاللّه ننماید، این بیت اللّه است که کافر میشود؟ بدیهی است، کسی که می تواند به سوی بیتاللّه برود و آن را ترک می کند کافر میشود. پس این شمائید که با ترک کردن من کافر شدید، نه من که شما را ترک کردم...».11

وصیت در خطبههای امام علی علیه السلام:

امام علی علیه السلام در خطبه ۱۸۲ نهجالبلاغه میفرماید: «ای مردم! من مواعظی را که انبیا با آنها امت خود را اندرز میدادند، برای شما شرح و بسط دادم. و آنچه را که «اوصیا» به آیندگان بعد

از خود رساندند، به شما رساندم...».

و در خطبه ۸۸ نیز میفرماید: «و چگونه از خطای این فرقهها در شگفت نباشم که با وجود اختلاف در براهین دین خود، نه اثر پیامبری را میجویند و نه عمل «وصی» را پیروی میکنند».

و در خطبه دوم آن میفرماید: «هیچیک از افراد این امت با آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم مقایسه نشوند و کسانی که نعمت ابدیشان بر این امت جاری است، با دیگران مساوی نباشند. آنان اساس دینند... و آنان را ویژگیهای حق ولایت است، و «وصیت» و وراثت در خاندان ایشان است...».

 ابن ابیالحدید گوید: «علی علیه السلام خطبه خواند و در بین خطبهاش فرمود: «من بنده خدا و برادر رسولاللّه هستم و این سخن را هیچ کس، پیشاز من و بعداز من، نگوید مگر به دروغ. از پیامبر رحمت ارث بردم، و سیده زنان این امت را به همسری گرفتم، و من «خاتم الوصیین» هستم».12

وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کتب لغت و اشعار صحابه و تابعین

لقب «وصی» برای امام علی علیه السلام از نخستین روزهای صدر اسلام مشهور و معروف بود، و این شهرت در کتابهای لغت نیز ساری و جاری است. چنانکه صاحب لسان العرب در ماده «وصی» گوید: «و علی علیه السلام «وصی» نامیده شده». و در تاجالعروس میگوید: «وصی بر وزن غنی لقب علی رضی الله عنه است».

این لقب در شعر شعرای صدر اول نیز آمده است. حسان بن ثابت شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در قصیدهای که پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمسروده میگوید:

جزی اللّه عنّا و الجزاء بکفّه أباحسن عنّا و مَن کابی حسن

حفظت رسولاللّه فینا و عهده الیک و من اولی به منک من و من

ألست اخاه فی الهدی و وصیّه و اعلم منهم بالکتاب و السنن

«خداوند اباحسن را از سوی ما پاداش دهد،

که پاداش به دست اوست. و چه کسی چون با حسن باشد؟

مقام رسولاللّه را در بین ما پاس داشتی و عهد و وصیتش

از آنِ تو بود و چه کسی سزاوارتر به او از تو؟ چه کسی؟ و چه کسی؟

آیا تو برادر و «وصیّ» هدایتگر او، و داناترین آنها به کتاب و سنت نیستی؟».13

ابن ابیالحدید میگوید: از جمله اشعار صدر اسلام که در بردارنده عنوان «وصی» رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم برای آن حضرت است، سروده عبداللّه بن ابیسفیان بن حرث بن عبدالمطلب است که میگوید:

و منّا علی ذاک صاحب خیبر و صاحب بدر یوم سالت کتائبه

وصیّ النبیّ المصطفی و ابن عمّه فمن ذا یدانیه و من ذا یقاربه؟

«و علی، همان خیبرگشای نامی، از ماست؛

فاتح روز بدر با ستونهای سپاه خروشانش.

«وصیّ» پیامبر برگزیده و پسر عم او.

و چه کسی بلندای مقامش را درمییابد و چه کسی بدان نزدیک میشود؟».

و عبدالرحمان بن جعیل میگوید:

لعمری لقد بایعتم ذا حفیظة علی الدین معروف العفاف موفقا

علیاً وصیّ المصطفی و ابن عمّه و اول من صلّی اخاالدین و التقی

«به جانم سوگند با کسی بیعت کردید که پاسدار دین و شهره عفاف و بسی پیروزمند است.

علی را میگویم، «وصیّ» مصطفی و پسر عم او،

و نخستین کسی که نماز گزارد، همزاد دین و تقوی».14

 منذربن ابی حمیصه وداعی میگوید:

لیس منّا من لم یکن لک فی اللّه ولیاً یا ذاالولا و الوصیّة

«کسی که تو را برای خدا دوست ندارد، از ما نیست!.

ای صاحب ولایت و (وصیت)!» 15

آنچه را که درباره «وصیّ و وصایت» یادآور شدیم، همگی در نزد پیروان مکتب خلفا از قرن اول هجری تا قرن چهاردهم مشهور و شناخته شده است. همانگونه که آن مرد «ضبیِّ» سپاه عایشه در جنگ جمل سرود و گفت:

آنها امام علی علیه السلام را «وصی» پیامبر می دانستند، او و یازده فرزندش را با لقب «اوصیاء» میشناختند.

آری، آنها امام علی علیه السلام را، غافلانه و بدون توجه به محتوا و عمق معنا، لقب «وصی» میدادند. اما در حال تنبّه و آگاهی از معنا و مغز این لقب، گاهی انکارش کرده و زمانی کتمانش مینمودند و در برخی از اوقات نیز، آن را از جایگاهش تحریف و منصرف میساختند.

..............................................

پینوشتها

1. حشر: ۷.

2. المعجم الکبیر، ج ۶ ص ۲۲۱.

3. مجمعالزوائد هیثمی، ج۸ ص۲۵۳ و ج9 ص ۱۶۵.

4. کنز العمال، کتاب الفضائل، ج ۱۲ ص ۲۰۹ حدیث ۱۱۹۲.

5. حلیه الاولیاء، ج ۱ ص ۶۳. تاریخ ابن عساکر، ج ۲ ص ۴۸۶.

6. تاریخ دمشق، ابن عساکر، خطی، ج ۱۲ قسمت اول ص ۱۶۳.

7. المحاسن و المساوی، ج ۱ ص ۶۴ ۶۵.

8. مناقب خوارزمی، ص ۱43.

9. شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج ۲ ص ۲۸.

10. آل عمران: ۹۷.

11. تاریخ یعقوبی، ج ۲ ص ۱۹۲ ۱۹۳.

12. شرح نهجالبلاغه، چاپ اول مصر، ج ۱ ص ۲۰۸.

 13. الموفقیات زبیربن بکار، چاپ بغداد ۱۹۷۲ م ص ۵۷۴ ۵۷۵.

14. الموفقیات ص ۵۷۵.

15. شرح نهج البلاغه، ج1،ص47.


خروج




يکشنبه ٠٥ بهمن ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام