*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > در مسیر نفر 2 


در مسیر نفر 2 شماره خبر: ٤٠٨٩٧٦ ١١:٥٣ - 1398/06/24   گفت‌و‌گو با آیت‌الله موسوی گرگانی هدایت انگیزه‌های تحصیلی و شیوه‌های تدریس در حوزه‌های علمیه ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌و‌گو با آیت‌الله موسوی گرگانی هدایت انگیزه‌های تحصیلی و شیوه‌های تدریس در حوزه‌های علمیه

گفت‌و‌گو با آیت‌الله موسوی گرگانی


پیشرفت تحصیلی و بهبود روش‌های تدریس در نظام آموزشی جهان، یکی از موضوعات مهم و اساسی در دستور کار برنامه‌ریزان حوزه آموزشی می‌باشد؛ براى رسیدن به این هدف مهم، لازم است‏ عوامل رشد و ترقى دانش‌پژوهان را مورد کنکاش قرار داده تا بتوانیم رمز پیشرفت و تکامل آنان را به‌دست آوریم...

هفتهنامه افقحوزه برای بررسی بیشتر «هدایت انگیزههای تحصیلی و شیوههای تدریس در حوزههای علمیه»، با آیتالله سیدمحسن موسوی گرگانی به گفتوگو پرداخته که در ادامه به تفصیل تقدیم خوانندگان ارجمند میشود.

لزوم آشنایی داوطلبان حوزههای علمیه با رشته و دورههای مختلف درسی در حوزه علمیه

آشنایی داوطلبان با رشته و دورههای مختلف درسی که در حوزه علمیه تدریس میشود، یک امر ضروری است. همچنین لازم است تا آنها با اهداف حوزههای علمیه دنبال میکنند، آشنا شوند؛ این اهداف از بدو پیدایش حوزههای علمیه و حتی در دوران ائمه معصومین علیهم السلام و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز وجود داشته است. به تعبیر بسیار ارزشمند مرحوم شهید ثانی قدس سره، لازم است طلبه مراحلی را طی کند تا به ورثةالانبیا برسد. یعنی هدف عالی حوزههای علمیه پرورش افرادی است تا راه و هدف جانشین انبیا علیهم السلام در روی زمین را بعداز غیبت امام معصوم علیه السلام طی کنند. بنابراین امروز این هدف مقدس میبایست صورت گیرد، چراکه طلبه باید با هدف و انگیزه وارد حوزه علمیه شود و بداند که قصد گذراندن چه مراحلی را دارد.

در مصاحبههایی که از داوطلبان ورود به حوزه علمیه انجام میدادم، میدیدم که هر کسی بر اساس برداشت شخصیای که دارد، الگویی را مطرح میکند و مثلاً میگوید، من به حوزه علمیه آمدهام تا مانند فلان آقا بشوم. از داوطلبی سؤال کردم، هدفتان از ورود به حوزه علمیه و تحصیل در آن چیست؟ او در پاسخ گفت: میخواهم مداح اهلبیت علیهم السلام بشوم؛ لذا معلوم میشود که این شخص هیچگونه اطلاعی از اهداف، وضعیت و همچنین محتوای درسی حوزههای علمیه ندارد.

بنابراین لازم است، داوطلبان با اهداف، مسائل و دروس حوزههای علمیه بیشتر آشنا بشوند تا برای آنها ایجاد انگیزه بشود. چراکه در صورت عدم ایجاد انگیزه، کسالت ایجاد میشود و هدف از تحصیل در حوزه علمیه اشتباه گرفته میشود و شبهاتی از آن در ذهن او شکل میگیرد. اگر شخصی به صورت هدفمند وارد حوزه علمیه شود، خواهد توانست مراحل تحصیلی حوزه را طی کند.

از دیدگاهی دیگر شخصی که با بینش صحیح و هدف والا وارد حوزه علمیه شده است، سؤال میشود که هدف شما از ورود و تحصیل در حوزه علمیه چیست؟ وی میگوید من میخواهم از خودم و جامعه رفع جهالت کنم، میخواهم خدا را بشناسم. «أول العلم معرفة الجبار وآخر العلم تفویض الأمر الیه». به عبارتی این هدف، همان هدف غایی و نهایی یعنی شناخت خداوند تبارک و اوامر او و همچنین عمل به آنها (تولید ایمان) است.

آشنایی با مباحث حوزه علمیه به منظور شناخت توانایی و قابلیتهای فردی متناسب با امور حوزوی

آشنایی با حوزه علمیه از دو راه امکانپذیر است. یکی اینکه جوانان در دوره دبیرستان با حوزه و دروس آن آشنا شوند. بهعنوان مثال در کشورهای اروپایی برای تربیت کشیش یا اسقف، از دوران کودکی این کار را شروع میکنند. امروز برنامههایی در مدارس آموزش و پرورش تحت عنوان شناخت ابتدایی یا پیشنیاز وجود دارد تا جوانان با مسائل حوزوی آشنا شوند. البته به نظر من کار لازم در این خصوص انجام نمیشود و بیشتر مسائل مربوط به مباحث درسی و معارفی انجام میشود. در حالیکه این دوره اختبار است. مانند کسی که وارد نظامیگری میشود و مراحل مختلف نظامیگری را از سربازی تا درجهداری و افسری تا افسری ارشد را طی میکند. در حوزههای علمیه برنامههای خاص و همچنین برنامههای متنوعی از قبیل برنامههای تبلیغی، نوشتاری، کلاسها، تدریس، اجتهاد و... وجود دارد که لازم است داوطلبان با آنها آشنا شوند و شخصی که قصد ورود به حوزه علمیه را دارد باید بداند که استعداد و توانایی او برای اینکه یک منبری بشود، خوب است یا اینکه باید روضهخوان، مدرس حوزه علمیه، یا فیلسوف و متکلم حوزوی و یا اینکه بعداز تحصیلات حوزوی به دانشگاه برود و استاد دانشگاه بشود. این سخن معنایش این نیست که کسی یکباره بهسراغ فلسفه یا اصول و... برود، بلکه باید بداند این مراحل، نهایتهای موجود در حوزه علمیه است و افراد مطابق با قابلیت و لیاقت خود به آن اهداف میرسند. به همین دلیل در کتاب «چگونگی تدریس دروس خارج»، طرحی آوردهایم که در ارتباط با مراحل بحث خارج است.

سیر تحصیل علوم حوزوی برای طلاب

امروز سیر مراحل متداول در حوزههای علمیه بهصورت سنتی و مربوط به زمان گذشته است، چراکه زبان تعالیم دینی، قرآن، روایات و سنت، عربی است و اگر کسی بخواهد با آن آشنا شود، باید بهسراغ برخی از علوم، مانند ادبیات عرب یا علوم مقدماتی و... برود، چون این علوم جزو علوم پایه و زیرساخت حوزه علمیه است و علم یک طلبه بر روی علومی از قبیل صرف، پایهریزی میشود.

در نتیجه بخشی از این دروس مقدماتی، یاد دادن اصطلاحات است؛ به همین دلیل در حوزههای علمیه، طلاب باید علوم مقدماتی و پیشنیازها را بیاموزند. مرحوم شهید اول و شهید ثانی در شرح لمعه هم آوردهاند که طلاب باید علومی همچون قرآن، تفسیر، نحو، صرف، کلام و… را بدانند، چراکه از همه این علوم در اصول و فقه استفاده میشود.

لذا طلبه باید به اندازهای صرف بخواند که بتواند واژهها را خوب تجزیه کند تا از عهده فهم آیات قرآن، احادیث و یا کلمات علما برآید. در اصول از مشتق اصولی و مشتق نحوی صحبت میشود. اگر طلبه با علم مشتقات آشنا باشد، در مراحل بالاتر با مشکل برخورد نمیکند و اگر منبری باشد حدیث را خوب میخواند و خوب میفهمد و میتواند آنرا به خوبی برای مردم بیان و ترجمه و تفسیر کند.

امروز در تمامی مراکز آموزشی جهان، اگر بخواهند آموزش علوم را به طور صحیح و با موفقیت ارائه دهند، از پایههای ابتدایی شروع کرده و سپس استعداد و تواناییهای دانشپژوه، دانشآموز و دانشجو را در نظر میگیرند و ارائه و آموزش کتابها را متناسب با آن قابلیتها به پیش میبرند.

البته امروز در طرحها و برنامههای آموزشی حوزوی، صرف و نحو در کنار هم مطالعه میشود که چنانچه طلاب نحو را بعداز صرف بخوانند، بهتر متوجه میشوند. لذا لازم است طلاب با علم نحو تا حد نیاز که همان فهم آیات، کلمات و روایات است، آشنا باشند.

سیر مطالعاتی علوم حوزوی بزرگان و علمای سلف

 اما از نظر سیر مطالعه کتب حوزوی، سیره بزرگان و علمای سلف که خودشان ملا، فقیه، اهل قلم و محقق بودند، اینطور بود که بعد از فراگیری صرف و نحو بهسراغ آموختن منطق و کلام میرفتند، البته نه منطق و کلام تخصصی؛ سپس در مرحله بعدی بعد هم بحث فصاحت و بلاغت و معانی بیان در حد نیاز را دنبال میکردند. نظر مبارک آیتاللهالعظمی جوادی آملی این است که: کسی که مطول نخواند، نمیداند ادبیات چیست و نظر بنده هم همین است و بنده نزد مرحوم آقای حجت قدس سره، مختصر و مطول را خواندم و هنوز هم گاهی در نوشتجات به مطول مراجعه میکنم.

امام صادق علیه السلام میفرماید: ولا یکون الرجل منکم فقیهاً حتى یعرف معاریض کلامنا وإن الکلمة من کلامنا لتنصرف على سبعین وجهاً لنا من جمیعها المخرج. معانی الأخبار , جلد 1 , صفحه 2؛

معاریض بهمعنای کنایات است یعنی بر طلبه علوم دینی فرض است که علم معانی و بیان و کنایه را بیاموزد تا بتواند کار کند. امام علیه السلام میفرماید: هیچ کدام از شما فقیه و دانشمند نمیشود مگر اینکه سخنان کنایهای و سربسته ما را بفهمد، چراکه گاه سخنان ما هفتاد تفسیر دارد که برای توجیه هریک از آن پاسخی در نزد ماست، بنابراین طلاب و روحانیون باید به مقدار لازم معانی نهفته در احادیث و کلمات ائمه معصومین علیهم السلام - کنایه- را بفهمند.

مرحله دوم؛ تحصیل علم اصول و فقه

طلبه علوم دینی بعد از فراگیری و گذراندن مراحل درسی مزبور باید به سراغ علم اصول برود و آخرین مرحله اصول نیز مسئله اجتهاد است؛ طلبه هرچه علم اصول را بهتر فرا گیرد، به تبع آن، قدرت استنباط و اجتهاد او بهتر خواهد بود. برخی این نظر را دارند و ما خودمان اینطور کار کردیم که قبلاز اینکه وارد «شرح لمعه» بشویم، «المختصر النافع» را خواندیم. این کتاب برای آشنایی با علم فقه، کتاب مفیدی است. مرحوم شهید ثانی قدس سره در «منیةالمرید» میفرماید: کسی که میخواهد به این مراحل برسد، لازم است به سراغ آیات الاحکام برود. یعنی آیات الاحکام را بخواند، قبلاز آن درایه را بخواند و بعداز آشنایی با علم فقه، مواد درسی و یا سیر مطالعاتی را برای او مشخص کنند.

تأثیر روش دوسویه یاددهی و یادگیری بین استاد و شاگرد

یکی از روشهای تدریس که در حوزههای علمیه سابق بسیار مورد توجه بود، «روش تدریس یا کلاس دوسویه یا دوطرفه» بود. در این روش، استاد قبل از برگزاری کلاس، محتوای درس را در اختیار طلاب قرار میدهد تا آنها قبلاز برگزاری کلاس با محتوای درس جدید آشنا شده و با استفاده از منابع ارائه شده آنرا فرا بگیرند و برای رفع اشکال در کلاس حاضر شوند.

صاحب معالم پسر شهید ثانی و صاحب مدارک هم نوه دختری ایشان هستند. این خواهرزاده و دایی، تمام مراحل لازم را در لبنان طی کردند و برای کسب مدارج عالیه از لبنان به نجف اشرف، خدمت عالم بزرگ آن زمان، مرحوم محقق اردبیلی قدس سره رسیدند و از ایشان درخواست کردند تا مراتب و مطالبی که در اجتهاد موثر دارند به آنان بیاموزد، مرحوم محقق اردبیلی قدس سره گفتند، شرح «مختصر الاصول ابن حاجب (شرح عضدی)» را بخوانید، آن دو بزرگوار گفتند: ما مطالعه و مباحثه میکنیم و برای فهم و درک مطالب گنگ و سنگین از محضر شما استفاده میکنیم. این، همان روش دوسویه است که استاد و شاگرد با هم کار میکنند. اگر کار اینطور باشد شاگرد رشد میکند. این آقایان مدت کمی در نجف اشرف خدمت محقق اردبیلی نکات و مطالبی راجع به اجتهاد را فرا گرفتند و گفتند، تعلم در عرصه اجتهاد دیگر کافی است و رفتند. شاگردان محقق اردبیلی به ایشان ایراد گرفتند که این چه درس خواندنی است؟ محقق فرمودند: به زودی کتابهای این دو نفر به دست شما میرسد و خواهید دید کتابهای عجیبی خواهد بود. کتاب معالم را صاحب معالم نوشت که در حوزه نجف اشرف کتاب درسی شد و مدارک را نیز صاحب مدارک بر شرح شرایع نوشت که امروز کتابی است که بزرگانی مانند آیتاللهالعظمی خوئی قدس سره به آن عنایت ویژه داشتند.

برنامهریزی دروس حوزوی، متناسب با نیازهای جامعه

نظام آموزشی حوزه علمیه، باید نیازهای جامعه را در نظر بگیرد و متناسب با آن، خود را به واقعیات جامعه نزدیک کند تا بتواند مشکلات فقهی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و... جامعه خود و جوامع بشری را پیدا و مطابق با آنها برنامهریزی کند؛ همچنین در مدارس علمیه طرح استعدادیابی طلاب را اجرا کند و بر اساس استعداد و توانمندیهای طلاب و اساتید سطح خارج، برنامهای کارگاهی ارائه کند تا طلاب و روحانیون بعد از فراگیری تحصیلات فقه و اصول، بهسراغ آموزش علم تفسیر بروند سپس به تحصیل علوم مورد علاقه خود مانند: علوم عقلی، از قبیل کلام، فلسفه، حکمت، ریاضیات و... بپردازند. یعنی طلاب در دوره فراگیری علوم اصول و فقه باید در حد اجتهاد و یا پایینتر از اجتهاد را طی کنند و حداقل با مبانی فقه آشنا شوند. یعنی وقتی جواهر، مستند، مستمسک، مسالک، مدارک و سایر کتب قدیمی مانند کتب شیخ طوسی و علامه حلی؟عهما؟ را مطالعه میکند باید با مبانی و کلمات و اصطلاحات فقهی هم آشنا باشد که این آقایان در ورود و خروج در هر بحثی چطور بحث میکنند.

لزوم آشنایی با حدیث و دانشهای مرتبط با آن به منظور رسیدن به دانش اجتهاد

در زمان گذشته آقایان قبلاز ورود به مراحل فقه و اصول، بعداز اینکه ادبیات را میخواندند، به سراغ یک کتاب روایی میرفتند. مانند کافی، استبصار یا تهذیب. وقتی به زندگینامه علمای گذشته اعم از اخباریون یا غیراخباریون نگاه میکنید، بر تهذیب علامه، بر تهذیب و استبصار شیخ طوسی و بر کافی، تعلیقه و حاشیه و شرح فراوانی نوشته شده است. دلیل آن هم، این بود که طلبه قبلاز اینکه فقه و مبانی فقهی را بخواند یک یا چند کتاب روایی را از محضر استاد فرا میگرفت و اگر مشکلاتی را که از نظر سندی یا دلالی بر روایت وجود داشت را به کمک استاد رفع میکرد. اجتهاد بهمعنای ملکه قدرت استنباط و استخراج است که زیرساخت اولیه آن قدرت اصولی است. چراکه اصول میزان و منطق فقه است. اگر کسی اصول را نداند، فقه نمیداند. وقتی از مرحوم آیتالله بنیفضل قدس سره سؤال میکردند که اعلم کیست؟ میگفت: امام قدس سره اعلم علما است؛ برای اینکه هرکس اصولش قویتر است، فقهش قویتر است. امام خمینی قدس سره اصولش قوی بود چون فلسفه خوانده بود. فلسفه قوی، باعث میشود تا فهم اصولی قویتر شود و اصول باعث قویترشدن فقه میشود که معنای آن اعلمیت است. لذا اگر کسی بخواهد صاحب قدرت استنباط شود، باید با روایات آشنا باشد اما معنایش این نیست که حتماً این کار در درس خارج انجام بگیرد، بلکه قبلاز درس خارج باید با این مسائل آشنا شود و روایات را ببیند و وسایل الشیعه باید در اختیار او باشد. چراکه اگر کسی این کتاب را بفهمد یک دوره فقه را فهمیده است.

چرا طلبه بعداز چندین سال حضور در درس خارج چیزی یاد نمیگیرد؟! زیرا آنچه که عرض شد پیاده نشده و این آقا هنوز سرگردان است. در حالی که این درس، برای تفهیم است، برای اینکه عدهای از شاگردان به مرحله اجتهاد برسند. یکی از بزرگترین شاگردان میرزای بزرگ، سیدمحمد فشارکی، استاد مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری است. روزی مرحوم سید فشارکی بعداز پایان درس از منبر پایین میآیند. طلبهای از ایشان سؤال میکند و حدود یکساعت ایشان پای منبر ایستاده بودند. آقای آشیخ و دیگران گفتند آقا بس است دیگر، خسته شدیم، این همه روی منبر بحث کردند اینجا هم صحبت بشود؟ سید فرمودند: من برای همین جهت آمدهام. درس برای این است که این آقا بفهمد، ایشان هنگام درس نفهمیده است و الان کاری میکنم ایشان درس را بفهمد. این استادی است که با آن بزرگی و بزرگواری و سن بالا از جان مایه میگذارد، چنین استادی، شاگردی بزرگوار هم لازم دارد. شاگردی که دلسوز باشد و از تمام فرصتها بهره ببرد.

یکی از اساتید بنده شماره تلفنی به بنده دادند و گفتند هیچکس حق تماس با این شماره را ندارد، هر وقت شما هنگام مطالعه به اشکال علمی برخورد کردید، هر ساعتی از شبانهروز که باشد، حتی اگر خواب باشم و بهواسطه تماس شما از خواب بیدار شوم، ناراحت نمیشوم، بلکه خوشحال میشوم. این استادی است که از خواب و بیداری مایه میگذارد. بنابر این شاگرد باید کار کند.

استاد آرمانی و استاد موفق

درسی موفق است که عالم تربیت کند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: پربهاترین و والاترین صدقه و بخشش این است که انسان بر علم و دانشی دست یابد و آنرا به برادران دینی خود تعلیم دهد. این حدیث ارزش تعلیم به شاگردان را نشان میدهد.

اساتید حوزههای علمیه به دو دسته یا طبقه آرمانی یا موفق تقسیم میشوند.

ویژگیهای استاد آرمانی

1. شناخت خداوند جبار و در نهایت واگذاری امر و خویشتن به خدای متعال، اول العلم حقیقةالجبار

2. اخلاص در نیت

3. عمل به آموختنیهای خویش

4. پالایش دل از رذیلتهای اخلاقی

5. آراستن دل به فضائل و مکارم اخلاق

6. توکل به خداوند

7. توسل به اهلبیت علیهم السلام

8. تواضع و فروتنی

9. همت عالی

10. قیام به شعایر دینی

11. هماهنگی رفتار استاد و شاگرد

12. خدمت به دین

14. طلاب و جامعه اسلامی

15. غافل نبودن از شیاطین و نیرنگهای آنان در اشکال گوناگون

16. مداومت در درس و بحث

17. خودداری از جدال و ستیزهجویی هنگام درس و بحث

18. تسلیم بودن در برابر حق و برهان مستحکم

ویژگیهای استاد موفق

1. احاطه و آمادگی کامل بر مواد درسی

2. استفاده از شیوههای تأثیرگذار در انتقال مباحث

3. ترتیب و چینش مباحث برای تفهیم پربار

4. جدیت در تدریس

5. تشویق و تحریص شاگردان برای یادیگری

6. اهل تحقیق و پژوهش بارآوردن شاگردان

7. سفارش اکید بر مراجعه به منابع

8.استاد باید خود را همچون پدر واقعی بپندارد، آنگاه در تعلیم و تربیت و رشد و بالندگی و آینده شاگرد با درایت اقدام نماید.


خروج




جمعه ٠١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام