*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پاسخ استاد, پرس‌وجو شماره خبر: ١١٩٠٠٠ ١٧:٠٩ - 1390/10/07   پرس و جو شماره 328 ارسال به دوست نسخه چاپي


پرس و جو شماره 328

چرا قيام امام حسين(ع) را جهانى تلقى مى‌كنيم؟


نهضت حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام قضيه‌اى شخصى نيست، بلكه همانند ساير اولياى بزرگ خدا جريانى تاريخى است كه سنت الهى محسوب مى‌شود. از اين رو، يقيناً پيام دارد؛ زيرا سنت‌هاى الهى بر همگان و در همه عصرها و نسل‌ها و مصرها جارى است و محدود به زمان و مكان مخصوص و افرادى خاص نيست.

حضرت آيةاللّه جوادى آملى

سنت بودن نهضت عاشورا ايجاب مى‌كند كه حوادث پيش از كربلا، رخدادهاى روز عاشورا و حوادث پس از آن، از سوى موافقان و مخالفان تحليل شود؛ يعنى بايد سخنان و رفتار حاكمان دربار اموى، پيش از قيام حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام، دستورهاى آنان در روز عاشورا و حركت‌هاى آن‌ها پس از عاشورا بررسى شود تا روشن گردد كه دشمنان اسلام مى‌خواستند درباره براندازى آن تا كجا پيش‌روند.

شعاع پيام عاشورا

شعاع هر پيامى وابسته به شعاع هستى انشاءكننده آن پيام است.

اگر مبدأ پيام در محدوده‌اى خاص حضور وجودى داشت، قلمرو پيام او هم به همان جا محدود خواهد بود و اگر مصدر پيام، منطقه‌اى وسيع را در حيطه هستى خويش داشت، شعاع پيام او نيز به همان اندازه وسيع خواهد بود. ما اگر حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام را به عنوان انسان كامل و خليفه خدا در زمين بشناسيم، منطقه نفوذ پيام آن حضرت محدود نيست، بلكه تا آن‌جا‌كه شعاع انسانيت هست، پيام حسينى نيز هست؛ خواه در پهنه زمين، خواه در گستره زمان. يعنى در طول تاريخ، هرجا انسانى حضور و ظهور دارد، مخاطب كربلاى حسينى است. البته هر گروهى كه نياز فكرى و اجتماعى خود را در فرايند عاشورا مى‌يابد، شايد چنين بينديشد كه تنها گروه آنان است كه مخاطب اصلى كربلايند؛ ليكن بهره‌ورى هر گروه، مستلزم انحصار پيام كربلا به آن نيست.

قلمرو پيام نهضت حسينى محدود نيست؛ بلكه مخاطب اصيل آن، انسان است و مؤيد آن، سخن وجود مبارك رسول اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم است كه «حسين منى و أنا من حسين»، بحارالانوار/43/261؛ «حسين عليه‌السلام از من است و من از او هستم». درست است كه حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام نوه پيامبر اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم است، ولى آن حضرت نوه‌هاى ديگرى هم داشته‌اند كه درباره آن‌ها چنين تعبيرى نفرمودند. بنابراين، سخن رسول خدا صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم به اين معناست كه كيان دين و نبوت و رسالت من با قيام حسين عليه‌السلام زنده است. از اين‌رو، پيام نهضت حسينى تا شعاع رسالت و نبوت رسول اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم نفوذ دارد.

بهترين سند براى ارزيابى منطقه رسالت رسول اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم، قرآن كريم است. بر پايه قرآن، وجود پربركت رسول اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم براى همه مردم و جوامع بشرى (جهانيان) منشأ رحمت است؛ «و ما أرسلناك إلا رحمة للعالمين»، انبياء، آيه/107؛و «و ما أرسلناك إلا كافة للناس»، سبأ/28؛ اگر خداوند متعال پيامبر اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم را به نام رحمت عوالم ارسال كرده است و اگر همين پيغمبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم مى‌فرمايد كه من از حسين عليه‌السلام هستم، با اين شكل منطقى قلمرو پيام كربلا روشن مى‌شود.

زيرا خدا درباره پيغمبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم مى‌فرمايد: بركت وجود او جهانى است و ايشان نيز با چنان شعاع رحمتى فرمودند: كيان من به كربلاى حسين زنده است؛ «و أنا من حسين». از اين رو، پيام نهضت حسينى نيز جهانى است.

معناى جهانى بودن يك مكتب، حفظ دو اصل جامع و كلى است: يكى همگانى بودن به لحاظ افراد و ديگرى هميشگى بودن به لحاظ ازمان.

بنابراين، پيام نهضت عاشورا براى شيعيان سودمند است؛ چون آنان امت امام حسين عليه‌السلام هستند. نيز براى قاطبه مسلمانان جهان مفيد است؛ زيرا همگى زير ولايت اويند؛ گرچه برخى به ولايت ايشان معتقد نيستند.

همچنين براى همه موحدان و اهل كتاب عالم سودمند است؛ چون آن حضرت پيام توحيدى دارد و همه موحدان مورد عنايت توحيدى آن حضرت عليه‌السلام هستند و سرانجام، براى همه جوامع بشرى نفع دارد؛ زيرا كربلا قيام انسانى را به همراه دارد. بنابراين، هيچ انسانى از پيام نهضت كربلا محروم نيست و شعاع آن همه افراد بشريت را در بر مى‌گيرد.

نياز همگان به پيام

هيچ‌كس نمى‌تواند بگويد: من از مراسم سوگوارى سالار شهيدان بى‌نيازم؛ خواه شيعه يا سنى، خواه كليمى يا مسيحى يا زرتشتى و خواه مسلمان يا كافر؛ زيرا حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام گفتارها، رفتارها و نوشتارهاى فراوانى در سطوح مختلف ارائه كرده‌اند.

به برخى فرمودند: اگر مسلمان نيستيد، آزادانديش باشيد و خاصيت آزادانديشى و آزادمنشى اين است كه انسان نه سلطه‌پذير باشد، نه سلطه‌گر؛ «إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحراراً فى دنياكم» كلمات الإمام‌الحسين عليه‌السلام، ص504؛

درس آزادگى نشانه آن است كه جنبه انسانى كربلا همچنان محفوظ است و اگر كسى به مبدأ و معاد عالم معتقد نبود، به اصل حريت بشر اعتقاد دارد و كربلا، معلم حريت جوامع بشرى است.

بنابراين، هيچ انسانى بى‌نياز از بهره‌بردارى از مراسم كربلا نخواهد بود و هيچ عالم و انديشورى مستغنى از رهنمود عاشورا نيست؛ حتى زاهدان و عابدان كه در بين راهند و حكيمان و متكلمان كه به پايان راه نزديك‌اند و عارفان و شاهدان واصل كه به قله بلند پايانى اين راه رسيده‌اند، آن‌ها نيز جزو مستمعان راستين پيام حسينى‌اند؛ زيرا جريان كربلا، مجاهدان نستوه جهاد اصغر را مى‌پروراند، مجاهدان متخلق و عالمان اخلاق جهاد اوسط را هدايت مى‌كند و نيز عارفان به مقام فناء در فناى الهى را مى‌پروراند و به آن‌ها دستور «محو قبل الصحو و صحو بعد المحو» مى‌دهد.

عارفان نيز در جهاد اكبر كه برتر از جهاد اوسط است، در مى‌يابند كه در داورى بين عقل و عشق، بايد عشق را بر عقل حاكم كنند و آن جا كه نبرد بى‌رحمانه بين انديشه و شهود برپا مى‌شود، لازم است شهود را بر انديشه مقدم دارند و در مدار نبرد عرفان و حكمت، عرفان را بر حكمت مقدم كنند.

جريان كربلا، نسبت به شهداى عالى‌مقام آن، جنگ اصغر نبود تا براى آب و خاك بجنگند و نيز جريان جهاد اوسط نبود تا صرفاً براى تزكيه روح نبرد كنند؛ آن‌ها جهاد اصغر و اوسط را پشت سر گذاشتند و چون جهاد اكبر درجاتى دارد، به اين بارگاه راه يافتند كه مشهود شاهد عارف را بر فهم حكيم مبرهن غالب كنند، سپس اصحاب خود را به اين قله برسانند. اگر كسى خودش شاهد شد، بايد امام شاهدان هم باشد؛ چون قرآن پس از معرفت، انسان را به مهاجرت فرا مى‌خواند تا به امامت برساند.

فراگيرى پيام

پيام نهضت حسينى فراگير است و اختصاص به زمان خاص ندارد. حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام در جايى فرموده‌اند؛ «وقتى هيئت حاكمه ملتى مثل يزيد شد، بايد اسلام را وداع كرد و ديگر اسلامى باقى نمى‌ماند»، بحارالانوار/ج44/ص325؛ اين سخن حضرت سيدالشهدا سه ضلعى است: ناظر به قبل از حادثه كربلا، ناظر به زمان معاصر آن حضرت عليه‌السلام و نيز ناظر به زمان پس از كربلاست.

حضرت حسين بن‌على عليه‌السلام فرمودند: كه هرگاه زمامدار مردم، مثل يزيد شد، در آن حال، اسلام رخت بر مى‌بندد.

بنابراين، هر اندازه ساده‌انديشان بگويند: دين با سياست كارى ندارد و ما به دين‌مان مى‌پردازيم و كارى به سياست نداريم، سياست‌بازان مكار مى‌گويند: ما با شما و با دين‌تان كار داريم و شما بايد دين را به ميل ما بفهميد و اگر اهل فتوا هستيد، طبق خواسته ما فتوا بدهيد و تمام كارهاى ما را تصديق كنيد و كارهاى ما را مطابق با دين خدا بدانيد؛ اگرچه كسى كه مسئول فتوا يا قضاست، «شريح قاضى» باشد. او نيز مى‌گفت كه دين با سياست كارى ندارد، اما سياست او را رها نكرد؛ بلكه سياستمداران مكار به او گفتند: تو بايد به سود ما فتوا بدهى و حسين بن على عليه‌السلام را مهدور‌الدم بدانى و با فتواى تو بايد عده‌اى به كربلا بيايند. سخن حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام اين نيست كه اگر شخص يزيد حاكم جامعه شد، بايد با اسلام خداحافظى كرد، بلكه فرمودند: آن روزى كه مثل يزيد...؛ يعنى شخص خود يزيد مطرح نيست، بلكه جريان يزيدى مطرح است. اين بيان حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام ناظر به سه عصر است: عصر قبل از كربلا، عصر معاصر كربلا و عصر بعد از كربلا. عصر قبل از كربلا همان دورانى است كه معاويه حاكم بود و عصر خود كربلا زمان حكومت يزيد بود و عصر پس از آن وقتى بود كه مروان و حجاج و... حكومت مى‌كردند. امام حسين عليه‌السلام در بخش‌هاى ديگر سخنان خود فرموده‌اند: «مثلى لا يبايع مثله»، بحارالانوار/ج 44/ص 325؛ «كسى كه مانند من فكر مى‌كند، با كسى كه مانند يزيد فكر مى‌كند، بيعت نمى‌كند». از آن جهت كه اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام يك‌نورند، هيچ‌يك از آن ذوات مقدس با حاكم جائر عصر خود، مختارانه بيعت نكردند و هرگز سلطه ظالمانه امويان، مروانيان و عباسيان را مشروع نمى‌دانستند و آن را در خور قبول تلقى نمى‌نمودند. از گفتار و كردار حضرت حسين‌بن‌على عليه‌السلام معلوم مى‌شود كه ايشان جزو مردان الهى‌ است كه درباره سه عصر و سه نسل مى‌انديشد. او تنها عصر خود را نمى‌بيند، بلكه گذشتگان و آيندگان خود را نيز مى‌نگرد؛ يعنى تمام جوامع بشرى را ملحوظ مى‌دارد. سخنان امام حسين عليه‌السلام نشان مى‌دهد كه نهضت حسينى، سنت الهى بوده است، نه جريان شخصى؛ زيرا آن‌حضرت، سخن از مثل خود و مثل يزيد دارد، نه از شخص خود و شخص يزيد. بنابراين، پيام نهضت كربلا محدود به زمان خاص نيست، بلكه نسبت به گذشته و حال و آينده جريان دارد.

منبع : شكوفايى عقل در پرتو نهضت حسينى


خروج