*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مصاحبه, مصاحبه شماره خبر: ٤٠٨١٥٨ ١١:٠٩ - 1398/04/26   گفت‌و‌گو با سفیر اسبق ایران در واتیکان رویکرد‌های جدید نسبت به  اسلام‌شناسی و شیعه‌شناسی در منطقه-مصاحبه شماره 598 افق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌و‌گو با سفیر اسبق ایران در واتیکان رویکرد‌های جدید نسبت به اسلام‌شناسی و شیعه‌شناسی در منطقه-مصاحبه شماره 598 افق حوزه

گفت‌و‌گو با سفیر اسبق ایران در واتیکان


ایران اولویتش برای ما باید بیشتر از خارج باشد و این‌که دائماً سخن از گفت‌و‌گوی دینی بیرون از ایران باشد، درست نیست. بهترین کار فعالیت‌های ادیانی است که می‌تواند در داخل ایران مورد توجه قرار بگیرد...


به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در واتیکان و از چهره‌‌‌های فعال در حوزه تعاملات ادیانی در عرصه بین‌‌‌الملل بوده و هماکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب می‌‌‌باشد. دفتر امور ادیان و مذاهب مرکز ارتباطات و بین‌‌‌الملل حوزه‌‌‌های علمیه، در راستای بهره‌‌‌گیری از تجارب و دانش متخصصان و نخبگان حوزه ادیان و مذاهب، مصاحبه‌‌‌ای با وی انجام داده که تقدیم علاقهمندان نشریه افق حوزه میشود.


 ورود حوزه علمیه به عرصه بینالملل باید حضوری محترمانه و با شرایط لازم باشد

در همه جای دنیا مراکز مختلفی برای یک هدف واحد وجود دارد؛ اما در ایران بیشاز اندازه تعدد مرکز برای انجام یک کار داریم. تعدد مرکز در همه جا هست؛ اما نه به این تعداد؛ این تعدد مشکلات فراوانی درست کرده و میکند.

اما آن مقداری که به حوزه مربوط است، این مسئله است که شما از حوزه چه تعریفی دارید و بر اساس این تعریف چه رسالتهایی را برای حوزه تبیین میکنید. اگر وظیفه اولش آموزشی و تربیتی است؛ کما اینکه در طول تاریخ حوزه چنین بوده، حتی در دورهای که قم به مهمترین حوزه علمیه تبدیل میشود، باز هم وجه غالب و عمدهاش وجه آموزشی و تربیتی بوده است؛ لذا بهعنوان یک نهاد آموزشی و تربیتی است؛ نه بهعنوان یک نهاد ارتباطی. اگر قرار است بهعنوان یک نهاد ارتباطی در حوزه بینالملل یا در حوزه منطقهای و یا در زمینه جهان اسلام هم باشد، قبلاز اینکه وارد این مسئله شود و شروع کند، باید شرایط لازم را فراهم کند که این حضور محترمانه باشد. این ارتباطی است که به نفع حوزه و نظام است.

اگر قرار باشد ارتباطهایی غیرمحترمانه صورت بگیرد، این ارتباط نه مفید است و نه در شأن حوزه و روحانیت است؛ لذا مهم، این مسئله است که ببینیم حوزه چگونه خودش را تعریف میکند. احساس من این است که برخی تصور میکنند، ارتباط هر چقدر گستردهتر و پرارتباطتر و پرتحرکتر باشد، بهتر است؛ اما چنین نیست.


 حوزه نهادی آموزشی است که ارتباطاتهای بینالمللی آن باید در راستای آموزش باشد

مراکز آموزش هندویی، مسیحی حتی یهودی تا آنجا که من اطلاع دارم، وظیفهاش در درجه نخست آموزش است. و حالا چون دین هست، تربیت هم هست. مثلاً فرض کنید دانشگاه معروف گریگورین مهمترین وظیفهاش تربیت افرادی است؛ اعم از کشیش و غیرکشیش که بعدا کشیش میشوند. عموم پاپها فارغالتحصیل همین دانشگاه هستند؛ البته در کنار بحث آموزش ممکن است، ارتباطات بینالمللی هم داشته باشند که مرتبط با آموزش آن مجموعه است؛ لذا کاملاً با ارتباط ناسنجیده مخالف هستم. اینکه چند مورد بگویند این مسئله موفق بوده، این کفایت نمیکند.

اولاً آن مواردی که میگویند موفق بوده است، باید بررسی میدانی شود که واقعاً موفق بوده! آیا همانگونه که تصور میکنند، موفق بوده است یا خیر؛ اگر هم موفق باشد، به چند مورد نمیتوان اعتماد و اکتفا کرد. اقدامات کاری حسابنشده و بدون پشتوانه مضر است؛ چون برای ارتباطگیری نیاز به پشتوانه هست و بدون پشتوانه این فعالیت نتیجهای نخواهد داشت.

از طرفی این ارتباط نباید جنبه شخصی داشته باشد و باید جنبه سازمانی داشته باشد. مشکلی که در ایران وجود دارد، این است که فرق ارتباطات سازمانی و شخصی را درنمییابند. ارتباط شخصی میتواند موردی باشد؛ ولی وقتی ارتباط صورت سازمانی شد، این ارتباط باید دنبالهدار باشد.


 پذیرش و تربیت نیروی بینالمللی باید بر اساس نیازسنجی و تخصص باشد

 پساز تعریف و شرح وظایف حوزه و رسالت آن، قدم بعدی این است که ما میخواهیم ارتباط بینالمللی داشته باشیم؛ حالا چه اسلامی و چه غیراسلامی؛ اینجا باید مشخص شود که حوزه به چه چیزهایی و به چه میزان نیرو نیاز دارد و متناسب با آن نیرو تربیت کند و آن هم نه یک تربیت عمومی؛ بلکه تربیت تخصصی؛ یکی از مشکلات جهان سوم این است که ارتباطی میان عرضه و تقاضا در آموزشها، حالا چه آموزش تکنیکی و چه در علوم پزشکی یا علوم دیگر وجود ندارد و اگر این تناسب وجود نداشته باشد، شما یا با کاستی یا با تورم مواجه هستید.

باید دید حوزه چه میزان نیرو در چه زمینهای نیاز دارد؛ بههمان میزان طلبه پذیرش کند؛ نه اینکه درب را باز کنید و هر میزان آمدند، پذیرش شوند و مهمتر و سختتر این است که باید از میان آنها افرادی انتخاب شوند و ملاک انتخاب هم سخت است. برخی تصور میکنند، شناخت دیگران بر اساس مجموعهای از اطلاعات است؛ در حالی که اصلاً اینگونه نیست و یک کار کاملاً سنگین و تخصصی است؛ یعنی شخصی که قرار است آموزش ببیند، این شخص صرفاً با دانستن مجموعهای از مفردات، راه به جایی نمیبرد؛ بلکه باید روح آن دین، فرهنگ و تمدن، ویژگیها، تنوع و تکثر را بهلحاظ جغرافیایی بداند.

لذا باید برای این کار سرمایهگذاری آموزشی صورت پذیرد. اینکه کمی از کتاب هندوها، مسیحیها و دیگرانی را خوانده و بعد میگوید: من باید چه کاری انجام دهم، اینجا هم طلبه و هم حوزه به اشتباه رفتهاند.


 بهترین گفتوگوهای ادیانی بهلحاظ علمی همیشه با ایران بوده است

نکتهای که وجود دارد، این است که عموم ما ایرانیها نسبت به تواناییهایمان حالت افراط و تفریط داریم؛ یعنی یا خیلی خودمان را دست کم میگیریم و یا اینکه خیلی فراتر از آنچه که هستیم، میبینیم. احتمالاً برخی بگویند، ما خیلی ضعیفیم؛ در حالی که در زمینه گفتوگو حداقل بهلحاظ علمی داستان اینگونه نیست. در سال ۲۰۰۷ گفتوگویی بین ایران و واتیکان انجام شد که من هم با هیئت بودم و ریاست هیئت هم با آقای مصطفوی رئیس سازمان فرهنگ بود. بههنگام ناهار در این دو روز من کنار کاردینال توران مینشستم. در دورهای که من سفیر بودم، توران وزیر خارجه بود و خودش میگفت: با هیچ سفیری مانند شما کار نکردهام؛ لذا صمیمی بودیم. توران میگفت: بهترین گفتوگوی ما بهلحاظ علمی همیشه با ایران بوده است و این، عین حرف آقای توران است.

در همین گفتوگوی دینی شخص دیگری بهنام عکاشه بود که دیدگاهی منفی نسبت به مسلمانان دارد، میگفت: ایرانیها در گفتوگو خیلی ملایم، علمی و خیلی خوب صحبت میکنند؛ ولی عربها وقتی برای دیالوگ و گفتوگو اینجا میآیند، فکر میکنند که مراسم نماز جمعه است و با فریاد حرفهایشان را بیان میکنند.


 رویکردهای جدید نسبت به اسلامشناسی و شیعهشناسی در منطقه

درباره حوزه دو موضوع قابل طرح است: یکی گفتوگوی دینی و دیگری نیاز قابل توجه به اساتیدی که بتوانند منطقه و تحولات آن را بهخوبی توضیح دهند. در دورهای مانند قرن ۱۹ مسایل اسلامشناسی در شاخههای مختلفش بهجهت شناخت خود اسلام مطلوبیت داشت. در حال حاضر اسلامشناسی مطلوبیت دارد بهجهت شناخت پیچیدگی منطقهای که در آن زندگی میکنیم. منطقه خاورمیانه، منظور آن خاورمیانهای که از اصطلاح سنتیاش وسیعتر است که شامل شمال آفریقا و از این طرف ترکیه، افغانستان و پاکستان را هم شامل میشود. این منطقه بهخصوص بخشهای جنوبی آن از جمله خلیج فارس، برای همه اعم از بخش اقتصادی، سیاسی و نظامی مهم است. نکته دوم اینکه آنها میدانند بدون شناخت درونیتر از اسلام، شیعه، نمیتوانند مسایل مختلفی را که رخ میدهد، بهخوبی بشناسند. پس اشتباه نشود اسلامشناسی عموماً در حال حاضر مطلوبیتش به این جهت است که وسیلهای است، جهت فهم مسایل پیچیده خارومیانه در ابعاد مختلف؛ البته این سخن به این معنا نیست که دین اسلام فی نفسه مطلوبیت ندارد؛ خیر! مطلوبیت دارد ولی کمتر.


 امروز برای تبلیغ و تدریس در فضای بینالملل، از فضای مجازی بیشتر استفاده شود

اگر حوزه بتواند یک سری افراد را که بتوانند خوب تدریس کنند، تربیت نماید، زمینه بسیار خوبی وجود دارد. البته یک ایرانی بهدلیل شرایطی که برایش ایجاد شده است، محدودیت زیادی در پذیرش دارد؛ ولی باز مواردی هست که محدودیت ندارد. البته امروزه بحث تدریس فقط با حضور فیزیکی نیست و اگر حوزه بتواند مجموعهای در خود ایران در حوزه مسایل اسلامی بهصورت مجازی درست کرده و از اساتید مختلف استفاده کند که همین مسایل مطرح را تدریس کنند، قطعاً یکی از پرطرفدارترین کلاسهای مجازی در کل منطقه خواهد بود.

 امروزه با همه گرفتاریها برای اعزام طلبه و امکان استفاده از فضای مجازی دیگر چندان ضرورت ندارد که افرادی به خارج اعزام شوند و آنمقدار که مربوط به معرفی اسلام و تشیع است، از طریق فضای مجازی تا حد قابل قبولی قابل انتقال است.

اما قسمت دوم، دیالوگ و گفتوگوی دینی است که این بخش فقط مربوط به تواناییهای علمی، دینی و فلسفی نیست؛ بلکه بخش رفتار اشخاص هم بسیار مهم است. در این حوزه ما نیازمند افراد خاصی هستیم و نباید فراخوان عمومی باشد؛ بلکه باید گزینشی باشد.


 نباید گفتوگوهای ادیانی با صاحبان ادیان داخل ایران کمرنگ شود

به هر حال سامان دادن به موضوع گفتوگوی دینی بر اساس سلیقههای فردی و تجربیات موردی، زیانآور است. نه اینکه بد باشد؛ بلکه خطرناک است. از طرف دیگر سعی کنیم، بخشهای مختلف را با هم پیش ببریم؛ نه اینکه صرفاً به یک بخش توجه و تأکید شود. مثلاً نباید فقط بحث گفتوگو با مسیحیت مطرح شود. ما در ایران هستیم و در تاریخ ایران، زرتشتیها، مسیحیهای ایران کهن و دیگرانی هستند که باید آنها را شناخت. گفتوگوهای ما نیز نباید در چارچوب پاسخگویی از نوع جدلی آن باشد؛ بلکه بسیاری از مسایل را میشود بیطرفانه و منطقی مطرح کرد. لذا ایران اولویتش برای ما باید بیشتر از خارج از ایران باشد و اینکه دائماً سخن از گفتوگوی دینی بیرون از ایران باشد، درست نیست. بهترین کار فعالیتهای ادیانی است که میتواند در داخل ایران مورد توجه قرار بگیرد؛ لذا استقرار فرهنگی، اجتماعی و قانع کردن نسل فعلی ایران، خود از اصلیترین وظایف است. بنابراین ما باید گفتوگوی فعالتری با میراث تاریخی و دینی خود، چه قبلاز اسلام و چه بعداز اسلام داشته باشیم. هماکنون تعداد قابل توجهی از جوانان ما به مسیحیت و آیین زردتشت تمایل یافتهاند. آشنایی ما با این دو و نیز ادیان و افکاری که هماکنون گروههایی را به خود جذب میکنند، یک ضرورت است. ما مجبوریم برای استقرار و ثبات فرهنگی و اجتماعیمان با هواداران این اندیشهها و گرایشها دیالوگ فعالتری داشته باشیم.


خروج