*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤٠٨٥٨٠ ١٥:٠٦ - 1398/05/21   بررسی و تبیین سیر نزول آیات قرآن کریم  در بیان حکم عفاف و حجاب-مقاله شماره 601 دافق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


بررسی و تبیین سیر نزول آیات قرآن کریم  در بیان حکم عفاف و حجاب-مقاله شماره 601 دافق حوزه

بررسی و تبیین سیر نزول آیات قرآن کریم در بیان حکم عفاف و حجاب-مقاله شماره 601 دافق حوزه


اشاره: حجاب، به‌عنوان یکی از ضروریات دین مبین اسلام از جایگاه و اهمیّت بسیاری برخوردار است، امّا با وجود جایگاه سترگ و مهم آن، دغدغه اصلی در مناسبات تعاملی، ارتباطی و پوششی بین دو جنس زن و مرد، به موضوع دیگری تعلّق یافته است و آن عفاف و خودکنترلی است. زیرا اگر عفاف نباشد؛ حجاب نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد. و در این میان حجاب نیز به‌عنوان مهم‌ترین ابزار جهت صیانت از عفاف مورد توجه است. متن حاضر، مقاله تفصیلی منتشر شده در فصل نامه مطالعات تفسیری با عنوان «تحلیل تفسیری سیر نزول آیات حجاب» می‌باشد که با مشارکت سه نفر از پژوهشگران: حجج اسلام محمدحسین ملامیرزایی؛ مهدی بیاتی و محمد شریفی؛ تدوین گردیده است که در ادامه منتخبی از این مقاله تقدیم خواننده ارجمند هفته نامه افق حوزه می‌شود...

 


 سیر نزول آیات قرآن کریم در بیان حکم حجاب

در قرآن پیشاز دستور به حجاب (به معنای پوشش بدن با لباس)، دستوراتی مقدّم شده که مخاطبین را در فضای هنجاریِ خاصی قرار میدهد که موجب میشود تا دستور به حکم حجاب را به راحتی پذیرا شوند. این دستورات، حول محور پوشیده بودن از دیدهگان جنس مخالف میباشد.

1. التزام به منزل بانوان (خانه، به منزله پوشش از دید نامحرمان)

اولین امر الهی، پیرامون حکم التزام به منزل برای زنان است. خداوند متعال میفرماید: «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى؛ (ای زنان پیامبر) در خانههایتان بمانید و مانند زنان در دوران جاهلیت نخستین به تبرج و جلوهگری نپردازید». (احزاب/ 33)

واژه «قَرْنَ» از «وقر یقر» به معنای مستقر شدن و برجای ماندن و در این آیه شریفه، به معنای سنگینى، وقار، متانت و کنایه از قرار گرفتن در خانه (تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏17، ص: 290؛ مجمع البیان طبرسى، 1372ش، ج‏8، ص558) و مراد این است که اىزنان پیامبر! از خانه‏هاى خود بیرون نیایید (المیزان، 1417 ق، ج‏16، ص: 309؛ مجمع البیان، 1372 ش، ج‏8، ص: 558) که از نظر نتیجه، تفاوت چندانى با معنى اوّل نخواهد داشت (تفسیر نمونه، 1374 ش، ج‏17، ص: 290). آیه شریفه، زنان را به قرارگرفتن در خانه امر میکند و اینکه بدون حاجت از منزل خارج نشوند (الفرقان فی تفسیر القرآن، 1408ق، ج 22، ص 105). سید قطب با توجّه به این معنا معتقد است قرن، تعبیر لطیفی است؛ یعنی: خانه پایگاه زن است؛ از اینرو، زن بهقدر نیاز و حاجت میتواند از منزل خارج شود.(فی ظلال القرآن، 1408ق ، ج5، ص 2859،)

تَبَرُّج، واژهای قرآنی است به معنای خودنمایی زنان و اینکه زیبایی و زینتشان را آشکار کنند. ریشه این واژه، برج، در عربی در دو معنای اصلی بهکار میرود: «بروز و ظهور» و «ملجأ و مکان بلند»؛ تبرّج از معنای نخست گرفته شده است و بروج (برجهای فلکی و برج و باروهای شهر) به معنای دوم راجع است (مقاییس اللغة، 1404ق، ج۱، ص۲۳۸). خلیل بن احمد فراهیدی در معنای کلمه تبرّج گفته است: «آنگاه که زن زیباییهای گریبان و چهره را بنمایاند، گفته میشود: تبرّج کرده است» (کتاب العین، 1409ق. ج6، ص115). فیّومی نیز جلوهگری و عرضه زیباییها را مفهوم تبرّج دانسته و میگوید: «تبرجت المرئة، یعنی زن، زیباییها و زینتهایش را در مقابل نامحرم آشکار سازد» (مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر)، 1414ق: ج 1، ص42).

براساس آیه مذکور، خداوند التزام بهمنزل و عدم هرگونه ارتباط با نامحرم را - در شرایطی که امکانش وجود دارد و هیچگونه اقتضاء و ضرورتی برای ارتباطگیری با جنس مخالف وجود ندارد- بهعنوان یک امر ارزشی و ایدهآل مورد توجّه قرار داده و زنان را بدان امر نموده است.

اگر چه خطابِ الزامی آیه مذکور به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ ولی میتواند مرادِ خداوند، همه زنان باشد و احکام مطرح شده عام باشد، بهطوری که التزام بهمنزل برای زنان دیگر نیز مطلوبیت داشته باشد، اگرچه واجب نباشد و تکیه آیه بر زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از باب تأکید بیشتر باشد. درست مثل اینکه به شخص دانشمندى بگویند: «تو که دانشمندى دروغ مگو»، مفهومش این نیست که دروغ گفتن براى دیگران مجاز است، بلکه منظور این است که یک مرد عالم باید به صورت مؤکدتر و جدى‏ترى از اینکار پرهیز کند (تفسیر نمونه، 1374 ش، ج‏17، ص: 291).

این آیه شریفه بیانگر اهمیّت محفوظ و مستور بودن از نامحرم و نهی از خودنمایی است که به زنان مسلمان دستور میدهد، همانند زنان عصر جاهلیت نخستین نباشند و هنگام حضور در اجتماع، از خودنمایی و خودآرایی بپرهیزند. روشن است که مراد محصور و محبوس نمودن زن در خانه و جدا نمودن او از اجتماع نیست؛ زیرا مخاطبان آیه، یعنی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت تاریخ همراه آن حضرت به مسافرت رفته، در جنگها شرکت جسته و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز منعی نفرموده است (حضور بانوان در مسجد، 1387ش. ص 46-53).

باید توجّه داشت عمومیت خطاب، در زبان سیاستگذاریِ اجتماعی به هنجار تعریف میشود. بدین صورت که التزام به منزل بانوان باید بهعنوان یک ارزشِ عمومی و در پی آن، بهعنوان یک هنجار شناخته شود و سیاستگذاریهای کلان نیز در راستای آن تدوین شود.

براساس آیه، قرار گرفتن در خانه (التزام بهمنزل بانوان) و به تبعِ آن خانهداری و فرزندپروری، بهعنوان یک اولویّت برای زنان برشمرده شده است. (منهج الصادقین، 1410ق، 422؛ جرجانى، ۱۳۴۱ش. ج8، ص50؛ سبزوارى، 1406ق‏. ج5، ص435). و شاهد بر آن این است که اگر غرضِ خداوند فقط این باشد که زنان تبرّج نکنند و حضور اجتماعیِ سالمی داشته باشند دیگر لازم نبود تا قبلاز آن، امر به التزام بهمنزل نماید و عبارت «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى» کافی بود. بنابراین میتوان چنین استفاده کرد که با آوردن عبارت «قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنّ» التزام بهمنزل و به تبعِ آن خانهداری، بهعنوان یک اولویّت برای زنان برشمرده شده است. توجه به این نکته میتواند تعریف مشاغل خانگیِ مفید و موثر برای بانوان بهگونهای که در خانه احساس خوبی داشته باشند و به خاطر احساس تشخص، مجبور به حضورِ اختلاطی با نامحرمان نباشند را بهعنوان یک اولویّت برای ساماندهی به امور زنان در نظر قرار دهد.

 اولویّت التزام بهمنزل برای زنان در روایات

مؤید این مطلب قرآنی، روایاتی است که در باب اولویّت التزام بهمنزل برای زنان وجود دارد. دستهای از روایات، زنان را از رفتن به مسجد باز داشتهاند و از کتابهای روایی و فتاوای بعضی از فقهای شیعه و سنی استفاده میشود که برای زنان خواندن نماز در خانه از نماز خواندن در مسجد فضیلت بیشتر دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «صَلاةُ المرأةِ وَحدَها فی بَیتِها کفَضلِ صَلاتِها فی الجَمعِ خَمسا وَ عشرین درجةً؛ (وسائل الشیعة، 1409 ق‏، ج 5، ص 237؛ مجلسی، 1403ق، ج 80، ص 371) به تنهایی و در خانه نماز خواندن زن، مثل نماز در جمع است، در حالیکه 25 درجه فضیلت دارد».

امام صادق علیه السلام میفرمایند: «خَیْرُ مَسَاجِدِ نِسَائِکُمُ الْبُیُوت‏؛ (وسائل الشیعة، 1409 ق‏، ج‏5، ص237) بهترین مساجد و محل عبادت برای زنان شما خانهها است». همچنین فرمود: «صَلاة المَرأة فی مَخدِعِهَا افضلُ مِن صَلاتِها فی بَیتِها وَ صلاتُها فی بَیتِها افضَلُ مِن صلاتِها فی الدّارِ؛ (من لایحضره الفقیه، 1404ق. ج 1،ص 397) نماز زن در اطاق عقبی (پستو) برتر از نماز او در اطاق جلویی است و نماز او در اطاق نشیمن برتر از نمازش در خانهاش است». این بیان روایت اخیر، نشان از شدّت اهتمام به مستور بودن حداکثری زن از نامحرم است.

مسجد که محل عبادت است و اینقدر نسبت به اقامه نماز در آن خصوصاً به جماعت تأکید شده است ولی برای زنان اقامه نماز در منزل برتر شمرده شده است.

روزی امام علی علیه السلام وارد منزل شدند و از سؤال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از اصحاب خبر دادند که کسی جوابش را نمیدانست سپس حضرت صدیقهطاهره؟س؟ جواب را توسط همسرش به پیامبر رسانید که تصدیق ایشان و جمله معروف "إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی‏" را به دنبال داشت و سوال این بود که نزدیکترین حالتِ زن به پروردگارش چه موقعی است؟ حضرت فاطمه؟س؟ چنین پاسخ دادند: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَیْتِهَا؛ (مستدرک الوسائل، 1408 ق‏، ج‏14، ص182) نزدیکترین موقعیّت زن به پروردگارش هنگامی است که به درون خانه بودن، التزام داشته باشد».

حتی در مورد نمازجمعه نیز روایتی است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام فرمود: «یا علیّ! لَیسَ عَلَی النِّساءِ جُمعَةٌ وَ لا أذانٌ وَلا إقامة؛ (بحارالانوار، 1403ق‏، ر، ج 81،ص 115) ای علی! بر زنان نماز جمعه و جماعت، اذان و اقامه واجب نیست».

نکته مهمی که باید بدان توجه داشت آن است که اگر ضوابط پوششی و عفاف رفتاری رعایت شود، رفتن به مسجد و شرکت در نماز جماعت برای زنان نیز مستحب خواهد بود و تمامی ادله مربوط به استحباب حضور در مسجد و نماز جماعت، زنان را نیز شامل میشود، امّا آنچه درصدد بیان هستیم آن است که اگر کسی به قصد عدم اختلاط احتمالی با نامحرم و مستور بودن حداکثری از دیدهگان نامحرم، بهعنوان یک ایدهآل، التزام به منزل داشته باشد و نماز را فرادی و در خانۀ خود اقامه کند بر اساس روایات متعدّد، که به برخی از آنها پرداختیم، از ثواب و اجر بیشتری برخوردار خواهد شد، لذا در اینجا التزام به منزل بانوان بهعنوان یک امر ایدهآل و دارای مصلحت اهم از اقامه در مسجد و جماعت مورد توجه است. البته این حکم اولی بحث میباشد لذا اگر عنوانی ثانوی پیدا شود که حضور در مسجد را ارجح قرار دهد و در مقام تزاحم، مصلحتی اهم از مستور بودن از نامحرم وجود داشته باشد، مانند برخی از ضرورتهای مهم سیاسی و غیره؛ حکم نیز تابع همان عنوان ثانوی خواهد بود.

2. تفکیک جنیست (پرده، به منزله پوشش از دید نامحرمان)

پساز آنکه در آیه 33 سوره احزاب، زنان به اشتغالات خانگی و عدم حضور غیر ضرور در فضای عمومی امر شدند. اینک در آیه 53، به نحوه حضور و فعالیّت اجتماعی آنان برای ساماندهی به نیازهای روزمره پرداخته شده است.

«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن» (ای مردان مومن) ... و چون متاعى [کالایی] از آنان [زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم] خواستید از پشت پرده بخواهید، که آن پاکیزه‏تر است براى دل‏هاى شما و دل‏هاى آنان».(احزاب/53)

این آیه دلالت بر پرهیز از مواجهه مستقیم مردان با زنان نامحرم دارد آن هم در اموری که غرض عقلائی مانند گرفتن وسیله در کار باشد(المیزان، 1417 ق، ج‏16، ص 337؛ مجمع البیان، 1372 ش، ج‏8، ص: 576) پس به طریق اولی دلالت بر نهی از اختلاط نشینی دورهمی و تفرّجی دارد. اگرچه حکم الزامی برای همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلماست؛ ولی با تنقیح مناط میتوان حداقلّ (استحباب)ممدوح بودن آن را برای سایر زنان اثبات نمود. (التفسیر المبین، 1384ش. ص 558؛ همو، 1400ق. ج6، ص235).

در کلام معروفی از صدیقهکبری؟س؟ در اینباره چنین آمده است: «خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ‏ لَا یَرَیْنَ‏ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَال‏؛ (وسائل الشیعة، 1409 ق‏، ج‏20، ص67) بهترین چیز برای زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد».

در آیه فوق، علّت تفکیک فضای دو جنس؛ صیانت از طهارت قلوب و عفت باطنی آنها بیان شده است (ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن) که این تعلیل، هدف عفافگرایی را در زمان دستور به پوشیدگی و وجود مانع بین نامحرمان را در نظر مخاطب پررنگ میکند. تا جایی که حتی در انجام امور روزمره باید از ارتباط مستقیم بپرهیزد. تا درّ گرانقدر عفاف و طهارت را از دست ندهد. و جالب آنکه از صیغه تفضیل استفاده کرده، یعنی شاید اگر ارتباط مستقیم باشد باز طهارت قلب وجود داشته باشد، ولی در فرض عدم ارتباط مستقیم طهارت بیشتری وجود دارد که اینها همه القاء ارزشسازی برای تعفّف هرچه بیشتر است؛ و این نشان از اهتمام ویژه بر وجود حریم حداکثری بین دو جنس است تا جایی که برای رفع حوائج روزمره میتوان با جنس مخالف ارتباط داشت ولی اگر ارتباطگیریِ مستقیم ضرورتی ندارد پس باید از آن پرهیز شود و به ارتباط غیر مستقیم بسنده شود.

3. حجاب برتر [چادر ، به منزله پوشش حداکثری بدن، با شیوهای خاص]

پس از آنکه در آیه 53 سوره احزاب، ارزشسازی بر اساس پرهیز از ارتباط مستقیم با جنس مخالف صورت گرفت؛ حالا در آیه 59 همان سوره، نحوه حضور زنان در فضای اختلاطی بیان میشود. که اگر ضرورت ایجاب کرد و باید در فضای اختلاطی حضور بیابند و ناچار به ارتباطگیریِ مستقیم با جنس مخالف باشند؛ به چه صورت و با چه کیفیتی حضور یابند؟

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً» اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو اطراف چادرهایشان را بر خویش نزدیک کنند (روگیری) اینکار، براى اینکه (به پاکی و عفت) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‏تر است و خداوند آمرزنده‏اى بخشاینده است».(احزاب/59)

 شأن نزول آیه حجاب

سبب نزول آیه مزبور آن بود که بانوان براى اقتدا کردن به پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله و سلمدر مسجد حاضر شده و نماز را پشت سر آن حضرت بهجاى مىآوردند، هنگام بازگشتن بعضى از جوانان ولگرد و اوباش مزاحم و متعرض آنها شده اذیت و آزار مى-نمودند. چه عادت ایشان آن بود که با کنیزان مزاح و شوخى مىکردند. منافقین آنها شرارت را از حد گذرانده و متعرض زنان آزاد نیز مىشدند. چنانچه از آنها بازخواست مىکردند، مىگفتند گمان کردیم این بانو از جمله کنیزکان است. پروردگار عذر آنان را با نزول آیه حجاب برطرف نمود. (بروجردى، 1366ش. ج5، ص374). از این شأن نزول استفاده مىشود که قرآن کریم براى تمایز زن آزاده مسلمان از کنیز دستور حجاب را صادر کرده است. از اینرو برخی مفسران بر اساس همین آیه و با استشهاد به اشعار عرب، معتقداند پوشیدن جلباب، مخصوص زنان آزاد بوده تا بدین وسیله آزاد بودن آنها از زنان کنیز، تمییز داده شود و مورد اذیت دیگران قرار نگیرند (تفیسر التحریر و التنویر المعروف، 1420ق، ج‏21، ص329).

 چادر حجاب برتر ، منزلتآور و منفعتدار

جلابیب جمع جلباب و به ملحفه، رداء و عبا که تمامی بدن، از سرتا پا را فرا میگیرد و از روی سایر لباسها پوشیده میشود. چیزی همانند چادر امروزی گفته میشود.(لسان العرب، 1414ق. ج1، ص 273) البته در تفسیر جلباب، اقوال گوناگونی وجود دارد که صحیح و تحقیق آن همان پوشش سراسری است. (تفسیر کشاف، 1407ق‏. ج3، ص559؛ روح المعانی، 1415ق‏. ج11، ص264) در این آیه، نکته ظریفی وجود دارد و آن اینکه فرمود: «یُدنینَ؛ نزدیک کنند»، یعنی این چادری که بر روی تمامِ پیکرِ خود انداختهاند را به خود نزدیک کنند و روگیری کنند و آن را رها نگذارند، بهگونهای که حتی در برخی از تفاسیر به پوشاندن صورت مگر به مقدار اندک مانند باز گذاشتن یک چشم معنا شده است (التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة، 1411ق، ج22، ص106؛ ابن ابى حاتم، 1419ق. ج10، ص3155)؛ گویا خداوند با این تعبیر خواسته پوشش همراه با عفت مئابی را برساند؛ زیرا وقتی جلباب را به خود نزدیک کند و روگیری کند حالت و گارد عفیفانهای بهدست میآید که موجب تعیین مرز پررنگ با نامحرم میشود (احسن الحدیث، 1375ش. ج8، ص393) که با مصلحت آیه " أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ " هم تناسب دارد.

نکته مهم دیگر آنکه، خداوند در این آیه، پیشاز بیان حکم پوشش حداقلی و واجب [روسری] به کیفیّت کاملتر آن - یعنی استفاده از چادر- که با هدف (عفاف) سازگاری بیشتری دارد و نزد فقهاء مشهور متاخرین مستحب است پرداخته است؛ آنهم نه هر چادری بلکه چادر با کیفیتی که تعیین مرز با نامحرم کند، یعنی روگیری داشته باشد. این نشانگر آن است که تعریف ارزشها و هنجارسازی مبتنی بر آن ارزشها باید از سطوح قویتر و ایدهآل گرایانه باشد و هرگز مردم را در اکتفا به حداقلها قانع نسازیم.

و خداوند دوباره، در این آیه نیز بیان میکند که هدف از جلباب، این است که زنان به عفاف و پاکدامنی شناخته شوند (منهج الصادقین، 1336ش. ج7، ص333؛ تقریب القرآن، بیتا. ج4، ص359) که اهمیّت عفاف و ابزار بودن حجاب برای رسیدن به عفاف را نشان میدهد.

روش تبلیغی قرآن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. حکم پوشش جلباب را بهصورت یک حق و مزیّت برای زنان بیان نموده نه بهصورت تکلیف از اینرو به آنها وعده بهشت و جهنم نداده بلکه آنها را به دلیل عقلی ارجاع داده «ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ؛ «این(کار) براى اینکه (به پاکدامنى) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‏تر است» و همین طور جلباب و چادر را بهعنوان یک پوشش منزلتآور و منفعتدار معرفی کرده است.

به قرینه اینکه این سوره پیشاز سوره نور نازل شده، معلوم مىشود که این آیه درصدد تحدید حجاب و نمایاندن حد و مرز براى آن نبوده است؛ بلکه نشانهای براى زنان آزاده، پاکدامن و امتیاز قلمداد کردن آن به هدف پذیرش با شوق بیشتر حجاب برای آنان بوده است (فصل نامه فقه، 1379ش، ص 49 تا 92).

4. حجاب و پوشش حداقلی [روسری به منزله حداقل پوشش]

در گام بعدی، قرآن با در نظر گرفتن ظرفیّتهای گوناگون انسانها، راه را برای کسانی که توجهی به مراتب عالی عفاف و پاکی ندارند باز گذاشته و ضوابط حداقلی را بیان نموده است.

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن … وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن؛ و به زنان مؤمنه بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنى ورزند و زیور خود را (در مقابل نامحرم)آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسرى‏هایشان را بر گریبان خویش افکنند ... و (زنانى که خلخال در پا دارند) پاهاى خود را (محکم) به زمین نزنند تا زینت‏هایى که پنهان مى‏دارند معلوم گردد».(نور/31)

در این آیه شریفه الگوی مدیریتی مؤثر فرهنگی آموزش داده شده است. در این آیه، امر به پاکدامنی و حفظ فرج شده «وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» و بلافاصله راهکار عملیاتی و کاربردی آن را ارائه میدهد و بیان میکند که چطور باید اینکار را انجام داد «وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» و باز بلافاصله مدلسازی میکند و بیان میکند که چطور باید تمام بدن مگر صورت و دستان را پوشاند «وَ لْیَضْرِبْنَ بخِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنّ» در اینجا میشد تا بگوید گریبان و سینهها را بپوشانند اما از ماده "ضرب" به معنای زدن استفاده کرده، یعنی روسریِ خود را بر روی گریبان خویش بزنند [کنایه از محکم و سفت بستن] بهطوری که "جیوب" یعنی گلو و سینهها را بهطور کامل بپوشاند.

بنابراین ما نیز در مسیر تبلیغ، ترغیب و تقریب افراد جامعه به حجاب و پوشش نباید فقط کلیگویی کنیم، بلکه اگر میگوییم باید عفاف و پاکدامنی داشت، باید مصداقسازی کرد و علاوه بر آن در چگونگی اجرای آن مصداق، راهکار، الگو و مدل ملموس ارائه کرد.

و نکته مهمتری که در این آیه به ظرافت به آن اشاره شده است، محفوف بودن دستور به پوشش روسری(قبل و بعداز دستور به پوشش) با دستور به مدیریت و پوشش زینت است که میتواند گویای اهمیت بیشتر عدم آرایش و جلوهگری با زینت باشد به این معنی که اگر کسی حتی روسری پوشیده باشد؛ ولی زینتهای جلوهگر داشته باشد، اثر رعایت حجاب را از بین میبرد و از همه مهمتر به نامحرم، دورباش نمیگوید و خبر از عفاف آن زن نمیدهد.

و ادامه آیه «لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن» با تاکید دوچندان بر کنترل زینتهای ظاهری، در مثل آرایش، بصیرت را بیشتر میکند و ما را از زینتهای پنهان که فقط صدا و بویش استشمام میشود را هم منع میکند.

5. استثناء حجاب

وقتی هنجارسازی و تبلیغ حجاب بر اساس سلسله مراتبِ ایدهآلها شکل گرفت و فضای عمومی در جهت عفّتورزیِ هرچه بیشتر رقم خورد؛ حال میتوان واقعیّتهای مسأله را مورد توجّه قرار داد و بدون ایجاد هرگونه تالی فاسد نگاهی اعتدالی و منعطفانه در جای لازم داشت؛ قرآن کریم با مهندسی هنجاریِ زیرکانه خود اینکار را انجام داده و حالا بدون هیچ دغدغهای حکم جواز کشف حجاب سر را نیز بیان میکند، زیرا حجاب ابزاری برای صیانت از عفاف بود و اگر در جایی بدون حجاب و پوشش شرعی، لطمهای به عفاف فرد وارد نشود الزام به حجاب هم برداشته خواهد شد.

«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتی‏ لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ؛ و بر زنان پیر و از کار افتاده‏اى که امید زناشویى ندارند، گناهى نیست که پوشش خود را وانهند بى‏آنکه جلوهگری کنند و (البته) پاکدامنى پیشه کردن (و پوشش داشتن) براى آنان بهتر است و خداوند شنوایى داناست».(نور/60)

تشریع حکمِ استثناء حجاب برای پیرزنان، نشان میدهد که احکام اسلام بر اساس مصالح و مفاسد واقعیه است و بر اساس ضرورتها و برای پاسخگویی به نیازها و در راستای بالا رفتن سطح کیفی زندگی انسانهاست، نه به قصد ایجاد تکلّف و سختی. لذا اگر در جایی مفاسدی که موجب وجوب و یا حرمت امری شده بود از بین رفت، آن حکم هم برداشته میشود حتی اگر حکم آن امر از ضروریات دین و مورد اهتمام ویژه شارع باشد، مانند وجوب حجاب، که با وجود اینکه از ضروریات دین است ولی درباره زنان سالخورده، که دیگر کسی به آنها رغبت جنسی ندارد تخفیف یافته است.(المیزان، 1417 ق. ج15، ص164؛ مجمع البیان، 1412ق. ج3،ص119)

با وجود شرایط مذکور در آیه [عدمِ جذّابیت جنسی و عدم تبرّج]، و به تبعِ آن، از بین رفتن زمینه مفاسدِ اجتماعیِ ناشی از کشفِ حجاب، حکمِ الزامیِ حجاب برداشته شده ولی همچنان مصالحِ فردیِ حجاب وجود دارد لذا میفرماید: «وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ» زیرا از نظر اسلام هرقدر زن جانب عفاف را رعایت کند و مصادیق آن مانند حجاب را عمل کند. پسندیده‏تر و به تقوا و پاکى نزدیکتر است (نمونه، 1374 ش، ج‏14، ص 542) و این نشانگر آن است که عفّت مئابی، نقطه اصیل الزام و یا عدم الزام به پوشش است.


خروج