با رحلت مرجع عالیقدر، آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی(قد)، جهان اسلام و حوزه علمیه قم، یکی از برجستهترین چهرههای علمی و تقوایی خود را از دست داد. ایشان از منظر شاگردان و نزدیکان، تجسم عینی آموزههای دینی بودند؛ چنانکه آیتالله مقتدایی در این مصاحبه، ایشان را عصاره «علم، تقوا و زهد» و مصداق «عبد صالح خداوند» توصیف میکنند.
این مصاحبه با هدف واکاوی شخصیت علمی و ابعاد اجتماعی این عالم ربانی انجام شده است. از سوابق ممتاز ایشان، میتوان به تدریس مستمر بیش از شش دهه بهعنوان پرچمدار روش علمای سلف اشاره کرد. علاوه بر مقام مرجعیت، سیره عملی ایشان در زهد و سادهزیستی، در کنار نقش محوری در تأسیس و تثبیت ارکان نظام جمهوری اسلامی، الگویی کمنظیر از عالم مدافع دین در دوره غیبت را برای نسلهای کنونی ترسیم مینماید.
◦
اولین زمان آشنایی شما با آیتالله صافی گلپایگانی(قد) کی و چگونه اتفاق افتاد؟ و آن برخورد اولیه چه ویژگی خاصی داشت که مسیر ارادت شما را رقم زد؟
نخستین آشنایی من با آیتاللهالعظمی صافی(قد) در صف اول نماز جماعت مسجد اعظم، پشت سر آیتاللهالعظمی بروجردی(قد) رخ داد. من که طلبه جوانی بودم، تحت تأثیر محبت پدری آیتالله صافی قرار گرفتم. ایشان با پرسشهای محبتآمیز درباره محل تحصیل و آمدن من، بسیار با محبت برخورد کردند و از استادم، آیتالله خادمی اصفهانی(ره)، تمجید و اشاره کردند که اگر ایشان در قم بود، از مراجع تقلید میشد.نقطه عطف دوم زمانی بود که من برای امتحان درس خارج آیتاللهالعظمی بروجردی(قد) نزد ایشان رفتم، آیتالله صافی جزوه پنجاه، شصت صفحهای که از درس آیتالله بروجردی نوشته بودم، از من درخواست کردند. ایشان با مطالعه همان نوشتهها، به من نمره قبولی دادند. ارادتم به ایشان از همان جلسه اول شکل گرفت و با گذشت زمان، بهدلیل مشاهده روش زاهدانه، عالمانه و متعبدانه ایشان که کاملاً در جهت رضای خدا بود و عاری از هوای نفس به نظر میرسید، این علاقه و ارادت دوچندان شد.
*با توجه به روایتی که علمای دین را در غیبت، «حافظان دین» معرفی میکند، سیره آیتالله صافی گلپایگانی(ره) بهعنوان یک عالم ربانی، چه الگویی را برای نسل کنونی ترسیم میکند؟

امام حسن عسکری(ع) در روایتی از کتاب احتجاج طبرسی، نقش حیاتی علمای دین را در دوره غیبت امام زمان(عج) بیان میکنند: «لَو لَا مَن يَبقَى بَعدَ غيبَةِ قَائمِكُم الدّاعينَ إلَيهِ وَالدَّالِّين عَلَيه والذَّابّين عَن دينه بِحُجَجِ الله وَالمُنقِذينَ لِضُعفاء عِبادِالله مِن شبّاك إبليس وَمَرَدَته وَمن فخاخِ النَّواصِب». ایشان میفرمایند: اگر این علما نبودند که مردم را به امام فرا بخوانند، از دین دفاع کنند و مؤمنان را از دامهای شیطان و دشمنان نجات دهند، «لَمَا بَقِي أحدٌ إلَّا إرتدَّ عَن دينِ الله»؛ هیچ مؤمنی بر دین خدا باقی نمیماند. علما در این دوران، راهنمایان، حافظان ایمان، و نجاتدهندگان بندگان ضعیف خدا هستند. در پایان روایت آمده است که این عالمان، برترین بندگان در نزد خداوند و دارای عالیترین مقام معنوی محسوب میشوند.آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی(قد) نیز نمونه روشن عالمی است که امامان توصیف کردهاند. زندگی ایشان بر سبک سلف صالح و علمای بزرگ اسلام استوار بود؛ در علم، تقوا و زهد در مرتبهای والا قرار داشتند و مانند علمای گذشته، ساده و مردمی میزیستند. درِ منزلشان همیشه به روی مردم، شاگردان و مقلدان باز بود و بیواسطه با آنان ارتباط داشتند. ایشان عابدی زاهد و سالک حقیقی بودند که در مسیر بندگی و سلوک دینی گام برمیداشتند.
◦
تدریس مستمر بیش از شش دهه، پس از شاگردی نزد آیتالله بروجردی(قد)، چه تأثیری بر شیوه مواجهه آیتالله صافی گلپایگانی(ره) با مسائل نوظهور فقهی گذاشت؟
آیتالله صافی گلپایگانی از شاگردان برجسته و ویژه آیتاللهالعظمی بروجردی بودند و بیش از پانزده سال در درس ایشان شرکت کردند. ایشان و برادرشان، آیتاللهالعظمی حاج علی صافی(ره)، از چهرههای ممتاز و اصحاب خاص جلسات استفتاء آیتالله بروجردی محسوب میشدند. استفتاءات مهم از سراسر جهان اسلام به دفتر آقای بروجردی واصل میشد و این دو بزرگوار، در طرح و پاسخگویی به آنها نقش محوری داشتند. همچنین، مسائل مهمی که پیش میآمد، توسط آیتالله بروجردی(قد) مستقیماً جهت حل و فصل یا پاسخگویی به ایشان ارجاع میگردید.آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی، پس از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی در سال ۱۳۴۰، خود در قم به تدریس درس خارج فقه و اصول پرداختند. ایشان از آن زمان تاکنون، بهطور مستمر به تربیت شاگردان بسیار عالم و مجتهد مشغول بودند. این سابقه تدریس طولانی و تربیت فضلا، موقعیت علمی ممتاز ایشان را نسبت به بسیاری از دیگر علما متمایز میسازد؛ ایشان نهتنها شاگردی مبرز بودند، بلکه خود نیز استاد پرورشی برجسته محسوب میشدند.
◦
با توجه به سوابق آیتالله صافی گلپایگانی(قد) در مجلس خبرگان و شورای نگهبان در دوران تأسیس نظام، مهمترین سدی که ایشان برای حفظ اصول اساسی انقلاب، بهویژه اصل ولایت فقیه، در برابر چالشهای آن مقطع ایجاد کردند، چه بود؟
آیتالله صافی گلپایگانی(قد) از حامیان قاطع نهضت امام خمینی(قد) و جمهوری اسلامی از آغاز آن بودند. ایشان در اولین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری که وظیفه تدوین قانون اساسی را بر عهده داشت، بهعنوان عضو حضور داشتند. نقش ایشان در تصویب مواد اساسی قانون اساسی، بهویژه اصل ولایت فقیه و لزوم انطباق قوانین کشور با احکام مسلم اسلامی، بسیار چشمگیر بود و به ممتازشدن این سند بنیادی کمک شایانی کرد.اعتماد امام خمینی(قد) به ایشان بهحدی بود که ایشان را بهمدت هشت سال بهعنوان یکی از اعضای شورای نگهبان منصوب کردند و در دورهای نیز بهعنوان دبیر این شورا فعالیت نمودند. در آن مقطع حساس پس از انقلاب که تطبیق تمام قوانین کشور با موازین اسلامی یک ضرورت حیاتی بود، دبیر شورای نگهبان بودن ایشان، اهمیتی مضاعف داشت.
آیتالله صافی همواره و بهطور مستمر و روشن از نظام و مسئولین حمایت میکردند. توصیهها و تذکرات دلسوزانه ایشان که خطاب به مقامات ارشد از جمله رئیسجمهور و حتی مقام معظم رهبری ارائه میشد، مورد عنایت ویژه قرار میگرفت.
ایشان در کنار جایگاه علمی و مرجعیت تقلید که جمع کثیری از مؤمنین مقلد ایشان بودند، زندگیشان را بر مبنای سنت علمای سلف صالح ادامه میدادند. فتاوای ایشان نیز بهگونهای بود که با رعایت احتیاطات لازم، دستوپاگیر مقلدین نبود. ایشان که از ارکان حوزه علمیه قم محسوب میشدند، بر نقش جهانی این حوزه تأکید داشته و معتقد بودند که حوزه باید وظیفه ارشاد و هدایت مسلمانان جهان را نیز ایفا کند.
◦
با توجه به شناخت عمیقی که از سیره و منش آیتالله صافی گلپایگانی(ره) داشتید، اگر قرار باشد ایشان را در یک جمله خلاصه کنید، چه واژهای یا عبارتی در ذهن شما متبادر میشود؟
اگر بخواهم ایشان را در یک جمله کوتاه بیان کنم، خواهم گفت: «عبد صالح خداوند». این عنوان، چکیدهای از سه ستون اصلی حیات ایشان است. اولاً، ایشان دارای علم فراوان بودند؛ یعنی در مراتب بالای دانش دینی قرار داشتند. ثانیاً، این علم با تقوا همراه بود؛ یعنی ایشان عمیقاً از آنچه میدانستند، در زندگی عملی خود مراقبت میکردند و رکن سوم، زهد بود؛ عدم تعلق به مظاهر دنیوی و زندگی ساده و بیتکلف ایشان.منش، رفتار، تصمیمگیریها و خلوص ایشان در هر کاری، بهگونهای بود که گویی نمود عینی و عملی سیره عملی معصومین(ع) را به نمایش میگذاشت. ایشان بهمعنای واقعی کلمه، زندگی الهی و خالصانه داشتند.