به مناسبت روز زن، هفتهنامه «افق حوزه» با حجتالاسلاموالمسلمین صادقی استاد سطوح عالی قم، مصاحبهای اختصاصی انجام داد. ایشان محور اصلی شخصیت حضرت زهرا(س) را دفاع آگاهانه و شجاعانه از امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) دانستند.
استاد صادقی با تحلیل صبر راهبردی امام علی(ع)، تأکید کردند که حضرت فاطمه(س) با ایراد خطبه فدکیه که مطالبهای فراتر از بازپسگیری فدک بود یک نهضت تبیینی-سیاسی ماندگار را در تاریخ اسلام پایهریزی کردند.
در این گفتار، افزون بر بررسی ابعاد معرفتی، جهانی و مبتنی بر علم لدنیِ خطبه فدکیه پیامدها و خسارات عمیق، ریشهدار و تاریخیِ فاجعه سقیفه بنیساعده بر پیکره جهان اسلام نیز بهصورت تحلیلی و نقادانه مورد واکاوی و موشکافی قرار گرفته است.
جایگاه ملکوتی صدیقه طاهره(س)
ضرورت دارد پیش از ورود به بحث اصلی در باب زندگی، شخصیت، ابعاد و سیره حضرت زهرا سلامالله علیها، ابتدا به بیان فضائل و مقامات والای ایشان بپردازیم و چند حدیث شریف را دراینخصوص تقدیم نماییم.
فضایل حضرت صدیقه طاهره(س) دریایی بیکران است و قلم و بیان ما هرگز قادر به شرح و وصف کامل آن نخواهد بود. در برابر مقامات عرشی، ملکوتی و معنوی این ذوات مقدسه، ما خود را عاجز و بوالفضول میدانیم؛ اما به این خاطر که خودشان اجازه دادهاند تا نامشان را بر زبان جاری کنیم، با افتخار و ادب این کار را انجام میدهیم.
به قول مولوی:
گر خدا دادی مرا پانصد دهان
گفتمی شرح تو ای جان و جهان
یک دهان دارم من آن هم منکسر
در خجـالت از تـو ای دانای سر
و همچنین:
قدر تو بگذشت از درک عقول
عقل اندر شرح تو شد بوالفضول
ما در مقابل عظمت ایشان، با نهایت فروتنی این شعر را تکرار میکنیم:
هزار مرتبه شُستم دهان به مشک و گلاب
هنوز نام تو بردن نشان بیادبیست
اولین بانوی بهشت: فضیلتی گرانبها
رسول اکرم(ص) درباره ایشان فرمودهاند:
«أَوَّلُ شَخْصٍ تَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ فَاطِمَةُ» (بحار الأنوار، جلد ۴۳، صفحه ۴۴)
نخستین کسی که وارد بهشت میشود، فاطمه است.
نخستین بودن در صحرای محشر و رستاخیز یک امر اعتباری و گزاف نیست، بلکه در گرو اولیت و برتری ایشان در دنیا است. کسی که در فضائل انسانی، ارزشهای والای الهی و در اوج عبودیت و بندگی خدا دارای مقام شامخ اول نباشد، نمیتواند در قیامت برترین رتبه را داشته باشد.
حضرت زهرا(س) به دلیل این برتری معنوی در حیات دنیوی، در قیامتی که روز آشکارشدن حقایق است، رتبهای برتر از همه انبیای تاریخ (جز پدر بزرگوارشان و همسر عزیزش) دارد و به مقام «اولین شخص واردشونده به بهشت» نائل میشود.
این فضائل تنها قطرهای از دریای فضایل حضرت زهرا(س) است و ما قصد داریم با پرداختن به این نکات، زمینه را برای ورود به بحث اصلی درباره ابعاد شخصیت و سیره عملی ایشان فراهم کنیم.
دو حدیث درخشان از فضائل بیمنتهای حضرت زهرا(س)
در ادامهی بحث در باب فضائل، شخصیت و سیره حضرت زهرا(س)، به شرح دو حدیث بسیار مهم از رسول اکرم(ص) میپردازیم که عمق جایگاه معنوی ایشان را روشن میسازد.
۱. حدیث اول: محوریت حضرت زهرا(س) در کمال نبوترسول خدا(ص) فرمودهاند: «مَا تَكَامَلَتِ النُّبُوَّةُ لِنَبِيٍّ، حَتَّى أَقَرَّ بِفَضْلِهَا وَ مَحَبَّتِهَا» (عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، جلد ۱۱، صفحه ۱۶۱)
(نبوت برای هیچ پیامبری کامل نشد، مگر آنکه به فضیلت و محبت فاطمه(س) اقرار کرد).
در برخی روایات، عبارت «حتی أقرّ بفضلها و نصرتها» نیز آمده است.
این حدیث شریف بیانگر آن است که انبیاء الهی، که دارای درجات متفاضل و مراتب متفاوت هستند، ارتقاء مقام و درجه نبوت خود را مدیون معرفت و محبت نسبت به صدیقه طاهره(س) هستند.
پیامبر اکرم(ص) که[ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ٭ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ] (نجم 3-4) آشکارا میفرمایند: هر پیامبری که عشق و محبت او به حضرت زهرا(س) بیشتر بوده، درجه نبوت و رسالت او نیز بالاتر رفته است.
بنابراین، اگر پیامبرانی چون ابراهیم خلیل (قهرمان بتشک عن)، نوح (شیخ الانبیاء)، عیسی بن مریم و موسی بن عمران به آن درجات شامخ دست یافتند، این امر در اثر عشق و مودت به زهرای اطهر(س) بوده است. این حدیث بهوضوح نشان میدهد که زبانها از وصف این بانوی بزرگوار و سرور زنان عالم، قاصرند.
۲. حدیث دوم: کمال ایمان و غرق شدن در طاعت الهیرسول خدا(ص) فرمودهاند:
«اِنَّ ابْنَتى فاطِمَةَ مَلَأَ اللّه ُ قَلْبَها وَ جَوارِحَها ايماناً اِلى مُشاشِها، فَتَفَرَّغَتْ لِطاعَةِ اللّه» (دلائل الامامه: ۱۳۹، ح ۴۷)
(خداوند قلب دخترم فاطمه و سراپای وجود او را تا مغز استخوان، پُر از ایمان کرده است؛ پس او ـ به همین خاطر ـ همواره در اطاعت خداست.)
این حدیث، ابعاد روحی و وجودی بینظیر حضرت زهرا(س) را ترسیم میکند. سراسر وجود ایشان مملو از ایمان، خداباوری، معادباوری و رسیدن به مقام یقین است. مقام یقین، شامخترین و بالاترین مرتبه برای اولیاء الهی است.
کسی که به مقام یقین میرسد:خداوند در چشم او بزرگ و عظیم است و تمام مصیبتهای دنیا بر او آسان میگردد.این مقام، همان چیزی است که ما در دعای سحرگاهان ماه مبارک رمضان از خداوند طلب میکنیم:
«اَللّهُمَّ اِنّی اَسْألُكَ اِیماناً تُباشِرُ بِه قَلْبی وَ يَقیناً صادِقاً حَتّی اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يُصیبَنی اِلّا ما كَتَبْتَ لی وَ رَضِّنی مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لی يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ»
در این دعا، ما سه خواسته اساسی داریم: 1. ایمانی که خداوند مباشر آن باشد: تعبیر «تُباشِرُ بِهِ قَلْبی» به معنای آن است که خود ذات مقدس حق، مباشر و ملازم جدا نشدنی روح و قلب ما باشد. 2. یقین صادق: که نتیجه آن علم به این حقیقت است: «حَتَّی أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي» (هر آنچه به من میرسد، خواست و تقدیر پروردگار است). 3. رضایتمندی به قسمت الهی: «وَ رَضِّنی مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لی». رسیدن به مقام یقین، انسان را به مقام رضایت مطلق میرساند. همانطور که پروین اعتصامی میگوید:
هر بلایی کز تو آید، رحمتی است
هر که را فقری دهی، آن دولتی است
تو بسی زانـدیشه بـرتر بـودهای
هرچه فرمان است، خـود فرمودهای
زان بـه تاریکی گـذاری بنده را
تـا ببیـند آن رخ تابـنده را
تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با لطف تـو، پیونـدم زنند
پیامبر اعظم(ص) شهادت میدهند که ایمان و یقین، که بالاترین مراتب سالکان الی الله است، وجود نازنین زهرا(س) را تا مغز استخوان پر کرده و این کمال سبب شده است که او کاملاً خود را وقف اطاعت الهی نماید: «فَتَفَرَّغَتْ لِطاعَةِ اللّه».
هویت و کرامت زن در اسلام
میدان بحث در باب صدیقه طاهره(س) بسیار وسیع است. بخش اول از این بحث را به تناسب شرایط عصر حاضر، به موضوع هویت، مقام و منزلت زنان در منطق عالی دین اسلام اختصاص میدهیم که در مقایسه با دوران جاهلیت، یک انقلاب فکری و عملی محسوب میشود.
۱. زن در دوران جاهلیتبرای درک کرامت زن در اسلام، لازم است به روزگار جاهلیت عرب برگردیم. در آن نظام قبیلهای که مبنای آن بر غارت، چپاول و جنگجویی بود، تمامی امتیازات به پسران داده میشد؛ زیرا آنان نیروی نظامی و اقتصادی قبیله محسوب میشدند. در مقابل، دختران مایه ننگ و عار پدر تلقی میشدند.
این نگرش جاهلی تا آنجا پیش میرفت که برخی مردان، پیش از تولد فرزند، گودالی حفر میکردند تا نوزاد دختر را زنده به گور کنند. قرآن کریم این فضای خشم و اندوه را به زیبایی تمام توصیف میکند:
[وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ٭ يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ- أَيُمْسِكُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ- أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ ] (سوره نحل، آیات ۵۸-۵۹)
(و چون یکی از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند، [از شدت خشم] چهرهاش سیاه گردد، و درونش از غصه و اندوه لبریز شود! ٭ به سبب مژده بدی که به او دادهاند، از قوم و قبیلهاش پنهان میشود [و در اندیشه است که] آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند؟! آگاه باشید! بد داوری میکنند.
داستان قیس بن عاصمداستان قیس بن عاصم، از بزرگان قبیله بنیتمیم، عمق این قساوت را نشان میدهد. او پس از اسلام آوردن، به محضر پیامبر(ص) عرض کرد که ۱۲ دختر خود را زنده به گور کرده است. زمانی که پیامبر(ص) ماجرای دختر سیزدهم را که پنهانی به دنیا آمده و بعداً توسط قیس زنده به گور شد، شنیدند، بسیار متأثر شدند و اشک ریختند و فرمودند: «إنّ هذه لقسوة و من لا یرحم لا یرحم» (ابن اثیر، اسد الغابه، مادّه قیس)
۲. فاطمه(س) نماد کرامت و احترام زن در اسلامپیامبر اکرم(ص) مبعوث شد تا این سنتهای غلط جاهلی را در هم بشکند و ارزش حقیقی زن را در نظام الهی تثبیت کند. والاترین تجلی این رسالت، نحوه رفتار ایشان با دخترشان، حضرت زهرای اطهر(س) بود.
سنت رسول خدا(ص) در ارتباط با دخترشان، یک درس تربیتی جهانی برای تکریم زن بود:
«وَ کَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قَامَ إِلَيْهَا فَقَبَّلَهَا وَ أَجْلَسَهَا فِي مَجْلِسِهِ.» (عوالم العلوم، جلد ۱۱، صفحه ۶۴)
(هرگاه که فاطمه(س) به دیدار پیامبر میآمد، پیامبر به سوی او برمیخاست، او را میبوسید و در جایگاه خود مینشانید.)
اهمیت تعبیر «قام الیها»
در ادبیات عرب، تفاوت بزرگی میان «قام لها» (برایش بلند شد) و «قام إلیها» (به سویش برخاست و حرکت کرد) وجود دارد. پیامبر(ص) نه تنها برای دخترشان از جای برمیخاستند، بلکه چند قدم به استقبال ایشان میرفتند (قام الیها).
علاوه بر این، ایشان کمر خم میکردند و هر دو دست دخترشان را میبوسیدند. این عمل، از پیامبری که دو امپراتوری بزرگ روم و ایران را به چالش کشیده بود و جز در برابر ذات مقدس حق، کمر خم نمیکرد، اوج تکریم، محبت و تعیین جایگاه والای زن در منطق الهی را نشان میدهد. این بالاترین بیان مقام حضرت زهرا(س) و زنانگی در منطق اسلام است.
نکته دوم در باب هویت و کرامت زن در اسلام، مقایسهی جایگاه زن در اسلام با دیگر تمدنها و مکاتب جهانی است که نشاندهنده ارزشگذاری بینظیر دین مبین اسلام بر مقام زن میباشد. در طول تاریخ و در بسیاری از تمدنها و نظامهای اجتماعی، زن همواره تجسم ذلت، حقارت و اسارت در دست مردان بوده است. زن در نگاه بسیاری از مکاتب دنیا، موجودی دست دوم، تابع و فاقد استقلال شایسته تلقی میشد.
اما منطق والای دین اسلام این دیدگاه را ریشهکن کرد و به زن کرامتی بخشید که هیچ مکتب دیگری نتوانسته است به آن دست یابد. بهترین تجلی و نماد این کرامت، جایگاه جناب هاجر، مادر حضرت اسماعیل(ع)، است.
همانطور که مستحضرید: هاجر یک زن، یک کنیز و برده سیاه حبشی بود؛ یعنی از منظر نظامهای جاهلی، دارای کمترین ارزش اجتماعی. اما در منطق دین اسلام، او به مقامی رسید که مزارش در کنار خانه کعبه واقع شده است (محدوده حجر اسماعیل).
طواف قبر هاجر(س)، بالاترین تکریمه
زاران هزاران نفر از مسلمانان جهان، هرگاه که به زیارت خانه خدا میروند و فریضه حج یا عمره را به جا میآورند، پس از طواف کعبه، باید قبر جناب هاجر را نیز طواف کنند.
این امر نشاندهنده یک ارزش و مقام بسیار فراتر از تصور است. این که یک کنیز و زن، به جایگاهی برسد که طواف مزار او جزء واجبات مناسک حج قرار گیرد، بیانگر این است که اسلام، زن را نه تنها از ذلت تاریخی رها ساخته، بلکه او را به والاترین درجه از ارزش و احترام رسانده است. مقامی که بالاتر از این در کنار مقدسترین مکان عبادی مسلمانان متصور نیست.
ویرایش و تنظیم: حمید کرمی