printlogo


printlogo


هدف اصلی دشمن و نظام سلطه تغییر ماهیت انقلابی نظام جمهوری اسلامی
انقلاب اسلامی ایران پدیده بی‌نظیری بود که در جهان به وقوع پیوست. این انقلاب در شرایطی شکل گرفت که هیچ‌یک از کشورها و یا تحلیل‌گران سیاسی انتظار چنین انقلابی را آن هم با این حجم عظیم نداشته و تنها در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی بود که احتمال پیروزی انقلاب به‌شدت بالا گرفت؛ به‌همین دلیل تکاپوها برای جلوگیری از پیروزی آن در میان دولت‌مردان آمریکایی آغاز شد که در نهایت به‌دلیل شتاب بالای تحولات انقلاب و نیز مدیریت بی‌نظیر امام خمینی(قد) بر روند اوضاع از جمله تحریم حکومت نظامی در آستانه زمان احتمالی کودتا و فرمان سرازیرشدن مردم به خیابان‌ها، تمامی نقشه‌های دشمنان نقش بر آب شد و انقلاب اسلامی سرانجام در 22 بهمن 57 به پیروزی رسید.
سید روح‌الله لطیفی

با تمام این احوال، تجربه گذشت چهاردهه از پیروزی انقلاب اسلامی نشان داده است که دشمنان انقلاب از همان روز پیروزی انقلاب اسلامی، انواع توطئه‌ها را با هدف براندازی، امتحان کرده‌اند؛ تجربه‌هایی همچون تجزیه‌طلبی، ترور و خشونت، کودتاهای نافرجام، جنگ تحمیلی، تحریم‌های ظالمانه و ... که در همه این امتحان‌ها، ملت ایران سربلند بیرون آمده و انقلاب اسلامی به راه خود ادامه داده است. این مسئله بدین معناست که نظام جمهوری اسلامی ایران، نظامی نیست که به‌سادگی امکان براندازی آن وجود داشته باشد؛ از این‌روی با پایان‌یافتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، شاهد رویکرد جدیدی در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران از سوی اصلی‌ترین دشمن ایران یعنی آمریکا بودیم که هدف اصلی آن اگرچه براندازی نظام بود؛ اما به‌دلیل عدم امکان تحقق آن، تلاش داشت تا حداقل به استحاله، کنترل و تعدیل رفتارهای انقلابی بپردازد؛ البته زمزمه‌های رویکرد جدید آمریکا در همان سال‌های آغاز جنگ و به‌ویژه پس از پیروزی‌های رزمندگان اسلام در فتح خرمشهر و سایر عملیات‌ها آشکار شده بود؛ چنانکه در همان مقطع، یکی از اصلی‌ترین جناح‌های تأثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا در شورای روابط خارجی این کشور به‌نام «بنیاد هریتج»، اقدام به تهیه استراتژی جامع و فراگیری در قبال ایران نمود که به «استراتژی شولتز1» معروف شد و طی آن، با اشاره به عدم امکان براندازی کوتاه‌مدت انقلاب اسلامی، هدف درازمدت آمریکا را در قبال جمهوری اسلامی ایران، تلاش برای تعدیل سیاست‌های انقلابی ایران اعلام نمود. در این استراتژی چنین آمده بود: « انقلاب ایران خود را مستحکم کرده و مخالفان خود را در هم کوبیده تا حدی که یک انقلاب یا یک کودتا در آینده نزدیک غیر ممکن است... سیاست استراتژیک آمریکا درحالی‌که در کوتاه‌مدت دارای اهرم‌های منفی است، در درازمدت باید ایالات متحده اهرم‌های مثبت قابل تعمقی به ایران برای تعدیل سیاست خارجی انقلابی‌اش پیشنهاد کند. آمریکا باید بکوشد، با برقراری یک رابطه سازنده با ایران، این کشور را از اهداف انقلابی‌اش دور و انقلاب ایران را در همان کشور محصور کند.»2
همان‌گونه که می‌توان دریافت، از همان سال‌های جنگ، استراتژی آمریکا در قبال نظام اسلامی تبدیل به تغییر ماهیت انقلابی نظام اسلامی شد، این امر بدین‌معنا بود که حتی اگر امکان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران مقدور نباشد، اشکالی ندارد؛ چراکه می‌توان با تغییر محتوای انقلابی، حتی با حفظ ظاهر نظام، به اهداف و منافع نامشروع دست یافت؛ چراکه آنچه برای آمریکایی‌ها یک خطر محسوب می‌شود، «محتوای انقلابی» نظام می‌باشد و نه ظاهر آن؛ چنان‌که مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع تأکید نموده‌اند: «من به دیپلمات‌های خودمان هم که چند ماه قبل از این، اینجا جمع بودند، گفتم که اینها از اسم جمهوری اسلامی خیلی باکی ندارند؛ حتّی از اینکه یک عمامه‌به‌سری در رأس جمهوری اسلامی باشد هم [باکی ندارند]؛ اگر چنانچه جمهوری اسلامی محتوای خود را از دست بدهد؛ اسلامی‌بودن را و انقلابی‌بودن را از دست بدهد، اینها با آن کنار می‌آیند. آنچه با آن دشمنی دارند، عبارت است از محتوای جمهوری اسلامی.»3
در این میان سؤال مهمی که مطرح می‌شود، این است که این استراتژی درازمدت آمریکایی‌ها که رفته‌رفته و با مأیوس‌شدن کامل آنان از براندازی به شیوه‌های سنتی و مدرن به‌ویژه پس از فتنه 88، تبدیل به استراتژی ثابت ایالات متحده آمریکا شده است، از چه راه‌هایی امکان تحقق دارد؟
به نظر می‌رسد با بررسی رفتارشناسی ایالات متحده آمریکا در طی سال‌های اخیر و با تأکید بر دیدگاه‌های مقام معظم رهبری، می‌توان چندین راهکار را به‌عنوان راهکارهای مد نظر آمریکایی‌ها برای دست‌یابی به این هدف به دست آورد:

  1. تلاش برای تأثیرگذاری در انتخابات و تغییر فضای سیاسی کشور: این سخن بدین‌معنا نیست که مسئولانی که از سوی مردم انتخاب می‌شوند، خدای‌ناکرده جزء عوامل دشمن محسوب می‌شوند؛ بلکه مقصود این است که برخی جریان‌های سیاسی فعال در کشور متأسفانه مواضعی را اتخاذ می‌کنند که موجب می‌شود، دشمنان در آنها طمع نموده و احساس می‌کنند، با حضور آنها در عرصه، امکان پیگیری اهداف و منافع نامشروعشان وجود دارد؛ از این‌روی تلاش می‌کنند تا به هر نحو ممکن، از جریاناتی از این دست که از سویی جزء جریان انقلاب و درون نظام هستند، امّا از سوی دیگر به‌دلیل برخی مواضع، طعمه خوبی برای دشمنان محسوب می‌شوند، حمایت نمایند. از طرفی یکی از علل حمایت از چنین جریان‌هایی این است که مواضعی که باعث طمع دشمنان می‌شود، مواضعی است که با آرمان‌های اصیل انقلاب زاویه‌هایی دارد؛ به‌گونه‌ای که از چنین مواضعی بوی تجدیدنظرطلبی در مواضع و آرمان‌های انقلابی به مشام می‌رسد؛ از این‌روی دشمنان به‌زعم خود تلاش می‌کنند تا با کمک به حاکمیت‌یافتن چنین افکار و جریان‌هایی، گفتمان‌های زاویه‌دار با گفتمان اصیل امام و رهبری را تقویت نمایند.
  2. تلاش برای تغییر رفتار نظام به‌طرق مختلف از جمله اعمال تحریم‌های اقتصادی ظالمانه، چنانکه در داستان تحریم‌های ظالمانه اقتصادی به‌بهانه مسائل هسته‌ای، مقامات و مسئولان آمریکایی صریحاً اعلام کردند4 که هدف از تحریم‌ها و مذاکرات بعد از آن، تغییر رفتار ایران بود که مقصود از تغییر رفتار، همان تغییر رفتارهای انقلابی می‌باشد؛ چنانکه مقام معظم رهبری نیز به این موضوع اشاره کرده و فرمودند: «اینکه در خبرهای خارجی می‌بینید که فلان سیاستمدار آمریکایی گفته است که ما نظام جمهوری اسلامی را تغییر رژیم نمی‌خواهیم بدهیم، [بلکه‌] تغییر رفتار می‌خواهیم بدهیم، تغییر رفتار یعنی همین؛ یعنی تا حالا رفتار نظام جمهوری اسلامی رفتار انقلاب بود، رفتار انقلابی بود، در خدمت انقلاب بود، می‌خواهیم این را تغییر بدهیم.»5
 
  3. جریان نفوذ در کشور که فراتر از تأثیرگذاری و یا حمایت از جریانات سیاسی در انتخابات می‌باشد و یکی از مهمترین خطراتی است که در سال‌های اخیر، فضای انقلابی کشور را تهدید می‌کند، مقصود از آن نیز این است که افراد و جریانات دشمن با هدف تأثیرگذاری در بخش‌های مختلف جامعه اعم از بخش‌های سیاسی، اقتصادی، علمی، امنیتی، فرهنگی و ... نیروهای خود را گسیل داشته و تلاش می‌کنند تا با نزدیک‌شدن به بخش‌های مختلف جامعه، در تصمیم‌سازی‌های آنها تأثیر گذاشته و مانع از تصمیم‌سازی بر اساس مبانی انقلابی شوند. مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه معتقدند: «من از روی اطّلاع دارم عرض می‌کنم که برنامه‌ نفوذ در کشور یک برنامه‌ جدّی استکبار است؛ برنامه‌ جدّی آمریکایی‌هاست؛ ... این نفوذ برای دو منظور دیگر است. یکی از آماج‌های این نفوذ مسئولانند؛ آماج دوّم مردمند. مسئولان آماج این نفوذند؛ برای چه؟ هدف چیست؟ هدف این است که محاسبات مسئولان را عوض کنند و تغییر بدهند؛ یعنی مسئول جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که با ملاحظه‌ هزینه و فایده، احساس کند که باید این اقدام را بکند، این اقدام را نکند؛ ...آن‌وقت، وقتی نتیجه این بشود که فکر مسئولین و اراده مسئولین در مشت دشمن قرار بگیرد، دیگر لازم نیست دشمن بیاید دخالت مستقیم بکند؛ نه، مسئول کشور همان تصمیمی را می‌گیرد که او می‌خواهد. وقتی محاسبه‌ این حقیر عوض شد، تصمیمی را می‌گیرم که او می‌خواهد؛ من همان کاری را که او می‌خواهد، مفت و مجّانی انجام می‌دهم؛ گاهی بدون اینکه خودم بدانم- یعنی اغلب بدون اینکه خودم بدانم- این کار را انجام می‌دهم. [بنابراین] سعی می‌کنند، محاسبات مسئولین را عوض کنند. پس آماج اوّل مسئولینند. آماج دوّم مردمند. باورهای مردم باید عوض بشود؛ باور به اسلام، باور به انقلاب، باور به اسلام سیاسی، باور به اینکه اسلام غیر از کارهای شخصی، وظایف عمومی هم دارد، حکومت هم دارد، جامعه‌سازی هم دارد، تمدّن‌سازی هم دارد؛ باور به نفی اینها [جایگزین شود]. اینها باید از ذهن مردم زدوده بشود[و] عکسش در ذهن مردم جا بگیرد.»6
از نظر مقام معظم رهبری، جریان نفوذ جنبه‌های مختلفی دارد: «برای نفوذ، انواع و اقسام طُرق را- من محاسبه می‌کردم با خودم، دیدم شاید حدود ده راه مهم را- برای نفوذ در کشور پیدا کرده‌اند و دارند عمل می‌کنند؛ همین حالا دارند عمل می‌کنند. یکی‌اش راه علمی است؛ از طریق ارتباط با دانشگاه‌ها، ارتباط با دانشمندان، ارتباط با استاد، ارتباط با دانشجو- کنفرانس‌های به‌ظاهر علمی [ولی] در باطن برای نفوذ- افراد امنیّتی را اینجا می‌فرستند؛ این یکی از راه‌ها[است]. یکی از راه‌ها[هم]، راه‌های فرهنگی و هنری است. مأمور مستقیم دستگاه‌های امنیّتی را به‌عنوان یک فرد صاحب‌هنر برای فرض کنید، جشنواره‌ موسیقی معیّن می‌کنند که بفرستند؛ که البتّه خوشبختانه وزارت اطّلاعات فهمید، زودتر جلویش را گرفت؛ یعنی به‌عنوان حضور در یک جشنواره‌ هنری- مثلاً جشنواره‌ موسیقی- کسی را انتخاب می‌کنند که این آدم، صددرصد سیاسی و امنیّتی است؛ به‌عنوان [فرد] هنری اینجا می‌فرستند. خب، برای چه می‌فرستند؟ نفوذ اقتصادی، یکی [از راه‌های] دیگر است.»7

  4. منزوی‌ساختن نیروهای ارزشی و انقلابی به بهانه‌های واهی همچون متهم‌ساختن به افراط‌گرایی، به‌ویژه اینکه جریان انقلابی و ماهیت انقلابی نظام اسلامی، مبتنی بر نیروی انسانی انقلابی است و زمانی که نیروی انسانی انقلابی، به‌لطایف‌الحیل از صحنه رانده شود، طبیعی است که به‌تدریج عرصه به دست جریان‌های غیر‌انقلابی و حتی ضد انقلابی خواهد افتاد و همین مسئله نیز نقش مهمی در تغییر ماهیت انقلابی کل نظام جمهوری اسلامی خواهد داشت و این خطر بزرگی است که بارها مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده‌اند: «یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت درونی، حفظ روحیّه‌ انقلابی‌گری است در مردم؛ به‌خصوص در جوان‌ها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ حماسه و انقلابی‌گری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ انقلابی‌گری را باید حفظ کند و مسئولین کشور جوان‌های انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوان‌های حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ انقلابی‌گری تشویق کرد.»8علاوه بر این موارد، راهکارهای دیگری هم برای تغییر در ماهیت انقلابی نظام جمهوری اسلامی وجود دارد که به‌صورت اختصار عبارتند از:

  5. به ابتذال‌کشاندن فرهنگ جوانان به‌طرق مختلف به‌ویژه با استفاده از ابزارهایی همچون ماهواره، فضای مجازی و ...
  6. تغییر در سبک زندگی مردم و ترویج سبک زندگی و ارزش‌های مغایر با فرهنگ انقلاب اسلامی.
  7. مأیوس‌نمودن مردم از دستاوردهای مثبت انقلاب اسلامی.
  8. تشکیک در ثمربخش‌بودن روحیه انقلابی و امکان موفقیت در برابر نظام سلطه با توجه به امکانات مادی گسترده و تبلیغات قوی این نظام.
 9. و ... . در زمینه پیشگیری از موفقیت دشمنان در به‌کارگیری هریک از این ابزارها نیز باید گفت، به‌تناسب هر ابزاری، یک راهکار پیشگیری‌کننده وجود دارد؛ به‌عنوان مثال مهمترین راه پیشگیری در برابر جریان نفوذ، بصیرت و روشنگری می‌باشد. مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند: «مسئله‌ نفوذ خیلی مهم است ... ؛ البتّه در این زمینه روشنگری لازم است؛ روشنگریِ بدون اتّهام، بدون تهمت‌زدن، بدون مصداق معیّن‌کردن؛ امّا روشنگری اذهان مردم، چیز لازمی است.»9
در برابر تلاش‌ها برای انجام تغییر رفتار انقلابی نیز باید هوشیاری لازم را داشت و با درایت انقلابی، هرگونه ابزاری را که منجر به موفقیت حربه دشمن می‌شود، از دست او بگیریم؛ به‌عنوان مثال در شرایطی که دشمنان تلاش می‌کنند تا با استفاده از ابزار‌های فشار و تحریم اقتصادی، کاری نمایند تا در نهایت جمهوری اسلامی ایران، دست از رفتارهای انقلابی خود بردارد، بهترین راهکار این است که با اجرای دقیق «اقتصاد مقاومتی» حربه دشمن در این زمینه را ناکارآمد نماییم؛ چنانکه مقام معظم رهبری نیز در همین زمینه فرمودند: «ما برای اینکه با تحریم مقابله کنیم، چه‌کار باید بکنیم؟ ... یک دوراهی‌ای را دشمن نشان می‌دهد به ما؛ می‌گوید: یا بیایید تسلیم آمریکا بشوید و هرچه او می‌گوید گوش کنید، یا فشار و تحریم ادامه پیدا می‌کند؛ این یک دوراهی است که گفتیم: غلط و دروغ است؛ امّا یک دوراهی دیگری وجود دارد: یا بایستی مشکلات تحریم را تحمّل کنیم یا ایستادگی کنیم به‌وسیله‌ اقتصاد مقاومتی.»10
در مجموع با تقویت گفتمان انقلاب و انقلابی‌گری به‌جای انفعال و محافظه‌کاری و تقویت زیرساخت‌ها و رویکردهای نهادی انقلاب و نیز دوری از روحیه اشرافی‌گری و سایر روحیاتی که معارض با روحیات انقلابی می‌باشد، می‌توان جلوی تضعیف ماهیت انقلابی نظام اسلامی را گرفت.
..............................................

   پی نوشتها
​​​​​​​
1. جورج شولتز، در سال 1361 وزیر خارجه ریگان شد.
2.نشریه کیهان هوایی، 12/12/1366، به‌نقل از ارمغان دموکراسی، صادق سلیمی بنی، نشر معارف، ص 301.
  3.بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، 19/11/1394.
4. به‌عنوان مثال رک: گزارش منتشرشده لس‌آنجلس تایمز در خبرگزاری فارس: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940623000036
5 بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، 20/12/1394.
 6.همان.
8. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 18/6/1394.
9. بیانات در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور، 14/10/1394
10.بیانات در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، 1/1/1395.