اخلاق در حوزه - شماره 255
دوستى مؤمنين
امام سجاد عليهالسلام مىفرمايد:
اللهم واجعل لنا فى صدورالمؤمنين ودا و لاتجعل الحياة علينا نكدا، صحيفه سجاديه/180
در اين دعا آمده كه: خدايا، دوستى و محبت ما را در دل مؤمنين قرار بده.
انسان گاهى اشخاصى را مىبيند كه از آنها خوشش مىآيد و دلش مىخواهد كه با آنها رفيق شود و برعكس، اشخاصى هستند كه انسان وقتى آنها را مىبيند، بدش مىآيد. در مورد حضرت على عليهالسلام هم اينطور بود، افرادى كه با حضرت مخالفت مىكردند، كسانى بودند كه انسان از آنها بدشان مىآمد. از حضرت رسول اكرم صلىاللّهعليهوآله منقول است كه درباره حضرت على عليهالسلام مىفرمايد: لايحبّك الا مؤمن و لايبغضك الا منافق، وسايلالشيعه2/319؛ يعنى: »يا على، تنها مؤمنين تو را دوست دارند و تنها منافقين از تو دورى مىجويند.« اينكه حضرت امام سجاد مىفرمايد: براى ما در دل مؤمنان محبتى قرار بده؛ اين معنا را مىدهد كه ما هم جزو مؤمنين باشيم.
در روايت آمده كه مؤمن را با دوستهايش بشناس، ببين اين فرد با چه كسانى رفت و آمد دارد؛ چون قدر و منزلت هر فردى به اندازه جليس و همنشين خودش است. شخصى از امام صادق عليهالسلام پرسيد من نزد شما چه اندازه قدر و منزلت دارم، در قلب شما چقدر جا دارم؟ امام فرمود: آن مقدار كه من در قلب شما جا دارم!
ما همين حرف را در مورد امام عصر عجلاللّهتعالىفرجهالشريف نيز مىتوانيم بيان كنيم كه امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشريف چقدر ما را مىخواهد، چقدر از ما راضى هست؟ ما بايد دل خودمان را شاهد بگيريم آيا ما درباره امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشريف بىقرار هستيم؟ به ملاقاتش عشق مىورزيم؟ در مسير آن حضرت هستيم يا خير؟
اينكه در روايت آمده النظر الى وجه العالم حبّاً له عبادة، بحارالانوار 1/205؛ جهتش اين است كه وقتى انسان عالم را مىبيند، تقوا را مىبيند، آخرت يادش مىآيد، خدا يادش مىآيد، در آن وقت با آنها سنخيت پيدا مىكند و پاك و تطهير مىشود. ما اگر به حضرات معصومين به يك نحوى اظهار ارادت مىكنيم؛ مثلا در مجالس عزا و سرورشان شركت مىكنيم، يا زيارت اميناللّه مىخوانيم، يا زيارت جامعه يا عاشورا مىخوانيم؛ قهراً يك روابط روحى پيدا مىكنيم و اگر توجهى از آن طرف بشود انسان تطهير مىشود. نسبت به اولياى الهى و عالمان ربانى هم اينطور است؛ اگر ما در دل آنها جا داشته باشيم، قطعاً يكگونه تطهيرى براى ماست. پس از خدا بخواهيم كه ما در دل مؤمنين و اولياى الهى ودّى داشته باشيم. حالا شما مؤمنين را از رفقاى خودتان حساب كنيد و برويد بالاتر تا جايى كه در دل امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشريف خطور كنيم ولو يك لحظه هم از خاطر مباركش بگذريم، تطهير مىشويم؛ كه لازمه اين توفيقات آن است كه ما محلق شويم به آنها و يك رابطه روحى با آنها پيدا كنيم.
در ادامه دعاى امام سجاد عليهالسلام آمده كه ولاتجعل الحياة علينا نكدا؛ خدايا حيات و زندگى را براى ما مايه سختى و حسرت قرار نده، خدايا ما را در سنت رسول خدا صلىاللّهعليهوآله زندگى بده، يعنى به همان روش و طريقه رسولاللّه و آل پاكش زنده باشيم و از منهاج رسول خدا كنار نرويم و بدانيم كه رسيدن به رسول خدا صلىاللّهعليهوآله تنها به لفظ و سخن نيست، بلكه اعمال مىخواهد، تقوا مىخواهد، ترس از خدا مىخواهد، تهجد مىخواهد، براى خدا به زحمت افتادن مىخواهد و الا اگر انسان بخورد و بخوابد و هيچ خودش را به زحمت نيندازد و آن وقت منتظر باشد كه به مجرد مرگ، هيچ ناراحتى به سراغ او نيايد، اينگونه نمىشود. همينطورى كه امام سجاد عليهالسلام دعا مىكند، ما نيز بايد براى خودمان دعا كنيم، و با اصرار از خدا بخواهيم كه معرفت خودش را به ما عطا فرمايد. مراد از اين معرفت، خداشناسى از راه برهان نظم و ... نيست، بلكه اين توحيد را خدا بايد به انسان بدهد، اين معرفت به اولياى الهى را خدا بايد بدهد. منشأ تمام بركات، اهلبيت عليهمالسلام هستند، ما از خدا بايد محبت معصومين عليهمالسلام و اولياى الهى را بخواهيم، كه در آن صورت دنيا درست مىشود. كسى خدمت امام صادق عليهالسلام رسيد و تا نشست، امام فرمود: آمدى تا از دنيايت شكايت كنى؟ عرض كرد: بله! فرمود: از كدام نعمت خدا مىخواهى شكايت كنى؟ آيا حاضرى خدا محبت ما را بگيرد و مال دنيا را به شما بدهد؟!
اميدواريم كه آنها خودشان به ما توجه كنند تا تربيت شويم. هرطورى كه آنها خودشان صلاح مىدانند با ما رفتار كنند تا تربيت شويم.
از خدا بخواهيم كه حيات طيبه و ممات طيبه به ما عنايت بفرمايد.
انشاءاللّه
والسلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته