عطر یار - شماره 255
مهربانى كى سرآمد؟
يارى اندر كس نمىبينيم ياران را چه شد
دوستى كى آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پى كجاست
خون چكيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد
كس نمىگويد كه يارى داشت حق دوستى
حقشناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
لعلى از كان مروت برنيامد سالهاست
تابش خورشيد و سعى باد و باران را چه شد
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهربانى كى سر آمد شهرياران را چه شد
گوى توفيق و كرامت در ميان افكندهاند
كس به ميدان در نمىآيد سواران را چه شد
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغى برنخاست
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
زهره سازى خوش نمىسازد مگر عودش بسوخت
كس ندارد ذوق مستى ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهى كس نمىداند خموش
از كه مىپرسى كه دور روزگاران را چه شد
حافظ