هر سال ایام عزاداری امام حسین(ع)، شبکههای معاند و وهابیت، موضوع عدم جواز لعن یزید را عنوان میکنند. سلسله کثیف بنیامیه، در طول تاریخ مرتکب جنایات فراوانی علیه اهلبیت پاک پیامبر اکرم(ص) شدند. به شهادترساندن امام حسین(ع) یکی از آن جنایات است.

لعن در لغت
ابنمنظور افریقی متوفی ۷۱۱ در واژه لعن مینویسد: «واللعن الإبعاد والطرد من الخير وقيل الطرد والإبعاد من الله ولعنه يلعنه لعنا: طرده وأبعده ... واللعنة في القرآن: العذاب ولعنه الله يلعنه: لعنا: عذّبه (لسان اللسان، جلد ۲ صفحه ۵۰۹)؛ یعنی لعن بهمعنای دوری و طرد از خیر است و گفته شده: بهمعنای طرد و دوری از خداست و او را لعن کرد، یعنی او را دور کرد ... و لعنت در قرآن بهمعنی عذاب است و خدا او را لعن کرد، یعنی او را عذاب کرد.
لعن یزید به این معنی است که همواره از خدا درخواست میکنیم که یزید از خداوند دور باشد و مشمول عذاب الهی باشد.

بررسی آیات قرآن
آیه اول: [إن الذين يؤذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة وأعد لهم عذاباً مهيناً] (سوره احزاب آیه ۵۷) آن کسانی که خدا و رسولش را آزار میدهند، پروردگار در دنیا و آخرت آنها را لعن میکند و برای آنها عذابی دردناک در نظر میگیرد. بیتردید اذیتکردن فرزند رسولخدا(ع)، اذیتکردن رسولخدا(ص) است؛ چه رسد به کشتن فرزند رسولخدا. در روایات از امامحسین(ع) به فرزند رسولخدا(ص) تعبیر شده است. بنابراین آزاردادن امام حسین(ع) و یا به قتلرساندن ایشان، مساوی با اذیت و آزار رسولخداست و مرتکب چنین جنایاتی، مشمول لعن خدا و رسول او میشود؛ چنین لعنی هم در دنیاست و هم در آخرت. یزید با ارتکاب چنین قتلی موجب آزار رسولخدا(ص) و لعن همیشگی برای خود شد.
آیه دوم: [ومن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فيها وغضبالله عليه ولعنه وأعد له عذابا عظيما] (سوره نسا آیه ۹۳)؛ یعنی کسی که عمداً مؤمنی را به قتل برساند، جزای او جهنم است و بهصورت همیشگی در آن خواهد بود و خداوند بر او غضب و لعن خواهد کرد و عذاب عظیمی به دنبال خواهد داشت. این آیه درباره قتل یک مؤمن است. حال اگر مقتول، سید مؤمنان و سرور جوانان اهل بهشت باشد، آیا مشمول لعن نمیشود؟
آیه سوم: [فهل عسيتم إن توليتم أن تفسدوا في الارض وتقطعوا أرحامكم اولئك الذين لعنهم الله فأصمّهم وأعمی أبصارهم] (سوره محمد آیات ۲۲ و 23)؛ یعنی پس اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید، آیا از شما جز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش آنها را کر و چشم آنها را کور کرده است.
بیتردید یزیدبن معاویه از بزرگترین مفسدان فیالارض است و این فساد بهوسیله قتل سیدالشهدا(ع) تحقق پیدا کرد. پس لعن الهی مورد اشاره در این آیه، قطعاً شامل حال او میشود. احمدبن حنبل که رئیس حنابله است، یزید را از مصادیق مفسد فیالارض دانسته و برای اثبات آن، به همین آیه تمسک کرده است. (معالرکب الحسین جلد ۶ صفحه ۴۴)

لعن در سنت نبوی جواز لعن از عموم روایات وارده از نبی مکرم اسلام(ص) کاملاً قابل استفاده است.
روایت اول: امیرالمؤمنین(ع) از رسولخدا(ص) نقل کرده که خداوند و انبیا(ع) چند دسته را مورد لعن قرار میدهند: تحریفکننده کتاب خدا، تکذیبکننده قدر الهی، تغییردهنده سنت رسولخدا(ص)، کسی را که آنچه را خداوند در مورد عترت رسولالله(ص) حرام کرده است، حلال بشمارد، کسی که حرام الهی را حلال بشمارد و کسی که بهسبب عبادات، تکبر پیدا کند. (سفینةالبحار جلد ۲، صفحه ۵۱۲)
بیتردید یزید مصداق این روایت است؛ چون سنت رسولخدا(ص) را تغییر داد و حرام خداوند را حلال شمرد؛ پس لعن او جایز است.
روایت دوم: احمدبن حنبل در کتاب مسند جلد ۴، صفحه ۵۵، روایتی را از رسولخدا(ص) نقل کرده که هر کسی اهل مدینه را بترساند، خداوند او را میترساند و لعنت خدا شامل حالش میشود. پس از شهادت امام حسین(ع)، یزید واقعه حره را به وجود آورد و در آن، تعداد بسیاری را به قتل رساند و وحشت در دل اهل مدینه انداخت؛ بنابراین لعن خدا و رسولخدا(ص) و تمام ملائکه شامل او میشود.

تصریحات برخی از اهل سنت درباره جواز لعن یزید
۱. سیوطی شافعیمذهب متوفی ۹۱۱ میگوید: «لعن الله قاتله (ای قاتل الحسين) وابنزياد معه ويزيد ايضا» (تاریخ الخلفا صفحه ۱۶۵)
۲. سمهودی در جواهرالعقدین صفحه ۶۳ میگوید: «اتفق العلماء على جواز لعن من قتل الحسين او أمر بقتله أو أجازه أو رضي به»
۳. تفتازانی در کتاب شرح العقائد النفسیه میگوید: «اتفقوا على جواز اللعن على من قتل الحسين او أمر به أو أجازه أو رضي به قال: والحق أن رضا يزيد بقتل الحسين واستبشاره بذلك واهانته اهلبيت رسولالله مما تواتر معناه وإن كان تفصيله آحادا، قال: فنحن لا نتوقف في شأنه بل فی کفره وإيمانه لعنةالله عليه وعلى أنصاره وأعوانه؛ یعنی علما بر جواز لعنکردن کسی که حسین را کشته، یا به آن دستور داده، یا آن را جایز دانسته، یا به آن راضی بوده است، اتفاق نظر دارند و حقیقت آن است که رضایت یزید به قتل حسین و شادمانی او از این واقعه و بیاحترامی او به اهلبیت رسولخدا(ص)، از اموری است که «متواتر» است؛ هرچند جزئیات آن از نوع «خبر واحد» (گزارشهای فردی) باشد. سپس میگوید: پس ما در مورد لعن او بلکه درباره کفر و عدم ایمان او تردیدی نداریم. لعنت خدا بر او و یاران و مددکارانش باد.» (شذرات الذهب جلد ۱، صفحه ۶۸، معالرکب الحسین جلد ۶، صفحه ۴۹)

نتیجه بحث
از مجموع آیات و روایات و اقوال اهل سنت استفاده میشود که اگر قائل به لزوم لعن یزید نشویم، در جواز لعن یزید جنایتکار و قاتل سیدالشهدا(ع) هیچ تردیدی نداریم.