حوزه علمیه کارآمد از دیدگاه شهید امام خامنهای(قد)
بیتردید، حوزههای علمیه و علمای متعهد، در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه اسلام در برابر انحرافات بودهاند؛ از اینرو، حوزه و روحانیت، بهعنوان اصلیترین پایگاه مبارزاتی علیه حکومتهای ظلم و طاغوت در کنار نشر معارف، به مبارزه مشغول بودهاند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مانعی بزرگ از سر راه حوزهها و نشر عقاید اسلامی برداشته شد. معالوصف به نظر میرسد، بهدلایل مختلف، حوزههای علمیه توفیق کاملی در نیل به اهداف مبارک خود کسب ننمودهاند.
واکاوی این علل و تلاش برای رفع موانع آن، بسیار حیاتی و ضروری است. نویسنده، در این پژوهش تلاش دارد برخی عوامل اصلی عدم موفقیت کامل حوزه علمیه در پیادهسازی آرمانهای اسلامی را از نگاه رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای(رض) برشمرده و به راهکار حل این مشکل بپردازد.
در این اثر تلاش شده، بیشتر، مشکلات ریشهای و اساسی حوزه مورد توجه قرار گیرد. نگارنده معتقد است تعامل سازنده حوزه علمیه با نظام اسلامی و حضور عالمانه، مؤثر و جهادی حوزه در میدان عمل و مبارزه است که منجر به تربیت عالمان و فقیهان و مجتهدان مورد پسند امام زمان(عج) و نهایتاً موفقیت حوزه و نظام در زمینهسازی ظهور و برخورداری از حیات طیبه خواهد شد. در این اثر سعی شده بر اساس دیدگاه رهبر شهید انقلاب(قد)، مشکلات و راهکارهای حل آن مورد بررسی قرار گیرد.
ملاک و میزان توفیق کامل حوزههای علمیه
در نیل به اهداف
برخی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای(قد) در باب ملاک و میزان دستیابی حوزه به اهداف مورد نظر خود، بدین قرار است:
1. انقلاب، آن وقتی بهصورت کامل تحقق پیدا میکند که آحاد مردم، حقیقتاً به مردم مسلمان و مؤمن تبدیل شوند... تمام دستگاهها و تمام افراد، بهخصوص علمای اعلام و روحانیون، بایستی روی تربیت نفوس مردم و تحقق انقلاب قلبی و اخلاقی در آنها مخصوصاً در جوانان تلاش کنند. (امام خامنهای، 1/ 12/ 69: دیدار اعضای مجلس خبرگان)
2. مسائل فرهنگی جامعه، بستر مسائل سیاسی است، بستر مسائل اقتصادی است. اگر واقعاً جوّ فرهنگی جامعه اصلاح شد، میتوان در آن جوّ، مسائل اقتصادی را هم اصلاح کرد، اعتراض کرد، راهنمایی نشان داد؛ اما وقتی جوّ فرهنگی مثل حالاست، جوّ فرهنگی بدی است؛ آن وقت نمیشود... . جامعه مدرسین میتواند در این مورد وارد میدان شود. (امام خامنهای، 22/2/79: دیدار جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)
3. ما دائم به کسانی که اهل کار فرهنگیاند، میگوییم، به بعضیها میگوییم، به بعضیها تکرار میکنیم، به بعضیها التماس میکنیم، بعضیها را اینجا جمع میکنیم، به بعضیها پیغام میدهیم که کار کنید آقا! کار فرهنگی کنید. (امام خامنهای، 21/6/73: در آغاز دهمین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور)
4. بار سنگینی بر دوش همه ما وجود دارد... . علمای دین در اسلام، پیشروان اصلاح و ترقی و پیشرفت ملتاند. این مسئولیت بر عهده عالمان دین گذاشته شده است... . ما نمیتوانیم آرام بنشینیم... . با این، تکلیف برداشته نمیشود. (امام خامنهای، 23/ 02/ 1388: بیانات در دیدار روحانیون و طلاب اهل تشیع و اهل تسنن کردستان)
5. در گذشته، در بعضی از شهرهای بزرگ، ده نفر مجتهد وجود داشتند که هرکدام از آنان برای اداره دویست شاگردِ خوب کافی بودند؛ اما امروز یک نفر هم مثل چنین افرادی در آن شهرها نیست.. .. مبلّغ بهقدر کافی از حوزه گسیل نمیگردد. الآن در آفاق دنیا، آفریقا و اروپا و آسیا، مرتّب از ما روحانی میخواهند. این نارساییها وجود دارد و نمیشود آنها را منکر شد. این موارد، حاکی از وجود عیوبی در درون کالبد عظیم این حوزه باعظمت است. (امام خامنهای، 13/9/74: دیدار فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم)
6. اگر ما عمامهاییها درست نقش خود را بشناسیم و بتوانیم آن را ایفا کنیم، دنیا را آباد خواهیم کرد. (امام خامنهای، 23/10/1383: بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی)
7. امروز، حوزه علمیه از زمان خودش عقب است. حساب یک ذره و دو ذره نیست... . با زمان خیلی فاصله داریم. (امام خامنهای، 13/9/1374: دیدار فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم)
8. یکی از اشکالات کار ما، نشناختن وضع زمانه است. بعضیها علم و تقوا هم دارند؛ اما در عین حال نمیتوانند جایگاه و سنگری را که باید در آن بایستند و کار کنند، بشناسند... . نشناختن فضا، ما را خیلی دچار اشکال میکند. (امام خامنهای، 26/ 2/ 84: دیدار علما و روحانیون استان کرمان، افق حوزه)
9. امروز وظایف حوزههای علمیه با گذشته تفاوتهای زیادی کرده است... . امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی قرار داریم. (امام خامنهای،26/ 2/ 84: در جمع علما و روحانیون استان کرمان، افق حوزه)
مهمترین عوامل عدم توفیق کامل حوزه
در هدایت و حفظ نظام اسلامی
1. عدم توجه کامل به اهمیت نقش نظام اسلامی در تحقق اهداف حوزه علمیه
انقلاب اسلامی به پیروزی رسید تا آرزوی دیرین امت اسلامی در پایهریزی یک حکومت بر مبنای تعالیم و قوانین اسلامی شیعی محقق شود؛ حکومتی که هرچند با آرمانها فاصله زیادی دارد؛ اما جهتگیری آن درست بوده و به سمت حداکثرها در پیش است؛ حکومتی که نهتنها مانعی برای حوزه علمیه نیست؛ بلکه همجهت با اوست.
این فرصت استثنایی یک نعمت بینظیر برای حوزههای علمیه است که در جهت تحقق آرمانهای بلند خود یعنی ترویج و عملیکردن معارف و تعالیم اسلامی در همه عالم، حداکثر استفاده را بکنند؛ چراکه بهواقع موقعیت جدیدی برای حوزههای شیعی پدید آمده و آفاق جدیدی پیش روی جامعه اسلامی گشوده شده است.
از سوی دیگر، نظام اسلامی بهعنوان یک الگوی بدیع و عملی، بیشترین تأثیر تبلیغی را در میان ملتهای اسلامی و غیر اسلامی دارد؛ چراکه هیچچیز مانند یک الگوی عملی موفق در جذب و هدایت تشنگان سعادت مؤثر نیست. همچنین واقعیت این است که برای یک انقلاب، انسانسازی از همه چیز مهمتر است. اگر انقلاب انسانسازی نکند، هیچ کاری نکرده است. این همان چیزی است که رهبر انقلاب بر آن تأکید ویژه کردهاند:
مرحوم سید قطب در یکی از نوشتههایش حرفی دارد... . او میگوید: اگر طرفداران و داعیان اسلام... بهجای نوشتن این همه کتاب، بهجای این همه تبلیغات، بهجای این همه سخنرانی، اداره این همه مسجد، یک کار برای ترویج اسلام بکنند، آن کار از همه این کارها تأثیرش بیشتر است.
و آن اینکه در گوشهای از دنیا... یک حکومت اسلامی تشکیل بدهند؛ نفس تشکیل یک حکومت اسلامی در گوشه-ای از این دنیای بزرگ، اثرش از هزاران کتاب، هزاران سخنرانی، هزاران مطلب نکتهدار در ترویج دین، بیشتر است. ما این را امتحان کردیم. نظام اسلامی وقتی تشکیل شد، فریاد اسلام وقتی از حلقوم آن مرد بزرگ و شجاع و بی-نظیر خارج شد... . ناگهان همه دنیای اسلام قلوبشان متوجه به اسلام شد... .
اگر انقلاب اسلامی این تأثیر شگرف و عمیق و ماندگار و زیر و روکننده را نداشت، اینقدر با انقلاب اسلامی مبارزه نمیکردند؛ آن هم کسانی که اسمشان مسلمان است. (امام خامنهای، 23/ 02/ 1388: بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان)
2. عدم توجه جدی به مشکلات و بحرانهای نظام اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی و شعارهای ضد استکباری آن، موقعیت قدرتهای بزرگ استکباری با تهدید بسیار جدی روبهرو شد؛ چراکه ادعای کدخداییگری ابرقدرتها عملاً مخدوش شد و نظام اسلامی بهپشتوانه اسلام و حمایت ملت شجاع خود، نهتنها زیر چتر حتی یکی از این ابرقدرتها نرفت که با منافع و زیادهطلبیهای آنها بهصورت جدی به مخالفت برخاست.
طبیعی است وجود چنین نظامی برای ابرقدرتها بسیار مضر است؛ مضاف بر اینکه با پیروزی انقلاب، دستهای غارتگر ایشان از منابع ارزشمند و بیشمار این کشور قطع شده بود؛ لذا از همان ابتدا شروع به دشمنی و کارشکنی کردند تا نظام نوپای اسلامی را در نطفه خفه کنند و از هیچ ترفند و حیلهای در این راستا دریغ نکردند و چون در تحمیل جنگ و کودتاهای مختلف و... به نتیجه مطلوب خود نرسیدند، دست به تهاجم گسترده فرهنگی زدند.
و البته هم باید انصاف داد که با توجه به حجم گسترده تبلیغات و ابزارهای رسانهای و ماهوارهها و... که همگی یکپارچه وارد جنگ نرم با نظام اسلامی شدند، تا حدودی در این جنگ خاموش به موفقیتهایی دست یافتند و تعدادی از آحاد ملت شریف و خصوصاً جوانان را به اسارت فرهنگی گرفتند.
خصوصاً هماکنون که سایر ملتهای اسلامی و غیراسلامی نیز در حال الگوبرداری از نظام اسلامی هستند، تلاش قدرتهای استکباری در جهت تخریب هرچه بیشتر این الگوی اسلامی، چندین برابر شده است.
تضعیف نظام، با ناکارآمد جلوهدادن آن در حل مشکلات مردم و بهتبع آن از بینبردن ایمان و دین مردم و بهعبارت دیگر فاسدکردن آنها امکانپذیر میشود؛ چراکه در اینصورت، نظام اسلامی، پشتوانه مردمی خود را از دست داده و شکست و سقوط آن راحت و آسان میگردد.
حضرت امام خمینی و رهبر شهید انقلاب(قد) در بسیاری از بیانات خود به عمق دشمنیهای استکبار علیه نظام اسلامی و لزوم مبارزه در برابر آنها اشاره کردهاند که گوشهای از آنها را از نظر میگذرانیم:
«هدف اساسی این است که ما چگونه میخواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد، جنبه عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد... .
همه توطئههای جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم. ما نباید غفلت بکنیم؛ واقعاً باید به سمتی حرکت نماییم که انشاءاللّه تمام رگههای وابستگی کشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود» (امام خمینی، صحیفه نور، جلد 21)
به پیغمبرش فرمود که به مردم بگو: «من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبهم ویحبونه...؛ امروز ما هم مخاطب به همین خطابیم... . اینها هم حرفی نیست؛ حرف مقدمه عمل است، باید عمل کنیم. دشمن از اطراف، علیه ما دام چیده است. دامچیدن دشمن، توطئه دشمن، تبییت دشمن ـ «یبیتون»، در قرآن بارها آمده است ـ این دلیل این است که اهمیت، اینجا وجود دارد، اینجا کار بزرگ است، آسان نیست (امام خامنهای،25/ 9/ 78: در دیدار اعضای مدرسه حقانی)
سکولاریسم یا عدم احساس تکلیف
و بیتفاوتی نسبت به مشکلات نظام اسلامی
رهبر شهید انقلاب(قد)، در رابطه با ضرورت توجه و حساسیت طلاب و روحانیون به امور نظام، فرمودهاند:
«هیچکس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. اینکه یک آقایی در یک گوشهای عبایش را بکشد، به قول خودش بگوید: من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانی باید از وجود یک چنین نظامی که پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامی است، با همه وجود استقبال کند. بنابراین حوزههای علمیه نمیتوانند سکولار باشند. اینکه ما به مسائل نظام کار نداریم، به مسائل حکومت کار نداریم، این سکولاریسم است.» (امام خامنهای، 19/7/ 1391: بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی)
هماکنون که حوزه و روحانیت در ایران، از نعمت حکومت و نظامی اسلامی برخوردار شده، سزاست، حوزههای علمیه، تمام شؤون مختلف نظام اسلامی را با نگاهی ویژه رصد نموده و در جهت اعتلای آن بکوشد. حوزه علمیه، نباید خود را لحظهای (در نظر و عمل) جدا و دور از نظام تصور کند. برخی از فرمایشات امام راحل(رض) و رهبر عزیز شهید انقلاب(قد) در همین رابطه، در ادامه بررسی میشود:
1. امروز یکی از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود، در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند... . حضور شما در صحنهها موجب میشود که ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد. (امام خمینی، 267/9/: پیام [به ملت ایران و بسیجیان سلحشور در هفته بسیج (نقش و منزلت بسیج)
2. برادران عزیز من! فرزندان اسلام! توجه داشته باشید که باز یک جریانی در کار است که شما را منعزل کنند... . مبادا! شما را اغفال کنند و برگردانند به کنجهای مدارس و منزوی کنند در حجرهها. شما همانطوری که علم را باید بیاموزید و تقوا در رأس برنامه شما باشد، مهیّابودن از برای دخالت در امور سیاسی و امور اجتماعی و دخالت در مشکلات مسلمین و حاضربودن از برای دفاع از کشور اسلام باید کوشش کنید. (صحیفه نور(امام) ج 14، ص 120، 14/ 12/ 59)
3. امروز مسئولیت روحانیت، بسیار سنگین است؛ اولین مسئولیت شما عبارت از پاسداری از اسلام و نظام اسلامی است. (امام خامنهای، 4/1/ 69: در جمع فضلا و طلاب حوزه علمیه مشهد)
4. وظیفه اول، حفظ نظام است. هیچکس نمیتواند به اتکای اینکه فلانجا فلان تخلف شده، حرکتی انجام دهد یا حرفی بزند که این نظام اسلامی را تضعیف کند. (امام خامنهای،14/12/70: دیدار جمعی از روحانیون)
5. طلبهها باید در صفوف مقدم باشند. اگر جنگ پیش آید، طلبه باید در صفوف مقدم جنگ باشد... . این، حقیقتاً یک ارزش است... . بهترین عناصر طلبه، کسانی هستند که همین روحیه را در خود داشته باشند و بپرورانند... . حوادث گوناگونی برای انقلاب هست؛ طلاب باید حاضر و آماده باشند. (امام خامنهای، 4/11/69: دیدار مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم)
6. حوزه علمیه، باید در صف اول حرکت عظیم جامعه قرار داشته باشد... . ( امام خامنهای، 21/6/73: آغاز درس خارج فقه)
7. جامعه علمی و مذهبی شیعه، اولین چیزی که لازم دارد مبالات است... . رهاکردن، هرچه شد، شد؛ ما که نمیتوانیم، به ما چه ربطی دارد، اینها نمیشود. بنای این اساس مبارک (انقلاب) بهخاطر این شد که آن مرد الهی، با دیگران این فرق اساسی را داشت که هرگز نگفت: آنچه در جامعه اتفاق میافتد به من مربوط نیست... . (امام خامنهای، 20/6/73: شروع درس خارج فقه)
8. نقش روحانیت در نظام اسلامی، از همیشه بارزتر و تکلیف آنها از همیشه سنگینتر است... همانقدر که نقش روحانیت در این انقلاب بارز است، همانقدر[هم] تکلیفش سنگین است. (امام خامنهای، 30/4/66: دیدار علما و روحانیون اردبیل)
9. طلبههای جوان، فضلای عزیز، مدرسان محترم و علمای حوزه! امروز، این حوزه انقلابی و آگاه، امانتی در دست شماست... حوزه را انقلابی حفظ کنید و انقلاب را در حوزه گرامی بدارید. حضور انقلابی، احساسات انقلابی، درک انقلابی و سیاست انقلابی، سیاست اصلی حوزه علمیه است. (امام خامنهای، 11/ 6/ 64: در جمع فضلا و طلاب حوزه علمیه مشهد)
10. چهرههای انقلابی در حوزهها باید محترم باشند... کسانی که خدمتی از خدمات از انقلاب را بر دوش دارند، ارزش است. (امام خامنهای، 29/ 6/ 71: آغاز دوره جدید درس خارج فقه)
حکومت در نظر مجتهد واقعی
فلسفه عملی تمامی فقه است
اجتهاد، رفیعترین قله علمی و اساسیترین عنصر پویایی حوزههای علمی شیعی بوده و هست. ظهور قوه اجتهاد، مهمترین هدف علمی در حوزههای علمیه است؛ اما اجتهاد علاوه بر بعد علمی، ابعاد دیگری را در فرد میپروراند که وجود آنها همچون بعد علمی، لازمه اجتهاد قرار گرفته است. در دوران غیبت، وظیفه هدایت، تربیت و تزکیه مردم، بر عهده وارثان انبیاء(ع) یعنی علمای ربانی گذاشته شده است.
مجتهد، شخصی است کسی که نه فقط در بعد علمی که در همه ابعاد، از معصومین(ع) الگوگیری کرده است؛ همانطور که معصومین(ع) جامعالابعاد بودند، وارثان ایشان نیز باید در همه ابعاد، پیرو واقعی ایشان باشند.
حضرت امام خمینی(قد) در بیان شرایط مجتهد جامعالشرایط میفرماید:
«مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهارنظر نمیکنم.»
آشنایی به روش برخورد با حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی...؛ یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است، واقعاً مدیر و مدبّر باشد.
حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است... فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است. (صحیفه امام، ج21، ص 291)
بنابراین، تنها بعد علمی برای یک فقیه یا مجتهد کفایت نمیکند. مجتهد جامعالشرایط به کسی میگویند که علاوه بر اجتهاد در بعد علمی در ابعاد دیگری چون تقوا و خلوص و سیاست و مدیریت و آگاهی از امور زمانه و استعداد و زیرکی و بصیرت و... نیز در سطح بالایی از تسلط و اشراف باشد.
کمرنگشدن روحیه جهادی در حوزه علمیه
کسب قوه و ملکه اجتهاد، همانطور که از نام آن روشن است، تنها همراه با تلاش و ممارست فراوان، حاصل میشود. در ادامه برخی فرمایشات رهبر شهید انقلاب(رض) مبنی بر اهمیت و لزوم زندگی جهادی بررسی میشود:
1. همه کارها مجاهدت لازم دارد. بدون مجاهدت نه به دنیا و نه به آخرت میشود رسید... اگر تلاش نکرد، نه. مثل یک سنگی همانجا خواهد ماند، حرکتی نخواهد کرد. (امام خامنهای، 23/ 8/ 74: در مراسم عمامهگذاری در سالروز ولادت حضرت زهرا(س))
2. اگر بخواهیم به وظایف، درست عمل کنیم، پیمودن راه از حالا به بعد، یقیناً آسانتر از راه گذشته ما نیست، راه دشواری است. از حالا به بعد مسئله، مسئله حفظ ارزشهاست... با زبان ممکن نیست.
با عمل و تلاش و فداکاری و امید و آمادگی و علم و تقوا ممکن است... اگر خدای نکرده روحانیون خسته و ملول و نرمیده و دلبسته شدند، از راحتی و آسودگی خشنود شدند، به آن عادت کردند، از خطر و سختی گریزان شدند، بار بر زمین خواهد ماند و این فکر پیش نخواهد رفت. (امام خامنهای، 5/ 8/ 69: دیدار روحانیون و طلاب آزاده)
3. طلبه جوان و روحانی باید پرکار و پرتلاش باشد و از کار خسته نشود. اندکی احساس خستگی و میل به راحتطلبی، کار را خراب خواهد کرد. باید خستگیناپذیر باشید... دنبال کار را بگیرید و خسته نشوید. هر کاری را که شروع میکنید تا نهایت آن کار بروید و احساس کسالت و ملالت نکنید. (امام خامنهای، 12/11/66: در مراسم عمامهگذاری طلاب مدرسه علمیه مجد)
4. معیار جهاد، شمشیر نیست، میدان جنگ هم نیست. معیار جهاد، همان چیزی است که امروز در تعارف زبان فعلی فارسی ما، در کلمه مبارزه وجود دارد. فلانی آدم مبارزی است، فلانی آدم مبارزی نیست... در مبارزه دو چیز حتماً لازم است: یکی اینکه در او جدّ و جهدی باشد، تحرّکی باشد... دوم اینکه در مقابلش یک دشمنی باشد... تنبلی و نشستن و بیکارگی و بیاهتمامی، از امت پیغمبر(ص) خواسته نیست. (امام خامنهای، 20/6/73: شروع درس خارج فقه)
نتیجه
حوزههای علمیه و نظام اسلامی با یکدیگر در اهداف و غایات، همجهت بوده و هرکدام باید مساعد دیگری باشد. از طرفی، نظام اسلامی برای اینکه بتواند الگوی مناسبی برای دیگر ملتها باشد، باید در همه جوانب و اجزای خود، کاملاً منطبق بر اصول اسلامی بنا نهاده باشد.
حوزه علمیه موظف است با حداکثر توان، به نظام اسلامی مدد رساند. این مهم، جز با مدیریتی کارآمد و متناسب با ظرفیتها و میراث و سنت عظیم علمی و اخلاقی حوزههای علمیه، ممکن نیست. تولید و ترویج علوم اسلامی و انسانی، همواره بر عهده حوزههای علمیه بوده و هست.
تولید فرهنگ و سبک زندگی اسلامی که در نهایت به تولید فرهنگ و تمدن منجر خواهد شد، جز از راه بارورشدن و تولید علوم اسلامی، امکانپذیر نیست. وظایف حوزههای علمیه، بسی سنگینتر از همه دوران تاریخ بوده و رفع نقایص احتمالی و رشد تواناییها آن، بسیار ضروری است.
منبع: حوزهنت، سیدمجتبی هادیان