مطالبات اخلاقی شهید امام خامنهای(رض) از حوزههای علمیه
تهذیب نفس و تربیت اخلاقی، جانمایه حیات علمی و معنوی در حوزههای علمیه است. شهید امام خامنهای(رض) بهعنوان دیدهبانی بصیر و رهبری الهی، همواره بر این حقیقت تأکید ورزیدهاند که تعلیم بدون تهذیب، پیکری بیروح است. ایشان در پیام تاریخی خود بهمناسبت یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه علمیه قم، با نگاهی راهبردی تصریح کردند: «تهذیب بهمعنی منزویپروری نیست؛ بخش عمدهای از گستره فعّالیّت مجاهد فرهنگی، دعوت به تهذیب نفْس و اخلاق اسلامی است و این بدون برخورداری دعوتکننده از آنچه بدان دعوت میکند، کاری بیاثر و بیبرکت است.»
این کلام نورانی، نشاندهنده حساسیت ویژه آن شهید گرانقدر نسبت به معنویت و خودسازی حوزویان برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی است. نوشتار پیشرو، بازخوانی و تأملی است بر برشی از مطالبات اخلاقی و رفتاری آن رهبر فرزانه که نقشه راهی برای پویایی، کمال معنوی و اثرگذاری حوزههای علمیه بهشمار میآید.
اهمیت تهذیب نفس در حوزه علمیه
مسئله دیگر در نظام رفتاری و اخلاقی حوزهها، فیضبردن از معنویات است، تهذیب است؛ این خیلی مهم است. جوان امروز حوزه بیش از گذشته به مسئله تهذیب نیازمند است. کسانی که رشتههای رفتارشناسی عمومی را مطالعه میکنند و کار میکنند، این را تأیید میکنند. امروز در همه دنیا اینجور است که وضع نظام مادی و فشار مادی و مادیت، جوانها را بیحوصله میکند؛ جوانها را افسرده میکند. درک چنین وضعی، دستگیر جوانها، توجه به معنویت و اخلاق است. علت اینکه میبینید عرفانهای کاذب رشد پیدا میکند و یک عدهای طرفشان میروند، همین است؛ نیاز هست جوان ما در حوزه علمیه- جوان طلبه چه دختر چه پسر- نیازمند تهذیب است.1
عزیزان من وقتش حالاست؛ از این فضای معنوی مواریث و یادگارهای معنویای که در این فضا انباشته است، استفاده کنید. مرحوم سیدحسین رضوی از همین آستان مقدسه و از علمای اوایل قرن چهاردهم است که از حالاتش نقل میکنند، مثلاً در قنوت نماز وتر دعای ابیحمزه را از ابتدا تا انتها میخوانده است؛ چنین عابدان و زاهدانی را این حوزه تربیت کرده است. من از بزرگان حوزه خواهش میکنم، درس اخلاق و تهذیب را برای جوانان مستعد روشن و نورانی - که در این حوزه فراوان هستند- جدی بگیرند.»2
تکریم اساتید و مراجع تقلید
مسئله بعدی، مسئله نظام رفتاری و اخلاقی حوزههاست که همین تحول - اگر تحولی انجام میگیرد، باید ناظر به این جهت هم باشد. چند تا سرفصل در این خصوص وجود دارد که من اینجا یادداشت کردهام: تکریم اساتید؛ نظام رفتاری و اخلاقی ما در حوزهها، باید در این جهت حرکت کند. تکریم استاد، تکریم عناصر فاضل بهخصوص تکریم مراجع تقلید؛ هرکسی آسان به حد مراجع معظم تقلید نمیرسد؛ صلاحیتهای زیادی لازم است. غالباً مراجع قلههای علمی حوزههای علمیه محسوب میشوند؛ بنابراین احترام مراجع بایستی محفوظ باشد، باید تکریم شوند.3
احترام به استاد هم یک مسئله است. یکی از سنتهای رایج حوزههای علمیه تواضع شاگرد در مقابل استاد و احترام به استاد بود. «آداب المتعلمین» مینوشتند که متعلم در مقابل معلم چه وظایفی دارد و معلم چه حقوقی بر او دارد؛ همچنان که متقابلاً متعلم بر معلم حقوقی دارد. اینکه استاد بیاید بگوید و برود، نه؛ حرف شاگرد را میشنفتند، گوش میکردند. اینها از قدیم معمول بوده است. در همین زمان ما بعضی از بزرگان بودند، الان هم هستند؛ شاگرد بعد از درس تا خانه استاد او را همراهی میکرد؛ بحث میکرد، صحبت میکرد، سؤال میکرد. گعده، گعده علمی نشست، نشست تحقیقی و سؤال و جواب؛ اینها سنتهای خوب حوزه ماست. دیگران میخواهند اینها را از ما یاد بگیرند. ما بیاییم اینها را تبدیل کنیم به روشهای دیگران که منسوخ و کهنه است؟! پس این سنتها باید باقی بماند و تقویت شود؛ تحول بهمعنای تغییر اینها نیست.4
تدوین شرح حال بزرگان
و معرفی قلههای تهذیب
ما قلههای تهذیب داریم در همین قم، حاج میرزا جوادآقای ملکی، علامه طباطبایی، آقای بهجت، آقای بهاءالدینی، قلههای تهذیب در حوزه بودند. رفتار اینها، شناخت زندگی اینها، حرفهای اینها، خودش یکی از شفابخشترین چیزهایی است که میتواند انسان را آرام کند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنایی بدهد، دلها را نورانی کند. در نجف بزرگانی بودند؛ سلسله شاگردان مرحوم آخوند ملاحسینقلی تا مرحوم آقای قاضی و دیگران و دیگران؛ اینها برجستگانند. به نحلههای فکری و عرفانی اینها هم کاری نداریم. در اینجا مسئله، مسئله نظری نیست. بعضیها نحلههای مختلفی هم داشتند. مرحوم سیدمرتضی کشمیری(رض) یکی از اساتید مرحوم حاج میرزا علیآقای قاضی است؛ اما نحله فکری اینها بهکلی از هم متفاوت است. ایشان از داشتن یک کتابی بهشدت منع میکند، ایشان به آن کتاب عشق میورزد؛ منافاتی ندارد. همین بزرگانی که در مشهد بودند، مردمانی بودند که ما اینها را به تقوا و طهارت و پاکیزگی شناختیم؛ مرحوم حاج میرزا جوادآقای تهرانی، مرحوم حاج شیخ مجتبی و امثال ایشان؛ اینها هم همین جورند. عمده این است که این دل زنگار گرفته را یک زبان معنوی، یک سخن برخاسته از دل شفا ببخشد و این زنگار را برطرف کند؛ بنابراین ما اینجا بحث عرفانهای نظری را نداریم.5
«فرض بفرمایید یکی از کارهایی که خیلی تأثیر دارد، بیان شرح حال بزرگان اهل تهذیب و اهل اخلاق است. درباره اینها کتاب بنویسید و همینها را بین طلبهها پخش کنند... .»6
«راهش اینهاست؛ یعنی وصلکردن به این منابع اخلاقی و معرفتی و اهل حال و اهل ذکر و اهل خشوع؛ والاّ درس حرفهای اخلاق، هیچ فایدهای ندارد. گفتن اخلاق اصلاً درس نیست؛ اخلاق یک صیرورت است. باید استاد کاری کند که شاگرد صیرورت اخلاقی پیدا کند. به نظر من این جزو کارهای لازم است. اینجوری باید طلبهها را به مسئله اخلاقی کشاند.»7
استخراج و انتشار مکتوبات اخلاقی
بزرگان اهل تهذیب
«...یا همین مکتوباتی که از اینها باقی مانده، منتشر شود؛ مثلاً مرحوم آقای قاضی مکتوباتی دارد که اینها مستقلاً چاپ نشده؛ توی یک شرح حالی - شرح حال هم خیلی شرح حال خوبی نیست - اینها آمده؛ اشعار مرحوم آقای قاضی هم آنجاست. ... ایشان توی شعرهایشان نصایحی دارند، مکتوباتی دارند، به خود آقای طباطبایی نامه دارند، به مرحوم حاج حسن الهی - اخوی آقای طباطبایی - نامه دارند به دامادشان مرحوم آقای شریفی که پدر همین آقای شریفی رفیق شماهاست که نمیدانم حالا قم است یا زابل است، نامه دارند. خوب اینها واقعاً دربیاید، استخراج شود و یک گروهی بنشینند کار کنند. مرحوم آسید محمدحسن -پسر ایشان - که این کتاب را تنظیم کرده و خوب هم تنظیم نکرده، او فوت شد؛ اما پسر دیگر ایشان - آسید محمدعلی هست؛ بروند او را پیدا کنند و این نوشتهها را بگیرند. نوشتههای مرحوم بهاری هم همینطور، درسهای مرحوم حاجآقا حسین فاطمی هم همینطور. در همین قم یقیناً کسانی هستند که از ایشان یادگارهایی دارند، چیزهایی دارند؛ از اینها استفاده شود. آقای آسید ابراهیم خسروشاهی با مرحوم آقای فاطمی مرتبط و مأنوس بود؛ احتمالاً ایشان یادداشتهایی از مرحوم فاطمی در اختیار دارد.8
تأکید بر عرفان عملی
بهجای پرداختن به عرفان نظری
عرفان نظری اصلاً در اینجا مورد نظر ما نیست و فایدهای هم ندارد. واقعاً عرفان نظری فایدهای ندارد... ؛ اما عرفان نظری هیچکس را بالا نمیبرد... . آنچه که طلبه را بالا میبرد، تزکیه میکند و معراج طلبه میشود، عرفان نظری نیست؛ اگرچه عرفان نظری هم، ممکن است کمکهایی بکند. باید این عرفان عملی را این حالت سلوک را توی طلبه راه انداخت.9
تشویق طلاب ممتاز
به نظرم میآید از جمله چیزهایی که میتواند طلبه موجود را یک مقداری پایبند کند-حالا اینها راههای میانی است، اصولی نیست- یکیاش همین مسئله تشویقهاست. یکی از برنامهها این باشد که طلبههای ممتازی انتخاب شوند و اینها تشویق شوند. تشویق خیلی مؤثر است.10
بیان برخی از مصادیق تهذیب در حوزه
۱. تهیه نظام جامع نماز شب
ما همت میکنیم، طلبه را اهل نماز شب کنیم. این خیلی کمک میکند. برنامهریزی کنید که از میان پنجاههزار طلبه حوزه قم - حالا با حذف یکعده خیلی پایینترها و یکعده خیلی پیرترها، اقلاً سیهزار تایشان هر شب نماز شب بخوانند. اگر این شد، به نظر من از جهت اخلاقی راه میافتد. بنابراین لازم است نظام جامع در همه این زمینهها تهیه شود.»11
2. انس با ادعیه و مناجات
طلبه باید با دعا، با ذکر و با مناجات انس پیدا کند. طلبه باید زندگی خود را یک زندگی دینی محض بکند. طلبه باید دل خود را پاک و صاف کند تا وقتی در مقابل انوار معرفت و توفیقات الهی قرار گرفت، تلألؤ پیدا کند؛ برادران بدون اینها نمیشود. ما کسانی را داشتیم که از لحاظ علمی مراتب بالایی هم داشتند و مغزشان قوی بود؛ اما دل و روحشان ضعیف و آسیبپذیر بود. وقتی اینجا آن بنیه معنوی و دینی ساخته نشود، آنجا که پای مقام و امکانات مادی به میان میآید، انسان میلرزد؛ آنجا که پای فداکاری به میان میآید، انسان میلرزد و نمیتواند جلو برود؛ آن وقت چطور میشود یک ملت و یک مجموعه را هدایت کرد؟ باید عمل کنیم تا بتوانیم اثر بگذاریم ... .12
3. توصیه به نافله قرآن و نماز اول وقت
«نافله بخوانید قرآن بخوانید نماز اول وقت بخوانید که این سه چیز برای طلبه واجب است نمیخواهم بگویم که واجب شرعی است؛ واجب وظیفهای و شغلی است. طلبهای که با قرآن انس نداشته باشد، طلبهای که اهل نافله نباشد، طلبهای که نمازش را آخر وقت بگذارد، چیز مهمی کسر دارد.13
4. تقوا، نماز شب، دعا، زیارت توسل و رفتن به مسجد جمکران
برادران عزیز! طلاب و فضلای جوان! این بنیه در جوانی شکل میگیرد. در جوانی خودتان را بسازید. شما روزگارهای مهم و حساسی را در پیش خواهید داشت. این کشور و این نظام و این نهضت عظیم اسلامی در سطح عالم، به شماها احتیاج خواهد داشت؛ از لحاظ معنوی باید خودتان را بسازید؛ البته نقشه، نقشه آسانی است؛ اما پیمودنش اراده میخواهد. نقشه، یعنی تقوا، تقوا یعنی پرهیز از گناه یعنی اتیان واجبات و ترک محرمات، کار را با اخلاص انجامدادن و از ریا و قریب دوربودن؛ برخلاف آنچه که تصور میشود، این کارها در دوران جوانی بسیار آسانتر است؛ به سن ماها که برسید، کار مشکلتر خواهد شد؛ بنابراین ارزش تدین یکی از آن ارزشهاست؛ این ارزش بایستی رعایت شود. نماز شب خواندن، نافلهخواندن، دعاخواندن، ذکر گفتن، متوجه خدابودن، زیارترفتن، توسلکردن و به مسجد جمکران رفتن، سازنده است؛ اینها شما را پولادین خواهد کرد. نمیشود یک حوزه ایدهآل داشته باشیم؛ درحالیکه این چیزها در طلابش نباشد.14
۵. پرکاری و خستگیناپذیری
طلبه جوان و روحانی باید پرکار و پرتلاش باشد و از کار خسته نشود. اندکی احساس خستگی و میل به راحتطلبی کار را خراب خواهد کرد؛ باید خستگیناپذیر باشید... . همه باید روحیه دنبالهگیری و کنجکاوی داشته باشند. من به طلبههای جوان توصیه میکنم، دنبال کار را بگیرید و خسته نشوید. هر کاری که شروع میکنید تا نهایت آن کار بروید و احساس کسالت و ملالت نکنید.15
6. تقدم تهذیب بر علمآموزی
من توصیه به خشوع و ذکر و تقوا و سعی برای تقرب الیالله را برای طلاب واجبتر میدانم تا توصیه به علم که مایه اصلی کارشان علم است. اگر علم باشد، تقوا نباشد، این علم میشود بیفایده؛ گاهی هم مضر. عالمانی داشتیم چه علم دینی، چه علم غیردینی که نه فقط از این علم بهرهای نبردند و بهرهای نرساندند، بلکه وزر و وبال شد. این روح معنویت در کالبد علم و عالم لازم است.16
7. توصیه به رعایت زی طلبگی و تلاش برای حفظ قداست روحانیت
یک چیز دیگری که در باب روحانیت شرط و لازم است که ما دقیقاً و جداً به آن توجه کنیم، مسئله حفظ قداست روحانی است. روحانیت دارای قداست است. مردم به من و شما که نگاه میکنند، بهخاطر لباسمان شأنمان و شغلمان حساب خاصی برای ما باز میکنند و یک تقدسی قائلند. بعضی از گناهانی که خودشان میکنند، خیال میکنند ماها نمیکنیم؛ بعضی از کارهای خیری که خودشان انجام نمیدهند، خیال میکنند ما انجام میدهیم. خیال میکنند ماها دائم در حال ذکر الهی و توجه به پروردگار که غالباً از آن غفلت میشود - هستیم؛ یک چنین تصوراتی درباره ما دارند؛ البته این تصورات را نباید تقویت کرد. امام سجاد(ع) در یکی از ادعیه صحیفه ثانیه سجادیه از خدای متعال شش چیز میخواهد که یکیاش این است: «ولبّاً راجحاً»؛ باطنم از ظاهرم بهتر باشد. ماها در این زمینه گرفتاریم. باید باطنمان از ظاهرمان بهتر باشد. این قداست را چگونه حفظ کنیم؟ حفظ قداست با سلامت مالی، سلامت اخلاقی و حفظ زی طلبگی است. نمیگوییم عبای پاره به دوشمان بیندازیم؛ معنای زی طلبگی این نیست. معنایش این است که در دنیاطلبی مثل دنیاطلبان عمل نکنیم؛ هرچه هوس کردیم، بخواهیم. من قبلها روایتی دیدم که هرکس هرچه دلش خواست بپوشد، هرچه دلش خواست بخورد و هر مرکوبی که دلش خواست سوار شود، این شخص پیش خدای متعال ملعون است. این شأن پولدارها و پولپرستهاست. ما هم فلان چیز را هوس میکنیم؛ اما حالا پول نداریم؛ به مجردی که پول گیرمان آمد، فوراً میرویم آن را تهیه میکنیم. منتظریم که از این صد جزء اشرافیگری، وقتی این یک جزئش فراهم شد، نود و نه جزء دیگر را هم در فرصتهای دیگر همینطور بهتدریج فراهم کنیم، این شأن طلبگی نیست. شأن طلبگی این است که انسان یک زی متوسطی همراه با قناعت، سلامت مالی و سادگی بهطور نسبی برای خودش نگه دارد. سلامت اخلاقی خیلی مهم است. آن وقت قداست حفظ خواهد شد.»17
8. ضرورت حفظ شور و نشاط جوانی
طلبه باید روحیه جوانی را با همه خصوصیات جوانی حفظ کند .... این جوانی نباید به پیری تبدیل شود. اگر جوان ما ظاهراً و سناً جوان، ولی روحیتاً پیر و بینشاط و بیحوصله و بیابتکار و ناامید باشد، بسیار چیز بدی است. طلبه باید منشأ امید و شور و نشاط و تحرک باشد.18
9. حفظ ارزشها؛ ارزش علم و جهاد
یک مسئله، مسئله ارزشها در حوزه است. طلاب باید ارزشهایی را بهعنوان ارزشهای ثابت و زوالناپذیر همواره به یاد داشته باشند که از جمله آنها، ارزش علم و ارزش جهاد است. ارزش جهاد را دستکم نگیرید. طلبه جهادگر، طلبه تلاشگر، طلبه بسیجی، طلبهای که آماده است تا در میدانهای خطر حضور پیدا کند، این طلبه است که اگر با ابزار علم مجهز شده، آن وقت دنیایی در مقابل او دیگر تاب نمیآورد. نظام حوزه بایستی این ارزشها را رشد بدهد و پیش بیاورد... .19
10. زهد و سادهزیستی
مسئله تهذیب اخلاق، مسئله سادهزیستی، مسئله اعراض از زخارف دنیا را بایستی در حوزههای علمیه جدی گرفت. اینطور نباشد که طلبه بهخاطر خانهاش - که دو خیابان تا محل درس فاصله دارد - به فکر ماشین شخصی بیفتد. ماشین چیست؟ از اول بنای کار طلبگی بر عسرت و بیاعتنایی به زخارف دنیوی بود؛ اما حالا فوراً به فکر بیفتیم که یک ماشین شخصی و یک خانه کذایی داشته باشیم؛ البته باید حداقل معیشتی وجود داشته باشد؛ طوری که انسان ذهنش مشغول آن چیزها نباشد و بتواند درسش را راحت بخواند و کار لازم و مورد توقع را انجام بدهد؛ اما اینطور نباشد که طلبگی هم به چیزی مثل بقیه کارهای دیگری که بعضی میکنند- دنبال تجملات و دنبال زخارف و امثال اینها رفتن- تبدیل شود. این عیب خیلی بزرگی است که باید بهشدت از آن جلوگیری شود.20
مراقبت از گرایشها و احساسات انقلابی طلاب
یک مسئله دیگر در زمینه نظام رفتاری و اخلاقی حوزه، مسئله گرایشها و احساسات انقلابی در حوزه است. عزیزان من! فضای انقلابی در کشور، دشمنان عنودی دارد، دشمنان کینهورزی دارد [که] با حاکمیت فضای انقلابی در کشور مخالفند؛ میخواهند این فضا را بشکنند. شما دیدید در یک دورهای شهادت را زیر سؤال بردند، جهاد را زیر سوال بردند، شهید را زیر سؤال بردند. نظرات امام را زیر سؤال بردند، پیغمبران را زیر سؤال بردند. مسئله این نیست که فلان زیدی با این مفاهیم مخالف است؛ مسئله این است که این مخالفت از نظر دشمن باید در جامعه مطرح شود؛ فضاسازی شود و فضای انقلابی بشکند. در حوزه علمیه همه باید به این مسئله توجه کنند. در متن جامعه اینجور است. طبعاً در حوزههای علمیه هم اینجور است. میدانند که شمای روحانی فقط یک فرد نیستید؛ مستمع دارید علاقهمند دارید؛ بنابراین در محیط پیرامون خودتان اثر میگذارید. میخواهند فضای انقلابی را بشکنند. روحانی انقلابی را منزوی کنند؛ تحقیر بسیج، تحقیر شهید، تحقیر شهادت، زیر سؤالبردن جهاد طولانی این مردم، اگر خداینکرده در گوشه و کنار حوزه به وجود بیاید فاجعه است. بزرگان حوزه بایستی مواظب و مراقب باشند و مانع بشوند.21
پرهیز از افراط و تفریط و درک پیچیدگیهای شرایط زمانه
یک نکته هم خطاب به جوانان پرشور و انقلابی حوزه است که متن حوزه غالباً همین جوانهای پرشور و طلاب انقلابی هستند. عزیزان من! آینده مال شماهاست. امید آینده کشور شماها هستید؛ باید خیلی مراقبت کنید. درست است که جوان طلبه انقلابی، اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست؛ اما باید مراقب باشد؛ مبادا حرکت انقلابی جوری باشد که بتوانند تهمت افراطیگری به او بزنند. از افراط و تفریط بایستی پرهیز کرد. جوانهای انقلابی بدانند؛ همانطور که کنارهگیری و سکوت و بیتفاوتی ضربه میزند، زیادهروی هم ضربه میزند؛ مراقب باشید، زیادهروی نشود. اگر آن چیزی که گزارش شده است که به بعضی از مقدسات حوزه، به بعضی از بزرگان حوزه، به بعضی از مراجع یک وقتی مثلاً اهانتی شده باشد، درست باشد، بدانید این قطعاً انحراف است، این خطاست، اقتضای انقلابیگری اینها نیست. انقلابی باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگیهای شرایط زمانه را درک کند. مسئله اینجور ساده نیست؛ که یکی را رد کنیم یکی را اثبات کنیم یکی را قبول کنیم. اینجوری نمیشود. باید دقیق باشید، باید شور انقلابی را حفظ کنید، باید با مشکلات هم بسازید، باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید؛ اما باید خامی هم نکنید؛ مراقب باشید مأیوس نشوید [و] در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید، رفتار بعضی از کسانی که به نظر شما جای اعتراض دارد، شما را عصبانی نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقی و عقلانی یک چیز لازمی است؛ البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهای انقلابی را متهم به افراطیگری نکنند؛ بعضی هم اینجوری دوست میدارند. عنصر انقلابی، جوان انقلابی، طلبه انقلابی، فاضل انقلابی، مدرس انقلابی، در هر سطحی از سطوح را متهم کنند به افراطیگری نه این هم انحرافی است که به دست دشمن انجام میگیرد؛ واضح است. پس نه از آن طرف نه از این طرف.22
حضور فعال روحانیت در عرصههای اجتماعی و سیاسی
روحانیون وظایف اجتماعی هم دارند. روحانیون بایستی در مسائل اجتماعی وارد شوند؛ منتها آن نکته اساسی این است که این ورود روحانی در مسائل اجتماعی باید ورود همراه با روحانیت باشد نه با تحکم؛ اگر با تحکم شد، دیگر فایدهای ندارد. خصوصیت روحانی این است که با روحانیت، با اخلاق، با نصیحت، با ارائه راه، اطراف قضیه را آگاه کند، مشتاق کند، قانع کند، به یک کاری وادار شوند. اگر با تحکم شد، فایدهای ندارد. روحانی باید در مقام روحانی عمل کند؛ البته اگر شما رئیسجمهور شدید، در مقام رئیسجمهور یک وظیفه دیگری دارید، در مقام قاضی یک وظیفه دیگری دارید؛ اما در مقام روحانی، وظیفه این است که با زبان روحانیت و با زبان انبیاء(ع) با مردم حرف بزنید، با تحکم نباید باشد، با روحیه سیاسیکارانه نباید باشد.23
اولاً حاشیهنشینشدن حوزه علمیه قم و هر حوزه علمیه دیگری، به حذفشدن میانجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشینبودن، بهتدریج به حاشیهرفتن و فراموششدن و منزویشدن میانجامد؛ لذا روحانیت شیعه با کلیت خود با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که روحانیت شیعه، از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه روحانی دیگری در عالم - چه اسلامی و چه غیراسلامی - از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.
ثانیاً اگر روحانیت میخواست در حاشیه و در پیادهرو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب میدید. روحانیت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر روحانیت از مسائل اساسی- که نمونه برجسته آن، انقلاب عظیم اسلامی است - کناره میگرفت و در مقابل آن بیتفاوت میماند، بدون تردید دین آسیب میدید و روحانیت هدفش حفظ دین است.
ثالثاً اگر حضور در صحنه موجب تحریک دشمنیهاست، این دشمنیها در یک جمعبندی نهایی مایه خیر است. آن دشمنیهاست که غیرتها و انگیزهها را تحریک میکند و فرصتهایی برای موجود زنده میآفریند. هرجا به مجموعه روحانیت یا به دین یک خصومتورزی و کینورزیای انجام گرفت، در مقابل حرکتی سازنده از سوی بیداران و آگاهان انجام گرفت.
رابعاً با بیطرفماندن روحانیت در مسائل چالشی اساسی، موجب نمیشود که دشمن روحانیت و دشمن دین هم بیطرف و ساکت بماند؛ «ومن نام لمينم عنه». اگر روحانیت شیعه در مقابل حوادث خصمانهای که برای او پیش میآید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده اوست انجام ندهد، این موجب نمیشود که دشمن دشمنی خود را متوقف کند؛ بعکس هر وقت آنها در ما احساس ضعف کردند، جلو آمدند. هر وقت احساس انفعال کردند، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند... .24
من همیشه به دانشجوها و طلبهها میگویم، به شما هم عرض میکنم و این به همه روحانیت مربوط میشود. باید سیاسی باشید؛ منتها نه بهمعنای ورود در باندها و جناحهای سیاسی، نه بهمعنای ملعبه و آلت دستشدن این یا آن حزب یا گروه سیاسی یا سیاستبازان حرفهای؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه بهمعنای آگاهی سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی، داشتن قطبنمای سالم سیاسی که جهت را درست نشان بدهد. گاهی ما طلبهها اشتباه میکنیم. قطبنمای ما درست کار نمیکند و جهتیابی سیاسی را درست نشان نمیدهد. این چیزی نیست که به خودی خود و یکشبه به وجود بیاید؛ نه، این مزاولت در کار سیاست لازم دارد؛ باید با مسائل سیاسی آشنا شوید، حوادث سیاسی کشور را بدانید و حوادث سیاسی دنیا را بدانید. طلبهها امروز به اینها نیاز دارند. یک گوشهای نشستن سر خود را پایین انداختن، به هیچ کار کشور و جامعه کاری نداشتن و از هیچ حادثهای، پیشآمدی، اتفاق خوب یا بدی خبر نداشتن، انسان را از جریان دور میکند. ما مرجع مردم هم هستیم؛ یعنی مورد مراجعه مردمیم و اگر خدای نکرده یک علامت غلط نشان بدهیم، یا یک چیزی که مطلوب دشمن است، بر زبان ما جاری بشود، ببینید. چقدر خسارت وارد میکند؛ بنابراین یک وظیفه مهمی که امروز ماها داریم، ارتباط با سیاست است. کنارهگیری از سیاست درست نیست و کار روحانی شیعه نیست.25
مراقب باشید که دستهبندیها و جناحبندیهای سیاسی در حوزه نفوذ و رشد نکند. جهت سیاسی طلاب، همان جهت سیاسی نظام و انقلاب است؛ همان جهت انقلاب را باید انشاءالله در تبلیغات و در برخورد با مردم قولاً و عملاً پی بگیرید.26
..............................................
پی نوشتها
1. در دیدار طلاب فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، ۲۹/۰۷/۱۳۸۹؛
2. در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در صحن مدرسه فيضيه قم، ۱۶ آذر ۱۳۷۴؛
3. همان؛
4. در دیدار طلاب فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، ۲۹/۰۷/۱۳۸۹؛
5. همان؛ 6. در دیدار با اعضای شورایعالی حوزه، ۱۳۸۹؛
7. همان؛ 8. همان؛ 9. همان؛
10. دیدار با اعضای جامعه مدرسین، 6/۸/۸۹؛
11. سخنرانی در اجتماع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، ۰۱/۱۲/۱۳۷۰؛
12. همان؛
13. بیانات رهبری در مراسم عمامهگذاری، 26/۱۰/۱۳۷۲؛
14.بیانات در آغاز درس خارج فقه 31/۰۶/۱۳۷۰؛
15. بیانات (12/۱۱/۱۳۶۶)
16. بیانات در جمع علما و روحانیون شیعه و سنی کرمانشاه، ۲۰/۰۷/۱۳۹۰؛
17. بیانات رهبری در جمع روحانیون استان سمنان، ۱۷/۰۸/۱۳۸۵؛
18. سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، 3/۱۱/۱۳۶۹؛
19. سخنرانی در اجتماع طلاب و فضلای حوزه علميه قم، /۱۲/۱۳۷۰؛
20. بیانات در آغاز درس خارج فقه، 31/۰۶/۱۳۷۰؛
21. بیانات رهبری در دیدار طلاب فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، ۲۹/۰۷/۱۳۸۹؛
22. بیانات رهبری در دیدار طلاب فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، ۲۹/۰۷/۱۳۸۹؛
23. بیانات در جمع علمای شیعه و سنی کرمانشاه، ۲۰/۰۷/۱۳۹۰؛
24. بیانات رهبری در دیدار طلاب حوزه علمیه قم، ۲۹/۰۷/۱۳۸۹؛
25. بیانات رهبری در جمع روحانیون استان سمنان، ۱۷/۰۸/۱۳۸۵؛
26. سخنرانی در اجتماع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ۰۱/۱۲/۱۳۷۰.