printlogo


printlogo


الزامات تبلیغ مؤثر در دوره معاصر از نگاه رهبر شهید(رض)
مقدمه تیرماه ۱۴۰۲، نقطه‌ عطفی در بازخوانی مأموریت‌های حوزه‌های علمیه بود؛ دیداری که در آن، شهید امام خامنه‌ای با ترسیم نقشه راهی نوین، مفهوم «تبلیغ» را از حاشیه به متنِ اولویت‌های دینی منتقل کردند. ایشان ضمن ابراز نگرانی از شکاف میان ظرفیت‌های موجود و دستاوردهای میدانی، با نقد نگاه‌های تقلیل‌گرایانه، تبلیغ را نه یک وظیفه ثانویه که رسالتی تراز اول و حیاتی دانستند. این بازخوانی استراتژیک، با تأکید بر محورهایی همچون شناخت دقیق مخاطب، اتخاذ رویکردی کنشگرانه و تهاجمی، تقویت روحیه جهادی و تمرکز بر نسل جوان، افق‌های نوینی را پیش روی جریان تبلیغی کشور گشوده است.  در ادامه، برشی از مطالبات عملیاتی امام شهید(قد) در حوزه تربیت مبلغان تراز و تولید محتوای به‌روز را مرور خواهیم کرد تا چراغ راهی برای فعالان این عرصه باشد.

  نگرانی از وضعیت تبلیغ و ضرورت توجه به آن
با وجود فعالیت‌های گسترده‌ای که انجام شده و گزارش‌های مثبت، نیاز کشور بسیار فراتر از اینهاست. ظرفیت تبلیغ در ایران آن‌قدر گسترده است که حتی با چندین برابر کردن تلاش‌ها هم پر نمی‌شود. سه عنصر تبلیغ، موعظه و تحقیق همگی لازم‌اند و تبلیغ بدون پشتوانه تحقیق، بی‌اثر و ناقص خواهد بود. من چند مطلب را درباره‌ تبلیغ آماده کرده‌ام که به شما عزیزان عرض می‌کنم.

  1. تبلیغ در مرتبه اول است، نه دوم
نگاه رایج در حوزه‌های علمیه این است که تبلیغ در مرتبه دوم و مقامات علمی در اولویت اول قرار دارند. این نگاه باید تغییر کند. دلیل این ادعا به اهداف دین برمی‌گردد:
هدف نهایی دین: ارتقای انسان به سمت خلیفةاللهی و انسان کامل
اهداف میانی:
*اقامه قسط ([لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط])؛
*تشکیل نظام اسلامی ([وَما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ‌الله])؛
*اقامه معروف و ازاله منکر؛
*ترویج کلم طیب و عمل صالح.
همه این اهداف بدون تبلیغ محقق نمی‌شوند. موارد استثنایی (هدایت الهی بدون واسطه) اصل را تغییر نمی‌دهد. پس تبلیغ درجه اول است.

  2. پشتوانه قرآنی تبلیغ
کلمه «بلاغ» و «بلاغ مبین» حدود دوازده سیزده بار در قرآن تکرار شده، به‌معنای رساندن پیام بدون شبهه. تعبیرات موازی مانند «دعوت» (مثل آیه [اُدعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَة]) و «انذار و تبشیر» نیز فراوان است. قرآن پیامبران را مسئول تبلیغ می‌داند و علما به‌عنوان وارثان انبیا(ع) (بر اساس حدیث «اِنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الاَنبیاء») وظیفه اصلی‌شان تبلیغ به همه بشر است؛ البته با رعایت اولویت‌ها؛ البته اولویت‌هایی وجود دارد؛ طبعاً جامعه‌ خودتان اولویت بیشتری دارد. یک جاهایی هم کمتر اولویت دارد؛ ولی باید به همه برسد. ما به اهمیت تبلیغ این‌جوری نگاه کنیم.

 3. سنت تاریخی تبلیغ در حوزههای علمیه
از هزارسال پیش، سنت تبلیغ در حوزه‌ها وجود داشته است:
شیخ صدوق(ره): کتاب‌های امالی، خصال و عیون اخبارالرضا(ع)، همگی تبلیغی‌اند و فقط تبلیغ مذهب نیستند؛ بلکه تبلیغ اخلاق، دین و توحید هستند.
شیخ مفید(ره): رساله‌هایش در پاسخ به سؤالات بلاد مختلف که در کنگره شیخ مفید چاپ شد.
شیخ طوسی و سید مرتضی(ره): امالی‌های‌شان در کنار فقه عمیق‌شان.
علامه مجلسی(ره): در کنار بحارالانوار، کتاب‌های فارسی مثل حق‌الیقین و حیات‌القلوب را برای عموم مردم نوشت.
نراقی(ره) و تفاسیر فارسی: مانند منهج‌الصادقین که برای عموم مردم نوشته شده، نه فقط برای علما.
سنت منبر نیز از قرن‌ها پیش با افرادی مثل ملاحسین کاشفی (صاحب روضة‌الشهدا، قرن نهم و دهم)، واعظ قزوینی (قرن دهم)، شیخ جعفر شوشتری (معروف به واعظ)، حاج‌آقا رضای همدانی واعظ، آقا ابوالحسن قزوینی (که امام خمینی(قد) نزد ایشان فلسفه خوانده بود) و شاه‌آبادی (استاد امام) وجود داشته است. این علما منبررفتن را کسر شأن نمی‌دانستند. در مشهد هم حاج میرزاحسین سبزواری و حاج‌آقا حسن قمی منبر می‌رفتند. سنت تبلیغ به‌شکل نگارش، منبر و شعر در حوزه‌ها وجود داشته است.

  4. اهمیت مضاعف تبلیغ در دوره معاصر
حاکمیت اسلام در قالب نظام سیاسی، اتفاقی بی‌سابقه در بیش از هزارسال تاریخ اسلام است. این وضعیت دشمنی‌ها با اسلام را شدت بخشیده، آن‌قدر که همه عادت کرده‌ایم. تبلیغ در این دوره از دو جهت اهمیت مضاعف دارد:
اول: پایه و قوام نظام اسلامی، ایمان مردم است. اگر ایمان نباشد، نظام نخواهد بود. «حفظ نظام از اوجب واجبات است» و حفظ ایمان مردم هم واجب می‌شود.
دوم: دوره تحول علمی است. ابزارهای نوین رسانه‌ای (تلویزیون، ماهواره، اینترنت، هوش مصنوعی) در دسترس هستند و دشمن هم از سخت‌افزارها و هم از نرم‌افزارها (روان‌شناسی و شیوه‌های باورپذیرکردن پیام) استفاده می‌کند. جوری فیلم درست می‌کنند و جوری تیتر می‌زنند که بیننده تردید نمی‌کند درست است؛ درحالی‌که صد درصد غلط است.
اگر حوزه علمیه از اهمیت و حساسیت تبلیغ غفلت کند، عارضه استحاله فرهنگی پیش می‌آید که جبرانش به‌آسانی ممکن نیست. امام خمینی(قد) مکرر می‌فرمودند: اگر این اتفاق بیفتد، اسلام سیلی خواهد خورد که تا سال‌ها اثرش باقی می‌ماند. قبح‌زدایی از گناهان کبیره و عادی‌شدن آنها از نتایج این غفلت است.

  5. نکات کاربردی در تبلیغ
نکته اول: شناخت مخاطب
سطح آگاهی عمومی امروز با گذشته قابل مقایسه نیست. سخنران با اشاره به ۶۰ سال تجربه تبلیغی خود می‌گوید: سطح فکر جوانان امروز بسیار بالاتر از گذشته است. تبلیغ بدون توجه به این واقعیت بی‌اثر خواهد بود.
علاوه بر این، در آشفته‌بازار فضای مجازی و تکثر رسانه‌ای، صدای انتقال معارف نسلی و خانوادگی ضعیف شده. بسیاری از مردم معلومات دینی‌شان را از پدر و مادر گرفته بودند؛ اما این صدا امروز در غوغای رسانه‌ای گم شده. «رفیق بد» حالا داخل جیب مخاطب است و همه چیز در آن هست.
باید مواد و شیوه تبلیغ را متناسب با وضعیت فکری مخاطب تنظیم کرد. آیه «وَما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا بِلِسانِ قَومِه»، احتمالاً به این معناست که باید با ترکیب فکری و ذهنی مخاطب حرف زد، نه فقط به زبان ظاهری.
نکته دوم: موضع تهاجمی، نه صرفاً دفاعی
تبلیغ فقط پاسخ به شبهه نیست. باید مبانی فکری جبهه مقابل را شناخت و هدف قرار داد. مثالی که زده می‌شود:
در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، حزب توده با پشتوانه فکری مارکسیسم از شوروی تغذیه می‌شد. ظاهر قضیه یک جوان توده‌ای بود؛ اما باطن، مارکسیسم بود. علامه طباطبایی و شهید مطهری(ره) به‌جای پاسخ به شبهات توده‌ای‌ها، سراغ مبانی مارکسیسم رفتند و آنها را هدف قرار دادند. کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» جواب مبانی فکری مارکسیستی است.
شناسایی پشت‌صحنه تبلیغات دشمن و نقد مبانی فکری آنان
اصل موضع: تهاجمی، نه صرفاً دفاعی
تبلیغ، نباید صرفاً به پاسخگویی به شبهات و اتخاذ موضع دفاعی محدود شود. اگرچه پاسخگویی و پیشگیری از شبهات، واجب و لازم است، اما این تمامِ ماجرا نیست. جریان مقابل دارای مبانی فکری، منطق و استدلال است؛ مبانی این منطق بر پایه‌ای غلط بنا شده که مبلغان باید آن را به‌خوبی بشناسند؛ درواقع، عرصه تبلیغ نیازمند اتخاذ موضع تهاجمی است.
شرط تهاجم: شناخت صحنه
تحقق موضع تهاجمی، مستلزم شناخت دقیق صحنه است. مبلغان باید بدانند هنگامی که با انبوه شبهات در ذهن جوانان مواجه می‌شوند، با چه جریانی طرف هستند. این شبهات لزوماً توسط نویسندگان یا فعالان فضای مجازی ایجاد نشده‌اند؛ بلکه این فعالیت‌ها ریشه در پشت‌صحنه‌هایی دارند که باید شناسایی شوند.
درس تاریخ: تجربه مارکسیسم
در تجربه تاریخی پنجاه، شصت سال پیش، جریان‌های مارکسیستی (مانند حزب توده) در ظاهر توسط افراد جوان تبلیغ می‌شدند؛ اما در باطن، متکی بر دستگاه فکری و سیاسی شوروی و ایدئولوژی مارکسیسم بودند. در آن مقطع، اندیشمندان هوشمندی همچون علامه طباطبایی و شهید مطهری(ره)، با نگارش کتاب  اصول فلسفه و روش رئالیسم، به‌جای اکتفا به پاسخ‌های مقطعی، مبانی اصلی تفکر مارکسیسم را هدف قرار دادند.
تقابل دو جبهه امروز
امروز نیز اگرچه مارکسیسم به‌شکل گذشته مطرح نیست؛ اما تقابل میان «نظام اسلامی» و جریان موسوم به «لیبرال‌دموکراسی» همچنان پابرجاست. جریانی که خود را لیبرال‌دموکراسی می‌نامد، در عمل از این اصول فاصله دارد:
نه لیبرال است: (مانند استعمار صدساله هند توسط انگلیس یا جنایات فرانسه در الجزایر)
نه دموکرات است: (همچون تحمیل حکومت‌های دست‌نشانده و مخالفت با دموکراسی‌های مستقل)
این خوی استعماری همچنان ادامه دارد؛ چه در بحران اوکراین برای تأمین منافع کمپانی‌های اسلحه‌سازی آمریکا، و چه در غارت آشکار نفت سوریه؛ بنابراین، ما با یک جریان صرفاً رسانه‌ای یا نویسندگانِ مقالات طرف نیستیم؛ بلکه با یک دستگاه حکومتی مواجهیم. تبلیغ مؤثر بدون شناخت دقیق ماهیتِ این جبهه امکان‌پذیر نیست.
آسیبپذیری غرب و ضرورت گذار از تدافع به تهاجم
خوشبختانه امروز غرب از هر زمان دیگری آسیب‌پذیرتر است. لقب «شیطان بزرگ» که امام راحل(قد) برای آمریکا برگزیدند، حقیقتی است که اکنون ابعاد عیان‌تری یافته است. این مجموعه از شرارت‌ها و شیطان‌صفتی‌ها در سیاست‌گذاری‌های کلان، تعامل با سایر ملت‌ها و حتی در مواجهه با مردمِ خودِ آمریکا، نژادپرستی، شکاف‌های عمیق طبقاتی، انحطاط اخلاق جنسی و بی‌رحمی‌های سیستماتیک، نقاط ضعفی است که باید کانون حملات تبلیغی ما باشد.
تجربه‌ حضور آمریکایی‌ها در عراق و فجایعی که رخ داد- که فراتر از مقابله با صدام بود و درک آن، دل هر انسانی را می‌لرزاند- سندی بر این مدعاست؛ بنابراین، نکته کلیدی در تبلیغ این است که نباید در موضع تدافعی متوقف شد. اگرچه دفاع واجب و لازم است؛ اما کافی نیست؛ راهبردِ ما باید «تهاجمِ هوشمندانه» باشد؛ البته شرط تحقق این تهاجم، شناخت دقیق جریانات جهانی، درک درست آرایش سیاست‌های بین‌المللی و در نهایت، روایت‌گری صحیح و افشاگری عالمانه است.
نکته سوم: روحیه جهادی
تبلیغ بدون روحیه جهادی روح ندارد. اگر روحیه جهادی نباشد، انسان گاهی صحنه را خطا می‌بیند و غلط عمل می‌کند. روحیه جهادی باعث می‌شود، انسان صحنه را درست ببیند و درست عمل کند.
آیه [وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ]، بیانگر این است که کاری که غیظ کفار را برانگیزد، عمل صالح است. ضربه‌زدن به دشمن عمل صالح محسوب می‌شود.
روحانیت؛ پیشگام جهاد و حضور میدانی
روحانیت باید فعالانه در متن میدان حضور داشته باشد؛ چراکه ذاتِ «عمل جهادی»، پویایی، امیدواری و خستگی‌ناپذیری است. اکتفا به حاشیه‌نشینی و صدور پیام یا نصایحِ گاه‌به‌گاه -مشابه آنچه در برخی الگوهای روحانیت مسیحی شاهد هستیم- با رسالت روحانیت اسلام بیگانه است. در تجربه تاریخی، روحانیت مسیحی یا در انزوایِ کلیساها محبوس ماند یا در قامتی به‌مراتب خطرناک‌تر، به پیش‌قراول استعمار تبدیل شد؛ به‌طوری‌که در آمریکای لاتین و آفریقا، پیش از ورود نیروهای نظامی، این مبلغان مذهبی بودند که با آماده‌سازی روانی مردم، راه را برای سلطه و غارت استعمارگران هموار کردند. در مقابل، روحانیت اسلام وظیفه دارد در میدان «جهادِ فی‌الله» حضوری فعال و امیدبخش داشته باشد. ترکیب این مجاهدت میدانی با نگاه علمی و کار کارشناسی، ضامن اثرگذاری تبلیغ و دستیابی به نتایج تمدنی است.

  6. توجه ویژه به نسل جوان
نکته چهارم: نسل جوان و نوجوان، به‌دلیل در اختیارداشتن «فردای کشور»، اولویت اصلی تبلیغ هستند. ایمان مستحکم و ذهن عاری از شبهه‌ این قشر، مهم‌ترین هدف است. در کنار آن، نباید از سایر اقشار (صاحبان فکر، هنرمندان، نویسندگان و عالمان) غفلت کرد. نکته کلیدی در برخورد با نخبگان، «تأمین خوراک فکری» است؛ ما نمی‌توانیم بدون ارائه معارف لازم به هنرمندان، از آن‌ها گله‌مند باشیم که چرا محصولات‌شان فاقد روح دینی است. ما باید مواد لازم را در اختیارشان قرار دهیم.
ابزارهای ترغیب جوانان به التزام عملی به دین مهم است. برخی جوانان با وجود شور حسینی و روحیه مجاهدت، در اعمال عبادی ضعیف‌ا‌ند. نماز خیرالعمل است و از همه اعمال بالاتر. مسجد و هیئت از جاذبه‌های مهم برای تشویق جوانان به نماز و اجتناب از گناهان هستند.
مساجد باید محل رفت و آمد دائمی مردم باشند، نه اینکه فقط وقت نماز باز شوند و بعد درشان بسته شود. نسبت به جمعیت، مسجد کم داریم و همانی هم که داریم، بسیاری‌اش معمور نیست. هیئت‌ها هم مشوق خوبی برای جوانان است.
از موعظه هم نباید غفلت کرد. همه به موعظه نیاز دارند، بی‌استثنا. گاهی چیزهایی را می‌دانیم؛ اما در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست.

  7. راهکار عملی: ایجاد کانونهای حوزوی
نکته پنجم: برای عملی‌شدن این اهداف، باید کانون‌های عظیم حوزوی ایجاد شود. تبلیغات خوبی وجود دارد؛ اما از نظر کمیّت بسیار عقبیم. مرکز اصلی این کار حوزه علمیه قم است و پس از تجربه‌آموزی، در حوزه‌های بزرگ سراسر کشور قابل تکرار است. این کانون سه مأموریت اصلی دارد:
مأموریت اول: تهیه مواد تبلیغی بهروز
مواد تبلیغی باید متناسب با رویدادهای روز باشد. چیزی که امروز مناسب است، فردا ممکن است بی‌اثر شود. منابع قرآن و سنت آن‌قدر پرمغز است که هرگز تمام نمی‌شود و می‌توان همواره مطالب جدید و نو از آنها استخراج کرد.
مأموریت دوم: تنظیم شیوههای اثرگذار تبلیغی
شیوه‌های تبلیغی ما محدود است و غربی‌ها در این زمینه از ما جلوترند. باید شیوه‌های نوین اثربخش را تولید کرد و فن بیان را به‌معنای واقعی تعلیم داد.
مأموریت سوم: تربیت مبلغ
همان‌طور که مجتهد تربیت می‌کنیم، باید مبلغ تربیت کنیم. در قم حرکت جدید فقهی (فقه معاصر) شروع شده که بسیار باارزش است؛ مثل همین باید مبلغ تربیت کرد. مبلغانی اثرگذار که بتوانند در همه جا حضور داشته باشند و از نظر کمیت کفایت کنند.
کمبود مبلغ در بسیاری از مناطق (حتی در تهران) محسوس است. سخنران تأکید می‌کند که این کار امروز شروع شود و ممکن است پنج‌سال یا بیشتر نتیجه بدهد؛ اما ضروری است.