printlogo


printlogo


مرجع سلیم‌النفس و سرآمد در علم رجال
حجت‌الاسلام والمسلمین میرزاعلی سلیمانی بروجردی مدرس حوزه علمیه و پژوهشگر تاریخ و تراجم

​​​​​​​  مقدمه: تندیس اخلاق و فقاهتبسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمد لله ربّ‌العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطیبین الطاهرین المعصومین.
مقام و منزلت علمی و معنوی فقیه عالی‌قدر، آیت‌الله‌العظمی حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی(رض) ارفع از آن است که طلبه‌ای ناچیز چون بنده در مقام توصیف آن برآید؛ اما بر حسب وظیفه و به‌منظور ثبت در تاریخ حوزه‌های علمیه، شایسته است نکاتی از سال‌ها مراوده، انس علمی و خاطرات هم‌نشینی با این استوانه کم‌نظیر بازگو شود؛ شخصیتی که جمع میان «دقت خارق‌العاده علمی» و «سلامت نفس و زهد باطنی» را در حد اعلا متجلی ساخت.
۱. نخستین دیدار در مسجد گوهرشاد؛ ترجیح دیگران و نفی انانیّت
نخستین دیدار بنده با ایشان به حدود شش یا هفت‌ماه پس از ارتحال آیت‌الله‌العظمی اراکی(قد) بازمی‌گردد. در آن برهه، مراجع ذی‌صلاح فهرستی از افراد واجد صلاحیت مرجعیت را منتشر کرده بودند و میان طلاب در مدارس بحث‌های پرشوری پیرامون تشخیص «اعلم» جریان داشت. بنده آن زمان طلبه‌ای جوان در مشهد مقدس بودم و با دوستان در مسجد گوهرشاد مباحثه می‌کردیم؛ روزگاری که هنوز فضای مجازی و اینترنت نبود تا چهره و صوت افراد به‌سادگی در دسترس باشد.
روزی در مسجد گوهرشاد، در حین مباحثه پیرامون اینکه از میان اعلام مطرح‌شده اعلم کیست، سیدی کوتاه‌قامت، با سیمایی بی‌نهایت نورانی، آرام و معنوی از مقابل ما گذشت و عازم حرم مطهر شد. به هم‌بحث خود گفتم: سیمای این بزرگوار بسیار روحانی و گیراست؛ برویم و از خود ایشان سؤال کنیم، اعلم کیست. همراه ایشان شدم و در مسیر تشرف به حرم مطهر از ایشان پرسیدم: آقا! به نظر شما بین فضلایی که نامشان مطرح شده، چه کسی اعلم است؟
ایشان پس از مکثی کوتاه و متأملانه، با کمال طمأنینه فرمودند: «آقای بهجت؛ الّا در باب حج که در حج من [اعلم هستم].» آن روز من ایشان را نمی‌شناختم و سخن‌شان را به‌حساب ادعایی گذرا گذاشتم؛ اما آرامش چهره و وقار نگاهشان در خاطرم ثبت شد. ماه‌ها بعد که برای زیارت به قم مشرف شدم، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) دیدم همان سید بزرگوار اقامه جماعت می‌کنند؛ پرس‌وجو کردم و گفتند: ایشان «آیت‌الله‌العظمی حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی» از مراجع معرفی‌شده هستند!
این صحنه در تمام طول طلبگی برای من درسی فراموش‌نشدنی شد: فقیهی که نامش رسماً در زمره مراجع تقلید مطرح است، به طلبه‌ای ناشناس و در معبری عمومی، به‌صراحت فقیه دیگری را مقدم معرفی می‌کند و خود را کنار می‌نهد. این رفتار نشانگر طهارت درون، تقوای علمی و رهایی کامل از تعلقات جاه و مقام بود. این ترجیح آیت‌الله بهجت(قد) بر خودشان، در خاطرات دیگران نیز آمده است.
  ۲. شجاعت در گفتن «نمی‌دانم» و صداقت محض علمییکی از بارزترین فضائل اخلاقی آیت‌الله شبیری زنجانی(قد)، صداقت کم‌نظیر در اظهارنظر و سلامت نفس در مواجهه با استفتائات فقهی بود. سال‌ها پیش که کتاب «صلاة الغدیر» (پیرامون ادله فقهی جواز اقامه جماعت در نماز عید غدیر) را تألیف می‌کردم، استفتائی برای مراجع وقت فرستادم تا دیدگاه‌های فقهی آنان را در پایان اثر بیاورم. همه آقایان پاسخ دادند؛ یا در نفی یا در اثبات؛ اما از دو بزرگوار پاسخی دریافت نشد که یکی از آنها آیت‌الله شبیری زنجانی بود. دو سه‌بار استفتاء را تجدید کردم؛ اما جوابی نرسید.
یک روز پس از نماز صبح، در مسیر بازگشت معظم‌له از زیارت مضجع شریف کریمه اهل‌بیت(س)، عرض کردم: «آقا، بنده مسئله نماز عید غدیر را چند نوبت استفتاء کردم؛ ولی پاسخی نفرمودید.» تا سخن به اینجا رسید، ایستادند و فرمودند: «بله، استفتای شما را دیدم.» عرض کردم: «نظر فقهی حضرت‌عالی چیست؟» ایشان با نهایت زلالی و بدون کوچک‌ترین تکلف یا غل‌وغشی فرمودند: «من در این موضوع تحقیق نکرده‌ام.» عرض کردم: «ما نظر جناب‌عالی را جویا هستیم.» فرمودند: «اکنون فرصت تحقیق در این مسئله را ندارم؛ به مراجع دیگر رجوع کنید.»
بسیاری از اهل علم را دیده‌ایم که ابراز «نمی‌دانم» یا «تحقیق نکرده‌ام» برایشان گران می‌آید؛ اما سلامت نفس و صداقت علمی ایشان چنان بود که هرگز فراتر از مرزهای تتبع متیقن خود سخنی بر زبان جاری نمی‌ساختند.
  ۳. سعه‌صدر در پذیرش نقد و سنت امانت‌داری اسنادزمانی که سه جلد نخست کتاب شریف «جرعه‌ای از دریا» منتشر شده بود، از آنجا که حوزه تخصصی و قلمی بنده بررسی تراجم و علمای خطه لرستان است، مباحث مربوط به اعلام این خطه را با دقت مطالعه کردم. حدود پنج یا شش صفحه حواشی انتقادی، شامل تصحیح پاره‌ای از تاریخ‌ها، ضبط دقیق‌تر برخی اسامی و انطباق اعلام، تدوین نمودم و در یکی از گعده‌های علمی شبانه، تقدیم ایشان کردم و گفتم: این بخش‌ها نیازمند ویرایش است.
ایشان با گشاده‌رویی اوراق را دریافت کردند و تشکر نمودند. دو هفته بعد، مجدداً بنده را مورد تفقد قرار داده، از بابت تذکرات علمی تشکر کردند و فرمودند: «خواسته‌ای ندارید؟» عرض کردم: «اگر لطف فرموده و اجازه روایتی مرحمت بفرمایید، مایه امتنان است.» معظم‌له با بزرگواری پذیرفتند و چند روز بعد، متن اجازه‌ای را به خط مبارک خود تنظیم و اهدا فرمودند. رفتار ایشان با یک طلبه نقاد، درس تواضع و نقدپذیری برای تمام محیط‌های علمی است.
  ۴. دو ویژگی برجسته در سلوک مرجعیتدر میان ویژگی‌های متعدد رفتاری این فقیه بزرگوار، دو صفت درخشش ویژه‌ای دارد:
الف) مرجع در دسترس: در میان مراجع عظام تقلید در دهه‌های اخیر، ایشان الگویی کم‌نظیر در سادگیِ مراودات و پرهیز از تکلف بودند. ارتباط با ایشان در پیچ‌وخمِ تشریفات دفاتر گرفتار نمی‌شد؛ بارها برای طلاب و محققان پیش می‌آمد که برای حل نکته‌ای علمی یا مشاهده نسخه‌ای خطی، درِ منزل ایشان را می‌زدند و خودِ معظم‌له در را می‌گشودند و پاسخ می‌دادند. حتی تلفنِ شخصی ایشان در دسترس اهل علم بود؛ سلوکی بی‌تکلف که میراث گران‌سنگ علمای سلف به‌شمار می‌رفت و حوزه‌های معاصر بیش از همیشه محتاج بازخوانی آن هستند. این سادگی و دسترس‌پذیری، نه‌تنها درسی برای طلاب و پژوهشگران، بلکه الگویی والا و کم‌نظیر برای صاحب‌منصبان فتوا و مراجع عظام تقلید است.
ب) احیای سنت اصیل «گعده‌های علمی»: سنت مبارک هم‌نشینی و مباحثه آزاد میان استاد و شاگردان (گعده علمی)، که در سیره قدمای حوزه جایگاهی ویژه داشت، توسط ایشان زنده نگاه داشته شد. ساعاتی از شب به تبادل نظر، نقل لطایف تاریخی، فقهی و رجالی اختصاص داشت؛ محفلی بالنده که معظم‌له تا واپسین سال‌ها که توان جسمی و فکری‌شان اقتضا می‌کرد، آن را ترک نگفتند.
  ۵. مکتب رجالی؛ تعالی و پختگی میراث آیت‌الله بروجردیجناب حجت‌الاسلام والمسلمین حاج‌شیخ ناصرالدین انصاری قمی نقل می‌کردند که از حضرت آیت‌الله سبحانی درباره جایگاه رجالی آیت‌الله شبیری پرسیده بودند و ایشان پاسخ داده بودند: «آقای شبیری در رجال، اعلم از آقای بروجردی است.» گرچه خود معظم‌له با شنیدن این مطلب، با نهایت فروتنی آن را ناشی از لطف گوینده دانستند؛ اما در ترازوی تحلیل علمی، این سخن گزاف نیست.
علم رجال به‌شیوه اجتهادی و ساختارمندِ امروز، مرهون تأسیس آیت‌الله‌العظمی بروجردی(قد) و بازشناسی «طبقات‌الرجال» است. در همان دوران، علامه شیخ محمدتقی شوشتری (صاحب قاموس‌الرجال) نیز حرکتی عظیم و مبتکرانه آغاز کرد؛ هرچند کار علامه فردی و متمرکز در گوشه انزوا و کتابخانه بود، اما به‌تعبیر خود آیت‌الله شبیری، اثری مؤسس، سرشار از وسعت اطلاع، کشف تصحیفات و گره‌گشایی‌های شگفت از متون تاریخی و ادبی بود؛ به‌طوری که معظم‌له می‌فرمودند: در حواشی تفصیلی‌شان بر رجال شیخ، هر جا کلامی از صاحب قاموس در میان بوده، مباحثه جان می‌گرفته و گرم می‌شده است.
با این حال، امتیاز بی‌بدیل آیت‌الله شبیری زنجانی آن بود که مبانی رجالی آیت‌الله بروجردی(قد) و تراثِ رجالیون دیگر را بر کرسی تدریس عرضه کردند، در بوته نقد و مباحثه، چندده‌ساله صیقل دادند و به اوج پختگی و نظام‌مندی رساندند.
  ۶. اساتید و چهره‌های اثرگذاردر منظومه فکری ایشان، چند شخصیت حضوری پررنگ داشتند:
1. والد ماجدشان، آیت‌الله حاج سیداحمد زنجانی(ره): که همواره با تجلیل فراوان از التزام به مبانی اخلاقی و فقهی ایشان سخن می‌گفتند.
2. آیت‌الله‌العظمی سیدمحمد محقق داماد(ره): که نفوذ فوق‌العاده‌ای در مشرب فقهی ایشان داشت. در جلسات کمتر پیش می‌آمد که فرعی از فروع یا مبنایی شاذ از مرحوم محقق داماد نقل و بررسی نشود.
3. آیت‌الله‌العظمی شیخ مرتضی حائری(ره): که تأثیر عمیقی بر روش علمی و سلوک اخلاقی ایشان برجای گذاشت.
همچنین در میان معاصران، ارادت و توجهی ویژه به مرحوم علامه شوشتری داشتند. انتشار اثر گران‌سنگ «قاموس‌الرجال» برای نخستین‌بار، مرهون هوشمندی آیت‌الله شبیری زنجانی بود. ماجرای آشنایی ایشان نیز از لطایف روزگار است؛ در اواخر دهه سی شمسی، روزی آیت‌الله شبیری(قد) در صحن مطهر قم، از آیت‌الله آقا سیدحسین جزایری(ره) از اعلام خاندان جزایری سراغ دانشمندی مسلط بر رجال را می‌گیرند و ایشان شیخ محمدتقی شوشتری را معرفی می‌کند. ساعتی بعد، به‌طور معجزه‌آسا و تصادفی، مرحوم شوشتری در همان ایوان آینه حرم دیده می‌شود و نخستین پیوند علمی شکل می‌گیرد.
علامه شوشتری دست‌نویس‌های «قاموس‌الرجال» را برای ایشان می‌فرستند تا اگر صلاح بدانند، برای چاپ به محضر آیت‌الله‌العظمی بروجردی تقدیم کنند؛ اما آیت‌الله شبیری با فراست درمی‌یابند که نسخه دو مانع اساسی برای عرضه به آقای بروجردی دارد: یکی خط بسیار دشوار و ناخوانای مؤلف و دیگری تعابیر تند و لحن صریح شیخ در نقد اعلام که با سلیقه و اسلوب ملایم آیت‌الله‌العظمی بروجردی(قد) ناسازگار بود؛ از این‌رو با مدیریت و اهتمام ایشان و پیگیری‌های علمی، زمینه استنساخ و نشر این شاهکار رجالی در مجامع علمی فراهم گردید.
  ۷. کرامت در امانت‌سپاری میراث کهنآخرین نکته‌ای که حیف است بازگو نشود، فقدان هرگونه بخل علمی در سیره ایشان بود. بسیاری از صاحبان کتابخانه‌ها نسبت به نسخ خطی و کتب چاپ‌سنگی نادر امساک می‌ورزند؛ اما آیت‌الله شبیری هرگز چنین منشی نداشتند. بارها مشاهده شد که طلاب و محققانِ حتی ناشناس به محضرشان مراجعه می‌کردند و تقاضای نسخه‌ای خطی و نایاب داشتند؛ ایشان بدون سخت‌گیری و بی‌آنکه شخص را در پیچ‌وخم وثیقه‌ها گرفتار کنند، اصل نسخه را در اختیار پژوهشگر می‌گذاشتند و می‌فرمودند: «محقق می‌خواهد استفاده علمی کند؛ اگر ما نسخه را به او ندهیم، پس از کجا به دست آورد؟
حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی(قد) مصداق بارز جمع میان سنت کهن فقاهت، انصاف ستودنی در پژوهش و بی‌پیرایگی در زیست مؤمنانه بود؛ عاش سعیداً ومات سعیداً. امید است حوزه‌های علمیه امروز، مشی و منش علمی، فروتنی کم‌نظیر و وارستگی باطنی این فقیه عالی‌مقام را الگوی راستین خویش قرار دهند و خداوند متعال روح پرفتوح ایشان را با ائمه هدی و اجداد طاهرین‌شان(ع) محشور فرماید.
گفت‌وگو و تنظیم: حمید کرمی