printlogo


printlogo


توصیه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به فعالان دانشگاهی آمریکا و اروپا
مهم‌ترین ره‌آورد سفرتان معرفی رهبری فقیه و عادل
هر مسافری که به منطقه‌ای سفر می‌کند، می‌‌کوشد ره‌آورد خوبی به‌عنوان سوغات برای کشورش ببرد. امیدوارم شما هم خردمندانه بکوشید، معارف اسلامی را، تاریخ بلند مسلمان‌های این منطقه را تحلیل دقیق انقلاب اسلامی را، رهبری یک رهبر مسلمان آگاه، فقیه و عادل را و هماهنگی همه‌جانبه ملت بزرگ ایران را، به‌عنوان ره‌آورد این سفر برای خود داشته باشید.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء، جمعی از فعالان دانشگاهی از کشورهای آمریکا، کانادا و اتریش، با حضور در محل این بنیاد، با آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی دیدار و گفت‌وگو کردند و از رهنمودهای ایشان در زمینه راهکارهای گسترش عدالت و صلح جهانی بهره‌مند شدند.
حضرت آیت‌الله جوادی آملی در این دیدار اظهار کردند: هر مسافری که به منطقه‌ای سفر می‌کند، می‌‌کوشد ره‌آورد خوبی به‌عنوان سوغات برای کشورش ببرد. امیدوارم شما هم خردمندانه بکوشید، معارف اسلامی را اولاً و تاریخ بلند مسلمان‌های این منطقه را ثانیاً، تحلیل دقیق انقلاب اسلامی را ثالثاً، رهبری یک رهبر مسلمان آگاه، فقیه و عادل را رابعاً و هماهنگی همه‌جانبه ملت بزرگ ایران را خامساً، به‌عنوان ره‌آورد این سفر برای خود داشته باشید و از این طرف نیز، ما همه شما مهمان‌ها خصوصاً بزرگواران را با آغوش باز می‌پذیریم و اگر سؤالی و طرحی هست ارائه کنید تا  ان‌شاء‌الله  پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت کرده و این پاسخ را به‌عنوان بهترین ره‌آورد و سوغات به کشور خود منتقل کنید.
ایشان سپس در پاسخ به سؤالات مهمان حاضر، بیان کردند: آنچه بنده پس از گذراندن حدود 90 سال از عمر خود تجربه [کرده] و به‌دست آورده‌ام، آن چیزی است که از سفره وحی و قرآن کریم آموخته‌‌ام. این کتاب آسمانی قرآن کریم، سخن کسی است که به ما حیات داد و رهبری ما را بر عهده گرفت و به جامعه بشری فرمود که مرگ از پوست به در آمدن است نه پوسیدن!
این مرجع تقلید ادامه دادند: یک میوه وقتی می‌میرد که بپوسد و یک درخت وقتی می‌میرد که بخشکد؛ ولی انسان وقتی می‌میرد که از پوست به‌درآید! تعبیر رهبران الهی این است: «أی الجدیدین ظعنوا فیه کان علیهم سرمداً» [خطبه 221 نهج‌البلاغه] انسان چه شب بمیرد، چه روز بمیرد، سرمدی می‌شود؛ یعنی ثابت می‌شود نه ساکن! ما یک ساکن داریم که کم‌کم متلاشی می‌شود و یک ثابت داریم مثل دو دوتا چهارتا که ثابت است و ابدی. ما وقتی می‌میریم، ثابت می‌شویم و نه ساکن! و تمام ره‌آوردهای عمر ما با ما یکجاست، این دین به ما حیات ابد داده است.
معظم‌له اظهار کردند: دین آمده که ما را ابدی کند و از پوست به‌درآورد نه [که] بپوسیم. قرآن کریم در سوره انفال چنین فرمود: ]استجیبوا لله‌ و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم[. حیات و زندگی چند بخش دارد؛ قسمت اول حیات گیاهی است که در نوجوان‌ها رشد دارد. یک نهال وقتی زنده است که سه کار را رسماً انجام بدهد: اول خوب تغذیه کند، دوم بالنده شود و سوم تولید مثل کند. این کار حیات و زندگی یک گیاه است و بالاتر از حیات گیاه، حیات حیوانی است. یک حیوان جنگلی، گذشته از این سه کار، یعنی گذشته از تغذیه و بالندگی و تولید مثل، کارهایی چون درندگی، پیروزی، غارتگری و خونریزی نیز انجام می‌دهد. اکنون که روشن شد، حیات گیاهی چیست و روشن شد حیات زندگی حیوانی از کجا شروع و به کجا ختم می‌شود، برسیم به ره‌آورد وحی الهی در قرآن کریم که فرمود: دین جامعه را زنده می‌کند. منظور از این حیات چیست؟
حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه دادند: حیاتی را که دین به ما وعده داده است، این است که انسان اول خود را بشناسد، هم بدن و هم روح ملکوتی‌اش را بشناسد، نظام سپهری را از آسمان و زمین و زمان بشناسد و پیوند عمیق خود و رابطه با جهان را بررسی کند، تا بفهمد که هرگز از بین نخواهد رفت؛ بلکه از یک عالمی به عالم دیگر برای ابد سفر می‌کند و این ترجمه کوتاه آیه سوره انفال است که فرمود: ]استجیبوا لله‌ و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم[.
معظم‌له سپس به ذکر نمونه‌هایی از حیات حیوانی و حیات فرشته‌خویی اشاره و اظهار کردند: حال دو نمونه ذکر می‌کنیم: یکی جهان بدون دین و وحی و دیگری جهان بشریتی که اسلام آن را پروراند و به‌عنوان تشیع تعبیر کرد. آن روزی که شرق و غرب خصوصاً کشورهایی که آن سوی آب، حیات پیدا کردند و دستشان به اسلحه رسید، جنگ جهانی اول و دوم را راه انداختند و همچنین جنگ‌های نیابتی بعدی را و جز قتل و غارتگری و خونریزی کاری نکرده، نداشته و ندارند و این، همان حیات حیوانی و جنگلی است که باید از آن هجرت و سفر کرد و به نمونه دیگر که همان حیات فرشته‌خویی است، رسید.
ایشان ادامه دادند: در ذکر نمونه حیات فرشته‌خویی، باید به جریان علی‌بن ابی‌طالب(ع) اشاره کرد؛ او که رهبر و حاکم مسلمین و زمامدار جامعه اسلامی در ۱۴۰۰ سال قبل بود، روزی که مهمترین سلاح جنگی غیر از شمشیر، داشتن اسب تندرو بود؛ اما وقتی به امیرالمؤمنین(ع) عرض کردند: بودجه مملکت فراوان است و این اسب که شما الآن دارید، اسب باربری عادی است و شما باید در جنگ، اسب تندرو و تیزپا داشته باشید، حضرت فرمود: من از بودجه بیت‌المال، برای خود اسب تند و تیز تهیه نخواهم کرد؛ چراکه من هرگز از میدان جنگ فرار نمی‌کنم اولاً و آن کسی را هم که فرار کرد، تعقیب نمی‌کنم ثانیاً و لذا به اسب تندرو احتیاجی ندارم! این حیات اسلام است که نه کسی را می‌کشد و نه فتنه و خونریزی به پا می‌کند و نمونه آن را همه ما در جنگ تحمیلی 8 ساله دیدیم که ایرانیان مظلومانه ولی شجاعانه از کشور خودشان دفاع کردند و مرزها را حفظ کردند و خون زائد نیز نریختند.
در این جلسه بعضی از این اساتید، به طرح سؤالات خود پرداختند و حضرت آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به آنها پاسخ دادند.
یکی از اساتید دانشگاه‌های آمریکا، ضمن تشکر و قدردانی از فرصت این دیدار، هدف خود از سفر به ایران را آشنایی با ایران، اسلام، فرهنگ مردم ایران و خصوصاً مکتب تشیع دانست و رهنمودهای حضرت آیت‌الله جوادی آملی را بهترین ره‌آورد و سوغات سفر خود دانست که به کشور خود منتقل خواهد کرد.
یکی دیگر از اساتید دانشگاه‌های آمریکا، با اشاره به نقض عهد دولت آمریکا در برجام و وضع تحریم‌ها علیه ایران، این نقض عهد را موجب شرمساری ملت آمریکا و خود دانست و بیان کرد: چنانچه مطلبی به این اقدام شرم‌آور دارید، بفرمایید.
حضرت آیت‌الله جوادی آملی هم، ضمن تشکر از این استاد دانشگاه و هیئت همراه، با بیان اینکه اگر کسی دین هم نداشته باشد، باید فتوت و مردانگی داشته و اقتضا دارد که انسان این دو کار را همیشه انجام دهد: نه بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد.
معظم‌له در پایان ابراز امیدواری کردند: این هیئت، ره‌توشه خوبی از ایران تهیه کرده و پیام صلح و صفا و دوستی ایران اسلامی را به جهان منتشر کنند و دعا کردند، پایان زندگی بشریت، به خیر و صلاح و فلاح ختم شود، انشاء‌الله.