تصحيح اصلىترين منبع حديثى شيعه چگونه صورت پذيرفت؟
در اوايل سال جارى كنگره بينالمللى مرحوم كلينى با پيام رهبر معظم انقلاب و حضور حديثپژوهان در آستان حضرت عبدالعظيم حسنى برگزار و همزمان طى آيينى، از تصحيح »الكافى« كه به همت محققان دارالحديث انجام گرفته است، رونمايى شد. گذشته از تجليل بزرگانى چون آيةاللّه استادى و ديگران درباره اين اثر، مقام معظم رهبرى در پيام خود درباره اين تصحيح آوردند: »به نظر اينجانب، چاپ عرضهشده به مناسبت اين كنگره، به خاطر تصحيح فنى بسيار خوب، مراجعه دقيق به نسخههاى اصلى، ذكر گسترده نسخه بدلها، جداكردن اسانيد از متن روايات و مزاياى ديگر، اثر برجسته و ارزشمندى است كه با سليقه به كار رفته در آن، انشاءاللّه يادگارى ماندگار خواهد بود.« مركز خبر حوزه در گفتوگويى مبسوط با عوامل تدوين اين اثر، حجج اسلام آقايان درايتى مدير گروه احيا و تصحيح متون دارالحديث، حسينى تحقيق و تصحيح اسناد، احمدى جلفايى تنزيل هوامش، فاضل بخشايشى ترجمه و جمعآورى شروح، طباطبايى تخريج و مشابهيابى و حميداوى تصحيح و تقويم نص روايات، به بحث پيرامون شخصيت والاى مرحوم كلينى و نحوه تصحيح »الكافى« پرداخته است. متن كامل اين گفتوگو در ذيل مىآيد:
أنقش مرحوم كلينى را در احياى احاديث شيعه چگونه ارزيابى مىكنيد؟
حجةالاسلام درايتى: با بررسى منابع حديثى شيعه و مقايسه كتب اربعه، به نقش ويژه مرحوم كلينى و كتاب شريف كافى پى مىبريم؛ همانطور كه مىدانيد، قبل از عصر مرحوم كلينى، چهارصد رساله حديثى، معروف به اصول اربعمائه در اختيار محدثان و فقها با موضوعات پراكنده بوده است. بخش عمدهاى از اين اصول به جوامع اوليه حديثى مانند جامع ابن ابىنصر بزنطى و كتابهاى ابن ابىعمير و حسين بنسعيد راه يافت كه بهرهگيرى از اين جوامع، به صورتى منظم و ساماندهى شده، نخستين بار توسط مرحوم كلينى انجام پذيرفت.
أويژگىهاى كتاب كافى نسبت به ساير منابع حديثى چيست؟
حجةالاسلام درايتى: اولين ويژگى اين است كه اين مجموعه در نزديكترين زمان به عصر معصوم عليهالسلام تاليف شده است، به طورى كه طبق احتمال قوى، زمان تولد مرحوم كلينى تقريباً با اواخر عمر شريف امام عسكرى عليهالسلام همراه بود و مرحوم كلينى بخش مهمى از عمر خود را در بغداد سپرى كرده و آنجا، محل زندگى نواب خاص امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشريف بوده است. ويژگى دوم، تنوع موضوع در كافى است؛ مجامع حديثى، بيشتر گرايش فقهى دارند، ولى در كافى، غير از موضوع فقه، 8 عنوان كتاب را در اصول كافى آورده است كه الزاماً موضوعات فقهى نيستند و در بخش روضه هم مجموعه متنوعى از موضوعات مختلف آمده است. ويژگى سوم اين است كه مرحوم كلينى سعى كرده سلسله سند را به صورت كامل بياورد.
أدرباره صحت اسناد تمام احاديث كافى و آن جمله معروف »الكافى كافٍ لشيعتنا«، كه منسوب به حضرت ولىعصر عجلاللّهتعالىفرجهالشريف است، توضيح بفرماييد.
آقاى عليرضا حسينى: اين تعبيردر منابع موثق ثابت نشده است و انتساب اين عبارت به وجود مقدس حضرت حجت عجلاللّهتعالىفرجهالشريف، ثابت نيست.
أاز نظر سند اشكال دارد؟
آقاى حسينى: اصلاً ثابت نيست؛ يعنى اين را هيچ منبع موثقى از منابع قديمى نقل نكرده است.
أدرباره صحت اسناد كافى بفرماييد.
آقاى حسينى: همانگونه كه مىدانيد، بحث مهم، اعتبار يا عدم اعتبار روايات كافى است، نه صحت اسانيد آن، زيرا بر اساس مبناى متاخرين، كه از زمان مرحوم علامه حلى نمود پيدا كرد، نمىتوان بسيارى از روايات كافى را از نظر سند صحيح دانست، ولى اين منافاتى با اين ندارد كه ما بر اساس نگاه پيشينيان، كه مرحوم كلينى نيز از آنان است، روايات كافى را معتبر و صحيح به معناى به كار گرفتهشده نزد ايشان بدانيم، همچنان كه برخى از صاحبنظران معاصر باور دارند، ما نيز بر اين باوريم كه با بازخوانى دقيق ميراث رجالى شيعه كه عمدتاً، بلكه همه از آن پيشينيان است و با مفهومشناسى دقيق واژهها و عبارات توثيق راويان، مىتوان اعتبار روايات كافى، مگر در محدوده بسيار كمى را ثابت كرد. ضمن اينكه تعابير مرحوم كلينى در مقدمه كافى به خوبى به ماندگارى كافى از ديدگاه آنمرحوم دلالت مىكند.
أبرخى الحاق روضه به كافى را ناصواب مىدانند، نظر شما چيست؟
حجةالاسلام احمدى: اين مطلب، منبع موثقى ندارد و حتى انتساب آن به افرادى كه اين مطلب به آنها نسبت داده شده است، قطعى نيست؛ مثلاً گفتهاند: اولين كسى كه به اين نظريه قائل شده، مرحوم ملاخليل قزوينى است و به يكسرى از آثار ايشان ارجاع دادهاند، منتها طبق بررسىهايى كه صورت گرفته، اصل اين انتساب مشكل دارد، چون در بزنگاههايى كه انتظار مىرود ملاخليل در صورت قائل بودن به اين نظريه به آن پرداخته باشد، نه تنها چيزى نفرمودهاند، بلكه مباحثى را مىآورد كه اينگونه برداشت مىشود: ايشان اصلاً اين اعتقاد را نداشته است. درباره افراد ديگر هم اين انتساب به صورت قيل و مانند آن انجام گرفته و در آثار مكتوب هيچكدام از بزرگان و محققان بنام نيامده است.
أدلايل قائلين به اين مسئله چيست؟
حجةالاسلام احمدى: برخى گفتهاند: يكسرى روايات منكر كه مبناى عقلى ندارد در روضه آمده است و يا اينكه مىگويند؛ باببندى و سبك آن با ديگر بخشهاى كافى تفاوت دارد كه بنده در مقاله جداگانهاى ثابت كردهام نحوه آوردن اسناد در روضه تقريباً متناسب و مشابه با كتابهاى قبلى در كافى است. همچنين دلايل و قرائن محكمى وجود دارد كه نشان مىدهد، روضه جزو كافى است.
أچه دلايلى؟
حجةالاسلام احمدى: مهمترين دليل، تصريح شيخ طوسى، مرحوم نجاشى و ابنشهرآشوب است. همچنين طبق قرائن، مطالبى كه در پايان كتاب روضه آمده، به احتمال قوى از خود مرحوم كلينى است و نيز بر اساس برخى قرائن سندى، سندهاى اين كتاب تشابه زيادى به اقسام سابق آن دارد.
أراجع به نسخههاى خطى موجود و كهنترين نسخه كافى توضيح دهيد.
حجةالاسلام درايتى: تاكنون يك هزار و 607 نسخه خطى از كافى شناسايى شده است كه عمده اين نسخهها، يعنى بيش از هزار نسخه مربوط به قرون دهم و يازدهم، يعنى عصر صفوى است و اين نشاندهنده اين است كه در آن زمان، علمايى بودهاند كه به تكثير نسخههاى كافى اهتمام داشتند و علامه مجلسى از مهمترين ايشان است. كهنترين نسخه هم مربوط به اواسط قرن هفتم هجرى قمرى، يعنى سال 652 مىباشد.
أچرا از زمان مرحوم كلينى تا سال 652، هيچ نسخهاى موجود نيست؟
حجةالاسلام درايتى: به طور طبيعى نسخههاى قديمىتر، بيشتر در معرض تلفشدن هستند و اين مسئله اختصاص به شيعه ندارد و بعضاً كهنترين نسخههاى برخى آثار قرنهاى 2 و 3 اهلسنت، مربوط به قرن 8 و بعد از آن است.
أعلت اهتمام علما براى استنساخ كافى چه بوده است؟
آقاى حسينى: يكى از ويژگىهاى كافى، برخوردارى كامل از حوزه حديثى قم است. ما سه حوزه حديثى در گذر تاريخ حديث شيعه داشتهايم كه به ترتيب شامل كوفه، بغداد و قم مىشود. ميراث حديثى شيعه كه به قم آمد، تقريباً تمام ميراث حديثى دو حوزه پيش را تا اواسط قرن سوم در خودش جاى داد و در قم، به لحاظ وجود مشايخ سختگير،مانند »احمد بنمحمد بنعيسى«، اين ميراث به شكل جدى پالايش شد و مرحوم كلينى اين ميراث پالايششده را گزينش كرد؛ لذا اين مجموعه، حاصل تمام تلاشهاى حديثى شيعه در دو حوزه قبلى بوده و بعد، اين مجموعه توسط خود مرحوم كلينى و شاگردان ايشان به بغداد رفت و در آنجا به شدت مورد استقبال قرار گرفت، كه اين مسئله موجب شد مجموعه كافى متمايز شود و علما براى استنساخ آن تلاش كنند؛ ضمن اينكه دستهبندى و تبويب بىنظير اين كتاب را نيز نبايد از ياد برد.
أبسيار خوب! وارد موضوع تصحيح »الكافى« شويم. بفرماييد كه اين كار از چه سالى و با چه هدفى شروع شد؟
حجةالاسلام درايتى: اولين چاپ كافى از سنگى به سبك جديد، توسط مرحوم غفارى انجام گرفت و حقيقت اين است كه ايشان با اين كار خود در آن زمان خدمت بزرگى به حديث شيعه كردند و من معتقدم كار ايشان جلوتر از عصر خودش بود، چون علاوه بر تغيير نوع چاپ، كار محتوايى انجام داده بود و حتى در ويرايش، گامهاى مثبتى برداشت، اما با ورود ابزار جديد بين حديثپژوهان و محققان، توقعات آنها از كافى بالا رفت و از سوى ديگر، حرفه تحقيق و تصحيح كتاب، گسترش پيدا كرد؛ لذا بسيارى به اين نتيجه رسيدند كه كافى به عنوان يكى از معتبرترين منابع حديثى شيعه، نيازمند تحقيق جديد است. همچنين در 55 سال اخير، هيچ كار جدى درباره كافى انجام نگرفته بود و فقط برخى با هدف تجارى، شكل كار و نوع چاپ آن را تغيير داده بودند.
أمهمترين كاستىهاى تحقيق قبلى چه بود؟
حجةالاسلام درايتى: به موضوع اسناد رسيدگى نشده بود و جنبه استناد در آن، مقدارى ضعيف بود، به طورى كه بدون اشاره عمده به ساير اختلافها، تنها يك نسخه، انتخاب شده و در متن آمده بود.
أچه شد كه اين كار در دارالحديث انجام گرفت؟
حجةالاسلام درايتى: اين طرح در ابتدا به دو مجموعه حوزوى ديگر عرضه شد، اما نپذيرفتند كه پس از آن به مركز تحقيقات دارالحديث ارائه شد و به تصويب رسيد.
أچه سالى؟
حجةالاسلام درايتى: در سال 1379 به تصويب رسيد و در سال 1380 نسخهشناسى و اولويتبندى و كارهاى مقدماتى انجام گرفت و سپس قسمتى از پژوهشها را به عنوان نمونه كار به حدود 30 نفر از علماى حوزه و كسانى كه در امر تصحيح خبرويت داشتند و حتى خود مرحوم غفارى، كه آن زمان در قيد حيات بودند، نشان داديم و از تمام مراكز حوزوى، كه كار تصحيح انجام مىدادند، نظرخواهى كرديم و كارها در چند گروه تخصصى و در عرض هم آغاز شد.
أكارهاى مقدماتى در تصحيح كافى چه بود؟
حجةالاسلام درايتى: از بين يك هزار و600 نسخه، 90 نسخه را به عنوان نسخه برتر گزينش كرديم و در نهايت، 73 نسخه در اختيار ما قرار گرفت و كار مقابله توسط فضلاى حوزه انجام شد كه اين كار به دليل خوانا نبودن نسخههاى خطى و ضرورت توجه به حواشى و رموزى كه در آن آمده، از مشقت خاصى برخوردار بود.
أدرباره بخش مقابله بيشتر توضيح دهيد.
آقاى فاضل بخشايشى: كار مقابله در دو مرحله انجام گرفت؛ يكى مراحل اوليه، كه متن كافى مطبوع را با نسخههاى موجود بر اساس اولويتمقابله مىكرديم و اين، شاكله كار بود؛ مرحله دوم، مقابله با شروح بود و ما در اين مقابلهها بخش اسناد را هم مقابله و گزارش آن را به آقاى حسينى ارائه مىكرديم. به نظر من، امر مقابله در كار تصحيح، از اهميت ويژهاى برخوردار است، چون نقش بهسزايى در فهم حديث دارد.
أبه جز گروه مقابله، چه گروههايى فعاليت داشتند؟
حجةالاسلام درايتى: يك گروه متكفل تصحيح متن كافى شد و آقاى حسينى، ارزيابى اسناد و تصحيح آن را بر عهده گرفت. همچنين كار مصدريابى يا مشابهيابى در گروه ديگرى آغاز شد و با يك تاخير چندماهه، كار تنظيم پانوشتها نيز انجام گرفت و همزمان كار ويرايش و اعرابگذارى خود كافى نيز صورت پذيرفت.
أآيا براى انجام اين امور به معيار خاصى توجه داشتيد؟
حجةالاسلام درايتى: ما كار را به طور سليقهاى به انجام نرسانديم، بلكه كار در هر مرحلهاى داراى آييننامه دقيق شد و در تمام بخشها بر اساس آييننامه انجام گرفت.
أدرباره تصحيح متن توضيح بفرماييد.
حجةالاسلام حميداوى: معمولاً در تصحيحها به يك نسخه مرجع و اصلى مراجعه مىشود، اما در جريان تصحيح كافى، چنين نسخهاى يا نسخه منتخب وجود نداشت. از همين رو، تعدادى از نسخهها را براى مقابله انتخاب كرديم و در اين بين، آنچه بيشتر از همه با قواعد عربى و اصول نگارش حديث سازگارتر بود، انتخاب مىشد و اين انتخاب، بعد از تاييد آن توسط تعداد ديگرى از نسخهها انجام مىگرفت.
أبه چند نسخه مراجعه داشتيد؟
حجةالاسلام حميداوى: هيچ قسمتى از كافى نيست، مگر اينكه با 7 تا 12 نسخه به طور كامل مقابله شده است؛ علاوه بر اين، در موارد خاص به بخشى از نسخهها نيز مراجعه داشتيم كه تعداد آن بعضاً به 18 نسخه مىرسد.
أدر چه مواردى اين كار انجام مىشد؟
حجةالاسلام حميداوى: براى مثال، در مقابله با نسخهها به برخى تفاوتها برخورديم كه ترجيحى براى هيچكدام از آنها نمىيافتيم. در اين حالت به ديگر نسخههايى كه مقابله نشده بود مراجعه مىكرديم؛ از همين رو، جدولى در كتاب آمده است كه بيانگر نسخههاى مقابله شده و مراجعه شده مىباشد.
آقاى حسينى: حتى در بخش اسناد تا 27 نسخه هم داريم كه مراجعه شده است.
أاصول و معيارهاى شما در تصحيح متن چه بود؟
حجةالاسلام حميداوى: اصل مهم، امانتدارى بوده است و ما هيچ مطلبى را از خودمان نياورده و در حواشى به نسخهها اشاره شده است. اصل ديگر، تلفيق نسخهها بوده است، به طورى كه بعد از مقابلهها، بررسى كردهايم كه كداميك با سياق حديث و قواعد عربى و ادبى سازگارتر است و با ساير مصادر حديثى موافقتر است و الزام به نسخه خاصى نداشتهايم.
أاين سازگارى را از كجا تشخيص دادهايد؟
حجةالاسلام درايتى: سه ملاك را در عرض هم مدنظر قرار دادهايم؛ اولين معيار، كه مهمترين نيز مىباشد، جايگاه نسخه بدل است؛ به اين معنا كه ببينيم اين نسخه بدل از نظر قواعد عربى و فقهالحديثى، راجح است يا مرجوح. ملاك دوم اين بوده است كه تعداد نسخههاى مؤيد اين نسخه بدل را مد نظر قرار دادهايم. ملاك سوم اين بوده است كه ديديم اين نسخه، بدل از چه نسخهاى گزارش شده است. درست است كه همه نسخههاى ما مهم است، ولى خود آنها هم درجهبندى دارند. يكى ديگر از اصول كار در امر تصحيح اين بود كه نسخه بدلهاى مرجوح را در صورت احراز احتمال صحت، در پانوشتها آوردهايم.
أتحقيق و تصحيح اسناد با چه هدفى انجام گرفته است؟
آقاى حسينى: هدف كلى ما در تحقيق و تصحيح اسناد، هدف فراگيرى است كه در كل كافى بوده است و آن، تدوين متنى است كه وقتى خواننده آن را مىبيند با ضريب اطمينان بالايى احساس كند، اين متن مرحوم كلينى يا نزديك به متن ايشان است، كه اين هدف هم در اسناد بوده هم در متن؛ اما در بخش اسناد به لحاظ اهميت و نيز آسيبپذيرى آن، سعى شده اهتمام بيشترى صورت بگيرد.
أدرباره اهميت اسناد و ضرورت بررسى آن توضيح دهيد.
آقاى حسينى: در نگاه عموم شيعيان بخصوص محققان بعد از مرحوم علامه حلى، سند، گذرگاه رسيدن به متن است؛ يعنى تا احراز اعتبار سند صورت نگيرد، متن در هر درجه استحكام هم كه باشد از نگاه اين گروه داراى اعتبار نخواهد بود.
أزمينههاى آسيبپذيرى اسناد به طور عام و در كافى به طور خاص چيست و اقدامات شما در اين زمينه چه بوده است؟
آقاى حسينى: يكى به عامل نشر و انتشار احاديث در زمان گذشته، كه استنساخ بوده است، برمىگردد، چون طبيعتاً بدخطىها، خستگىها، تشابه برخى از عناوين، اشتهار به برخى عناوين و عوامل ديگر، موجب تبديل برخى عناوين به عناوين ديگر و يا سقط و افتادگى در اسناد مىشده است كه از اين دو مقوله به طور كلى، تعبير به تحريف مىشود. ناحيه ديگر، ساختار خاص كتاب كافى است كه مرحوم كلينى يك دستور كار براى چينش اسناد خود دارند و به رغم اينكه اسناد كافى، كامل است، اما در گامهاى نخست،كسانى كه با كافى تعامل مىكنند ممكن است چينش اسناد كافى را خلاف اين نكته بيابند، زيرا در بسيارى موارد، سند با كسانى شروع شده است كه مرحوم كلينى دو قرن با آنها فاصله دارد و اين هم نكتهاى است كه بايد تبيين مىشد. نكته سوم، تعاملى بود كه كافى با كتابهاى قبل از خودش يا كتابهاى بعد از خودش داشت؛ به اين معنا كه يك حديث را ممكن است مرحوم كلينى از »محاسن« گرفته باشند يا مرحوم شيخ طوسى در »تهذيب« از كافى گرفته باشند؛ وقتى اين احاديث را كنار هم مىگذاريم، در اسنادشان ضمن مشابهت، يكسرى تغايرهايى مىبينيم كه خواننده را با وجود گسترهاى كه در مشابهيابى داشتيم، دچار ابهام مىكند كه آيا ترتيب در سند كافى درست است يا »محاسن«؛ لذا تبيين اين نكته هم در دستور كار ما قرار گرفت و سعى مىكرديم در نقاط محل ابهام، به تمام نسخهها مراجعه كنيم. اين نكتهرا هم اضافه مىكنم كه علاوه بر نسخى كه در دارالحديث شناسايى و مقابله شده بود، از مجموعه نسخى كه حضرت آيةاللّه شبيرى بهره گرفته بودند و بر اساس آن، يك دوره كافى خودشان را تصحيح كرده و تعليقات فراوانى زده بودند، بهره برديم.
أدر خصوص احاديث مرسل چه كردهايد؟
آقاى حسينى: اگر منظور شما از سند مرسل، سندى است كه در سلسله راويان آن تعابيرى چون »بعض اصحابنا« يا »رجل« وجود دارد كه ما در بخش تصحيح اسناد كارى نمىتوانستيم انجام دهيم؛ البته همكاران گروه تخريج و مشابهيابى، در مواردى كه روايت موردنظر با سند كامل آمده باشد، آدرس يا موارد آن را با روش و سبك خاص خود در پانوشت آوردهاند.
أبا توجه به پراكندگى مفاهيمى كه در كتب رجالى ما هست، مثلاً شما در معرفى يك راوى چگونه وارد شدهايد؟
آقاى حسينى: ما دو وادى در بحثهاى رجالى داريم؛ يكى شناخت هويت و يكى شناخت شخصيت، كه ما هيچ گامى در بخش شناخت هويت در كار تصحيح برنداشتيم، مگر اينكه توضيح اختلالات سند، مبتنى بر شناسايى يك راوى بوده باشد.
أيعنى لازم نبوده است؟
آقاى حسينى: اصلاً، چون وادى اجتهاد است، اين بحثها در كارهاى تحقيقى و تصحيحى جايگاهى ندارد؛البته اين جاى خالى را به واسطه تهيه فهرست فنى از راويان، كه هماكنون در دستور كار قرار گرفته است، جبران مىكنيم.
أدرباره اين فهرست توضيح دهيد.
آقاى حسينى: بر اساس اين فهرست، هر عنوان مشتركى تطبيق بر مصداق خودش مىشود و حتى اگر تطبيق كلى صورت نگيرد، دايره ابهام آن مشخص مىشود؛ يعنى فرض بفرماييد اگر احمد بنمحمد، دو هزار بار تكرار شده، تبيين كردهايم كه مثلا در يك هزار و 800 مورد، مراد احمد بنمحمد بنعيسى است و در بقيه موارد افراد ديگر است.
أاز چه منابعى براى تصحيح و تغيير عناوين استفاده كرديد؟
آقاى حسينى: از دو منبع اصلى در تغيير عناوين راويان به عنوان گزينشمتن راجح استفاده كردهايم؛ اول، دادههاى اطلاعاتى كتابهاى رجالى بود و سعى كرديم در صورت نياز مراجعه كنيم؛ دوم، رجوع به اسناد مشابهى كه يك مجموعه اطلاعات قابل استناد در خودشان دارند؛ طبقه راوى، كتابهاى راوى، مشايخ راوى و اسناد راوى مدنظر بوده، حتى مطالب كتابهاى ضبط و سير اطلاعاتى را كه در حاشيه كتابهاى ضبط آمده و در تصميمگيرىها و اطمينانبخشيدن به مخاطب دخيل بوده، آوردهايم. اين نكته را هم اضافه كنيم كه در بسيارى از اوقات در به دست دادن تحليل در متن، از سند و نماياندن نقاط ابهام، از تعليقات سرور ارجمندم جناب حجةالاسلام والمسلمين سيدمحمد جواد شبيرى و همچنين از مشاوره حضورى ايشان بهرههاى فراوان بردهايم.
أمعيار و شيوه شما در بخش مصدريابى چه بوده است؟
حجةالاسلام طباطبايى: كار مشابهيابى يا تخريج احاديث كافى مبتنى بر مصادر و منابع روايات كافى است، كه در كتابهاى حديثى ما تا قرن پنجم هجرى وارد شده است. مراد ما از مصادر و منابع روايات كافى، يا منابعى است كه سند آن در كافى منتهى به صاحبان آن كتب مىشود، يا اينكه متاخر از كلينى است و سند آن منتهى به كلينى مىشود و مورد سوم اينكه سند، منتهى نمىشود، اما متن، با متن روايت كلينى مشابهت داشته است.
أعلت اينكه محدوده كارتان را تا قرن پنجم انتخاب كرديد چيست؟
حجةالاسلام طباطبايى: مهمترين علت، كثرت مصادر حديثى در اين دوره است.
أفوايد تصحيح در حوزه سند را تشريح بفرماييد.
حجةالاسلام طباطبايى: اولين فايده مربوط به برخى روايات كافى است كه ظاهراً به صورت مرسل نقل شده و ما اينها را از طريق مشابهيابى، مسند كرديم و در پاورقى آورديم؛ به طور مثال، سند روايت به شماره يك هزار و 942 در تصحيح كافى به اين صورت است كه :»عنه عن ابن فضال عن ابن بكير عن بعض اصحابنا عن ابىعبداللّه عليهالسلام«؛ خب به تعبير رجاليون، اين سند به ارسال مبتلا شده است. وقتى ما اين را مشابهيابى كرديم، ديديم مرحوم كلينى متن همين روايت را در حديث شماره دوهزار و 427 به يك سند ديگرى، كه مشكل ارسال ندارد، نقل كرده است. فايده ديگر اينكه يكسرى از اسناد در كتاب كافى از حيث علم رجال، داراى روات ضعيف است؛ براى مثال مرحوم كلينى در كتاب »الحجه« حديث 34، سندى را نقل مىكند كه:»عدة من اصحابنا عن نهله بن زياد عن عبيداله بن دهقان«؛ خب ما توصيف رجالى درباره عبيداللّه بن دهقان نداريم، اما خود مرحوم كلينى اين متن را در حديث شماره 3 هزار و 474 با يك سند ديگر كه صحيح هم هست نقل مىكند.
أمشابهيابى در حوزه متن داراى چه فوايدى است؟
حجةالاسلام طباطبايى: يكى از فايدهها، شناخت تحريفات است. براى مثال، روايتى در كتاب فضلالقرآن داريم كه مىگويد: قرآن نازل شده بر پيامبر، مشتمل بر 17 هزار آيه بوده است )سبعه عشر الف آيه.( برخى اين روايت را مستمسك قرار دادهاند و به شيعه اشكال وارد مىكنند كه شيعه قائل به تحريف قرآن است. ما وقتى اين را مشابهيابى كرديم،در مرحله مقابله با نسخ ديديم كه اولاً در 2 نسخه از نسخههايى كه در اختيار ما بود، خلاف اين متن گزارش شده و تعبير »عشر« ندارد و آمده »سبعهآلاف« همچنين ما در مشابهيابى ديديم كه مرحوم فيض، وقتى اين حديث را از كافى گزارش مىكند، به همين شكل مىآورد كه در آن دو نسخه است و لذا متن آن در نسخه جديد تغيير داده شد. ... ادامه در صفحه 11
... ادامه از صفحه 7
فايده دوم اين است كه ما از طريق مشابهيابى مىتوانيم اختلاف حديث و تعارضاتى را كه بعضاً با آن مواجه هستيم، حل كنيم، چون تعارض روايات فقهى، امرى كاملاً طبيعى است و مرحوم كلينى طبق مبناى خود، به برخى روايات معارض اشاره نكرده است و ما در مشابهيابى در صورت برخورد با روايات معارض، اينها را در پانوشت آوردهايم تا مخاطب وقتى به اين گروه مصادر مراجعه مىكند، بتواند به احاديث معارض هم دست يابد، اما فايده بعد، شناخت تقطيع و حذف قرائن است، به طورى كه از طريق مشابهيابى احاديث مىتوانيم به تقطيعاتى كه محدثان و از جمله، مرحوم كلينى در روايات به كار گرفتهاند، آگاهى پيدا كنيم. مثلاً در روايتى تقطيعشده داريم كه: »ان الجار كالنفس غيرمضارِ و لاآثم و حرمةالجار علىالجار كحرمة امّه«. همين روايت را وقتى مشابهيابى مىكنيم، مىبينيم مرحوم كلينى اين را در باب »اعطاء الامانة« به صورت كامل آورده است و آنجا متوجه مىشويم كه اين روايت مربوط به معاهدهاى از سوى پيامبر اكرم صلىاللّهعليهوآله بين مهاجران و انصار در يكى از غزوات بوده است و در آنجا تعبير »جار« به معناى كسى است كه به او امان داده شده نه همسايه.
أكار شما در چند مرحله انجام گرفت؟
حجةالاسلام طباطبايى: در سه مرحله ترويج مصادر، مقابله با روايات كافى و چينش مصادر.
آقاى حسينى: تصحيح الكافى، كمك شايانى به كسى مىكند كه بخواهد از اين به بعد منابع در دست مرحوم كلينى يا كتابهايى را كه از مرحوم كلينى اخذ كردند تحقيق كند، چون تمام اطلاعات تاثيرگذار در ناحيه متن و سند را دارد. همچنين مجموعه اطلاعاتى كه در تعليقات سندى آمده، يك دايرةالمعارفى است كه مىتواند مخاطبان سندپژوه و حديثپژوه را در دو امر كمك كند: 1. در اصل قواعد سندشناسى كافى؛ يعنى سعى شده سبكشناسى اسناد كافى در تعليقات، بهخوبى نمود پيدا كند و نكته دوم، قواعد و قوانين شناخت تحريف است. در واقع اگر كسى با هدف استخراج قواعد و تحريف و تصحيف، به اين مجموعه رجوع كند، مىتواند مجموعهاى از قواعد تحريف و تصحيف را براى تعامل با ديگر اسناد كتب حديثى شناسايى نمايد.
أتنظيم حواشى با چه مبنا و روشى صورت گرفته است؟
حجةالاسلام احمدى: گروهها، نتايج مباحث خود را در قالب كلاسورهاى جداگانه به گروه تنزيل هوامش مىدادند؛ يعنى تعليقات متن، نسخه بدلها، تعليقات سند و اختلافهايى كه از مصادر گزارش مىشد، در يكجا جمع مىشد. در مرحله نخست، كنترل اجمالى انجام گرفت و نواقص و موارد مشكوك، ارجاع شد كه اين مرحله با دشوارى خاصى همراه بود، چون متصدى اين امر بايد با همه آييننامهها در بخشهاى مختلف آشنا مىشد. در مرحله بعدى، بايد تمام نوشتهها تحت يك سياق واحد ارائه مىشد، كه اينكار طبق آييننامه انجام گرفت و طبق ضوابط هر كدام از نسخ بدلها، مصادر، تغيير متن و ... تحرير و نگارش يافت.
أمهمترين منابع شما در ترجمه چه بود؟
آقاى بخشايشى: در اين مرحله سه هدف را دنبال مىكرديم: 1. توضيحدادن معانى الفاظ مبهم، اماكن غيرمعروفه و لغات غريبه؛ 2. رفع ابهام و اجمال از متن حديث؛ كه براى اين امر به شروح مراجعه مىكرديم؛ 3. ارائه راهحلهاى بزرگان، هنگام مواجهه با برخى احاديث كه با قول مشهور علماى شيعه مخالف بود.
أمعيار شما در تعيين مبهمبودن يا نبودن الفاظ چه بود؟
آقاى بخشايشى: فهم عموم كسانى را كه مىخواهند به كافى مراجعه كنند، لحاظ كرديم. همچنين به الفاظى كه در شرحها معنا شده بود توجه داشتيم.
أبيشتر از چه منابعى استفاده كرديد؟
آقاى بخشايشى: براى شرح الفاظ مبهم به كتب لغت و شروح مراجعه مىكرديم و در اين خصوص، اولويتبندى ما بر حسب تاريخ و اعتبار آن كتاب بود؛ لذا در مرحله اول، صحاح جوهرى و نهايه ابناثير را مدنظر داشتيم و در مراتب بعدى به مصباحالمنير، قاموسالمحيط و لسانالعرب مراجعه كرديم و سعى ما اين بود كه در شرح الفاظ، معناى لفظ را با توجه به سياق حديث معنا كنيم.
أتوجهتان به زيبايى شكل و خروجى كار چگونه بود؟
حجةالاسلام درايتى: اهتمام ويژهاى در اين زمينه صورت گرفت، چون اعتقاد داشتيم اگر يك كتابى به صورت عميق تصحيح شود، ولى در كارهاى شكلى آن خوشسليقگى انجام نگيرد، باعث مىگردد كار تحقيق هم زير سئوال برود و رغبت مخاطب براى مراجعه كاهش يابد؛ لذا مشاورههاى زيادى در اين زمينه انجام گرفت و نمونههاى مختلف را بررسى كرديم. همانطور كه مىبينيد در تصحيح كافى، براى كتابها، ابواب و احاديث كافى، شماره مسلسل گذاشته شده و اين موضوع براى اولين بار در چاپ كافى اتفاق افتاده است. نكته ديگر اينكه سندها از متن روايت جدا و با قلم)فونت(متفاوتى چاپ شده است، چون براى برخى افراد كه به كافى مراجعه مىكنند، فقط سند مهم است و برخى هم اصلاً با سند كارى ندارند و مىخواهند روايت را ببينند و اين مسئله به هر دو گروه كمك مىكند. همچنين مرحوم كلينى غير از روايات، گاهى بياناتى از جانب خودش به عنوان توضيح، ذيل روايت دارد. ما تمام بيانهاى كلينى را چپچين و قلمش را ريزتر كردهايم تا مخاطب بداند اين مطلب، خارج از روايت است. كار ديگر اين بوده كه به علت ارجاعات زياد به چاپ قبلى كافى )8 جلدى(، آن را در حاشيه سفيد بيان كردهايم، چون برخى كتابها آدرس روايت را بر همين اساس دادهاند و ما براى راحتى پژوهشگران اين كار را انجام دادهايم تا قابل بازيابى باشد. همچنين براى اينكه صفحهبندى زيبا باشد، بيست نوع صفحهبندى را بررسى كرديم؛ كافى در چاپ قبلى در 8 جلد و در چهار هزار و 585 صفحه بوده و در اين چاپ در 15 جلد و مجموعاً يازده هزار و803 صفحه عرضه شده است.
أظاهراً براى بخش روضه هم فهرست جداگانه ارائه كردهايد.
حجةالاسلام درايتى: بله، دو فهرست ترتيبى و موضوعى براى اين بخش آوردهشده است كه اين امر با توجه به پراكندگى موضوع در روضه، كارايى اين بخش را بيشتر مىكند.
أدرباره تحقيقات بعدى در زمينه كافى چه نظرى داريد؟
حجةالاسلام درايتى: معتقديم كار انجام گرفته، گام نهايى براى تحقيق كافى نيست و كارهاى مختلفى مىشود روى كافى انجام داد و بر اين باوريم كه كافى، به عنوان مهمترين، گستردهترين و معتبرترين منبع حديثى شيعه، اين ظرفيت را دارد كه مكرر و با ايدههاى جديد و متناسب با زمان و ابزار روز و نيازهاى متنوع مخاطبان تحقيق و در حجمهاى مختلف چاپ شود و در اختيار علاقهمندان و محققان قرار گيرد؛ تحقيق پيش رو تجربه جديدى است كه قطعاً با كاستىها، نقصها و اشتباهات همراه بوده است و اميدواريم محققان علوم حديث و نخبگان حوزه و دانشگاه با دقت و حوصله به آن توجه كرده و با ارسال پيشنهادات و انتقادات خود، ما را در ادامه راه يارى كنند. نكته دوم اين است كه در خصوص تصحيح و تحقيق متون، از نظر مبنا، روش و گستره تحقيق، اختلافهاى فراوانى وجود دارد و هر كس بر اساس سليقه خودش مبناى خاصى را انتخاب كرده و به آن عمل مىكند و كافى هم از اين قاعده مستثنا نيست. تمام سعى ما در اين كار اين بوده است كه راه ميانه را دنبال كنيم و از افراط و تفريط بپرهيزيم.
أآيا تمام دستاندركاران اين مجموعه را افراد حوزوى تشكيل مىدهند؟
آقاى حسينى: تصحيح كافى، نمونه يك كار تمام حوزوى است و جمع همكارانى كه اينجا تشريف دارند، همه دانشآموختگان حوزوى هستند كه سعى كردهاند مايههايى كه در زمينههاى مختلف از حوزه گرفتهاند، به بهترين نحو در اين كار نمود پيدا كند و در واقع، كار تصحيح كافى، تاكيدى رسا و عملى بر ضرورت توسعه و گسترش پژوهشهاى حوزوى موضوعات غير از فقه و اصول و در رأس آنها پژوهشهاى حديثى است.
أبرنامهاى براى فهرستهاى متنوع، كه معمولاً با چنين مجموعههايى تدوين مىشود، نداريد؟
حجةالاسلام درايتى: فهرستهاى اماكن، اشخاص و .. را شروع كردهايم و نهايتاً بيش از سى عنوان فهرست خواهد شد و سعى ما اين است كه كار آن تا پايان امسال انجام بگيرد.
گفتوگو:حسن صدرايى عارف
-
وحدت ملى در گرو وحدت فرهنگى
-
نشست »استعداديابى در تحصيلات حوزه«
-
ضرورت نهضت ساخت خانه عالم در روستاهاى شمال كشور
-
تصحيح اصلىترين منبع حديثى شيعه چگونه صورت پذيرفت؟
-
روحانيون مستقر در مناطق محروم به 12 هزار نفر خواهند رسيد
-
حوزه علميه بهترين مكان براى رشد جوانان
-
شهيد صفر ابراهيمى
-
چهره معنوى حوزه، عامل ديندارى در جامعه
-
وحدت ملى در گرو وحدت فرهنگى
-
نشست »استعداديابى در تحصيلات حوزه«
-
ضرورت نهضت ساخت خانه عالم در روستاهاى شمال كشور
-
تصحيح اصلىترين منبع حديثى شيعه چگونه صورت پذيرفت؟
-
روحانيون مستقر در مناطق محروم به 12 هزار نفر خواهند رسيد
-
حوزه علميه بهترين مكان براى رشد جوانان
-
شهيد صفر ابراهيمى
-
چهره معنوى حوزه، عامل ديندارى در جامعه




