آيةاللّه معرفت؛ احياگر علوم قرآنى در دوران معاصر
يك محقق علوم قرآن و حديث درباره علل گرايش آيةاللّه معرفت به تفسير روايى گفت: تمركز علم حديثشناسى در بخش فقه و فقاهت و سختى كار و بسيار زمانبربودن حديثشناسى باعث شد آيةاللّه معرفت در برطرف كردن اين نقيصه، كمر همت ببندد. حسن رهبرى، از محققان علوم قرآن و حديث در گفتوگو با خبرگزارى قرآنى ايران )ايكنا(، ضمن بيان اين مطلب در پاسخ به اين سؤال كه ويژگىهاى اثر نيمهتمام »التفسيرالاCثرىالجامع« و هدف از نگارش آن، چه بود؟ گفت: بيشتر مفسران و قرآنپژوهان، مهجوريت قرآن را به معامله تشريفاتى با قرآن، نگاه تكبعدى به قرآن و عمل نكردن به قرآن تعبير كردهاند؛ كه تعبير درست و مقبولى است، اما اين بيان بيشتر، دامن عوامالناس و توده ناآگاه از جامعه اسلامى را در برمىگيرد، در حالى كه به تأييد شمارى از دانشمندان قرآنشناس، مهجوريت قرآن در بين خواص و در مراكز آموزشى، دانشگاهها و حوزهها كمتر از مهجوريت در بخشهاى ديگر جامعه نبوده است. وى افزود: از هزاره گذشته، هرچند حوزههاى علميه شيعه، تلاشگستردهاى براى تدوين فقه و اصول فقه مصروف داشته و با توليد هزاران كتاب و رساله و حاشيهنويسى ـ چاپى و خطى ـ بيش از پيش بر غناى اين علم افزودهاند، اما در تفسير و تدبر در قرآن، تنها به آياتالاحكام، آن مقدار كه مورد نياز حوزهفقهى بوده، توجه شده و در بقيه آيات، به غربت كتب تفسير و حلقههاى كوچك تفسيرى بسنده شده است؛ از اينرو، پرچم تفسير قرآن در حوزههاى شيعى را معدود دانشمندانى بر دوش خود كشيدهاند و هر كدام در حد توان و متناسب با گرايش فكرى و زمينههاى علمى مورد علاقه خود، بر آن همت گماشتهاند. اين معدود مفسران نيز ـ به ويژه در سدههاى متقدم ـ در علوم مختلف قرآن، اهتمام زيادى كرده و ديدگاههاى درخور توجهى را كه تا به امروز كاربرد داشته و ساختار فكرى تفاسير سدههاى بعدى را پايهريزى كرده است، از خود به يادگار گذاشتهاند، اما در بخش روايات تفسيرى كه سختترين و زمانبرترين بخش تفسير را شامل مىشود، غالبا روند تفاسير از روند تساهل و تسامح پيروى كرده و چه بسا كه حتى ظواهر آيات، تحتالشعاع روايات واقع شده و مسير درك پيام الهى را متوقف ساخته است؛ يعنى سفارش عرضه روايات به قرآن، جايگزين عرضه قرآن بر روايات شده است. وى در ادامه تصريح كرد: چنين روندى موجب شده كه در روايات فقهى ـ كه بخش فروعات دين را پاسدارى مىكند ـ تلاش گستردهاى صورت گرفته و علوم اصول فقه، رجال و حديثشناسى تا حدودى پالايش روايات فقهى را عهدهدار شده است، ولى متأسفانه در قرآن ـ كه پايه اعتقادات انسانها در تمام عرصه زندگى است ـ تاكنون شاهد چنين تحولى نبودهايم. وى در تشريح اين عوامل گفت: به نظر مىرسد عواملى چند در پيشآمد چنين رويدادى دخالت داشته باشد كه عبارتاند از: اعتماد به صداقت و دقت مفسران متقدم در پرداختن به روايات تفسيرى؛ پيروى از متقدمان، كه بناى تساهل در روايات تفسيرى، شيوه آنان بوده است؛ تمركز علم حديثشناسى در بخش فقه و فقاهت؛ داشتن روحيه اخبارىگرى ـ با شدت و ضعفى كه در برخى مفسران ـ نفوذ داشته است. حسن رهبرى تأكيد كرد: سختى كار و بسيار زمانبر بودن حديثشناسى، تصميم مفسران به شروع و اتمام تفسير قرآن از ابتدا تا انتها به طور انفرادى؛ نبود كار گروهى در حوزه تفسير قرآن، نگرانى از پيشآمدها و موانع گوناگون و نگرانى از مجال ندادن عمر براى اتمام كار تفسير، ارزش اجتماعى مرجعيت فقهى بر مرجعيت تفسيرى، »باستانزدگى« مفسران و پيروى از سبك تفسير ترتيبى قرآن تا اواخر قرن چهاردهم هجرى، دلايل ديگرى است كه دست به دست هم داده و جرح و تعديل روايات در بخش تفسيرى را متوقف كرده يا بسيار كندتر ساخته است. آيةاللّه معرفت با احساس چنين نقيصه و نقصان علمى در حوزه قرآنى بود كه كمر همت بسته و با همكارى گروهى از دستپروردگانش، »التفسير الاثرى الجامع« را پايهگذارى كرد تا فرصتسوزىها و مسامحتهاى قرونگذشته را در اين وادى جبران كرده و پالايش روايات تفسيرى را بيش از اين معطل نگذارد، هر چند اقتضاى عمر، اجازه تكميل و پايان كار را به ايشان نداد، ولى بنايى ريخت كه انشاءاللّه شاگردان و همكارانش مقيد و متعهد به اتمام آن خواهند بود. اين محقق و نويسنده ضمن بيان اين مطلب كه مجامع علمى، همواره محل افكار و تضارب آرايند، افزود: وجود نقد در آنها، به بارورى علوم و تولد انديشههاى نو و صحيح كمك مىكند، اما مشكلى كه دامنگير ما شده است، وجود رسوبات فكرى اخبارىگرى و تحجرگرايى است كه نوآورىهاى فكرى و علمى و تطور فقهى را متناسب با مقتضيات زمانه به هيچوجه برنمىتابند و نمود عينى اسلام را، تنها در انديشههاى خود، سارى و جارى مىدانند؛ از اينرو، سلاح تكفير و تفسيق آنان هميشه بيرون از غلاف است، تا برخلاف ديدگاه آنان نظرى در حوزه پديد نيايد. رهبرى تصريح كرد: از آنجا كه مطالعات عميق و فكر خلاق آيةاللّه معرفت، نوآورىهاى تفسيرى، فقهى و كلامى ايشان را به دنبال داشته، لذا گرفتار هجمههايى شده بود، اما به دليل اينكه ايشان از پوشيدن رداى مرجعيت فقهى پرهيز داشت، هجمهها چندان كارساز نيفتاد.