منشور حوزه پیشرو و سرآمد تحلیل پیام صدسالگی حوزه علمیه قم
گفتوگوی تفصیلی هفتهنامه افق حوزه با حجتالاسلام والمسلمین اصغر مددی مسئول اداره ترویج فرهنگی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب در قم
اشاره
یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم، فرصتی بیبدیل برای بازخوانی هویت، کارکردها و افقهای پیشروی این نهاد کهن و مبارک است. پیام تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی، شهید امام خامنهای(رض) بههمین مناسبت، فراتر از یک پیام تبریک متعارف، منشوری جامع، راهبردی و تحولآفرین است که حقیقت و رسالتهای نوین حوزه را در تراز جهان معاصر بازتعریف میکند. بهمناسبت آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه و جهت تبیین و واکاوی ابعاد گوناگون این پیام ارزشمند، با حجتالاسلام والمسلمین اصغر مددی، مسئول اداره ترویج فرهنگی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی در قم به گفتوگو نشستهایم. ایشان با نگاهی دقیق و ساختاریافته، پیام امام شهید را در قالب محورهای تاریخی، تربیتی، جهادی، نظامسازی و تمدنی تحلیل کردهاند. مشروح این گفتوگو در ادامه تقدیم خوانندگان ارجمند هفتهنامه «افق حوزه» میگردد.
◦ ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، بهعنوان مدخل بحث، بفرمایید اهمیت و جایگاه این پیام تاریخی را در شرایط کنونی حوزههای علمیه چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بخواهم تعبیری مختصر اما گویا درباره این پیام ارائه دهم، باید بگویم امام شهید(قد) افق بسیار بزرگی را پیشروی دغدغهمندان حوزه گشودهاند؛ تعریفی که ایشان از این نهاد ارائه دادهاند، وظایفی که بر دوش آن گذاشتهاند و توصیفی که از ماهیت اساسی این نهاد مقدس داشتهاند، دریای عمیق و وسیعی را به روی طالبان علم و دغدغهمندان باز کرده است.
ایشان در این پیام اشاره میکنند که تعاریف رایج از حوزه علمیه بسیار کوتاه و نارساست؛ حوزه صرفاً یک مؤسسه «تدریس و تدرس» نیست. ایشان در پنج محور و بخش، واژه پرمعنای «حوزه علمیه» را تصویر کرده و پنج کارکرد اساسی، مهم و بنیادین را بهعنوان حقیقت حوزه بیان میکنند. مخاطب اصلی این پیام، در درجه اول مسئولان و سیاستگذاران حوزه و در درجه دوم فضلا، روحانیت و طلاب جوان هستند تا بدانند چه افق بلندی برایشان ترسیم شده، چه مطالبههایی باید از مسئولان داشته باشند و خودشان چگونه برای تحقق این اهداف نقشآفرینی کنند.
بخش اول: بستر تاریخی تأسیس حوزه؛
غلبه بر عسرتها با دست قدرت الهی
◦ امام شهید در مطلع پیام، به بستر تاریخی هجرت آیتاللهالعظمی حائری یزدی(قد) به قم اشاره میکنند. این بازخوانی تاریخی چه پیامی برای امروز ما دارد؟
یکی از نکات مهم این بخش از پیام، توجهدادن ما به شرایط تاریخی و دشواریهایی است که حوزه علمیه قم در آن متولد شد. امام شهید نشان میدهند که شکلگیری این حوزه در شرایطی آرام و مساعد اتفاق نیفتاد؛ بلکه در میانه حوادث سهمگین و در دورهای رخ داد که منطقه غرب آسیا تحت فشار قدرتهای استعماری و دخالت بیگانگان قرار داشت و ملتهای منطقه با آشفتگی، سرکوب و ناامیدی مواجه بودند.
در آن روزگار، در عراق و شام و فلسطین، هرجا مقاومتی در برابر نقشههای استعماری شکل میگرفت، سرکوب میشد و حتی شماری از علمای بزرگ، از جمله میرزای نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی و شیخ مهدی خالصی، دستگیر یا تبعید شدند. در ایران نیز پس از سرکوب مجاهدان گیلان و تبریز و مشهد، عناصر وابسته به قراردادهای استعماری در رأس امور قرار گرفتند و فضای عمومی جامعه بهشدت تیره و ناامیدکننده بود. همزمان، زمینههای انتقال تدریجی عوامل صهیونیستی به فلسطین و تسلیح آنان نیز فراهم میشد.
در چنین شرایطی، ظهور و شکلگیری حوزه علمیه قم را نمیتوان صرفاً یک اتفاق تاریخی یا نتیجه مجموعهای از عوامل طبیعی دانست. تعبیر بسیار مهم امام شهید(قد) این است که «دست قدرت الهی، فقیهی بزرگ و پرهیزکار و مجرّب را برانگیخت» تا با هجرت به قم، حوزه مندرس و تعطیلشده را دوباره جان ببخشد و نهالی تازه و مبارک را در آن شرایط دشوار غرس کند.
به نظر من، این نکته برای امروز ما بسیار درسآموز است. بسیاری از تحولات بزرگ تاریخ در شرایطی رخ دادهاند که در ظاهر، افق روشنی پیش روی انسان وجود نداشته است. حوزه علمیه قم نیز در زمانی شکل گرفت که نشانههای فراوانی از ضعف، فشار و شکست در جهان اسلام دیده میشد؛ اما با همت و تدبیر آیتاللهالعظمی حائری(قد) و با عنایت الهی، همین حوزه بهتدریج به کانونی اثرگذار در عرصه علم، فرهنگ، تبلیغ و سپس مبارزه با استبداد و استعمار تبدیل شد. این تجربه به ما میآموزد که نباید دشواریهای زمانه را بهمعنای بنبست تلقی کرد. حوزهای که در آن شرایط دشوار پایهگذاری شد، توانست در طول چنددهه چنان رشد کند که از درون آن شخصیت بزرگی مانند امام خمینی(قد) برخیزد و همین حوزه، در ادامه، منشأ تحولاتی شود که نهتنها ایران، بلکه جهان اسلام را تحت تأثیر قرار داد.
از این منظر، بازخوانی تاریخ تأسیس حوزه علمیه قم در پیام امام شهید، صرفاً یک گزارش تاریخی نیست؛ بلکه بیان یک سنت الهی و دعوت به امید، مجاهدت و حرکت در شرایط دشوار است. همانگونه که در آن روزگار، در دل یک «شب بیفروغ»، «ستاره قم» طلوع کرد، امروز نیز حوزه نباید در برابر دشواریها و فشارهای زمانه احساس ناتوانی و بنبست کند؛ بلکه باید با شناخت ظرفیتهای خود و با اتکا به خداوند، برای ایفای رسالت تاریخی خویش آماده باشد.
بخش دوم: مؤلفههای تحولآفرینی
در سیره بنیانگذار حوزه علمیه قم
◦ امام شهید(رض) در تبیین شخصیت و حرکت علمی و مدیریتی آیتاللهالعظمی حاجشیخ عبدالکریم حائری(قد)، چه ویژگیهایی را برجسته میکنند و این ویژگیها چه درسهایی برای مدیران و کنشگران امروز حوزه دارد؟
امام شهید در توصیف شخصیت و حرکت آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، نکات مهمی را برجسته میکنند که اگر آنها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان مؤلفههای مهمی برای مدیریت و تحولآفرینی در حوزه از آن استخراج کرد. از جمله:
• 1. تأیید و توفیق الهی: امام شهید، آیتالله حائری را شخصیتی «مؤیَّد» معرفی میکنند و تأکید دارند که هنر بزرگ تشکیل حوزه علمیه، با همه ظرافتها و تدبیرهایش، از چنین شخصیت مؤیّدی برمیآمد. این تعبیر نشان میدهد که در حرکتهای بزرگ حوزوی، برخورداری از خودسازی، اخلاص و تقوا و در نتیجه، جلب توفیق و عنایت الهی، یک اصل اساسی است.
• ۲. برخورداری از تجربه و کارآمدی عملی: آیتالله حائری پیش از آمدن به قم، تجربه هشتساله تشکیل و اداره حوزهای پررونق در اراک را پشت سر گذاشته بودند؛ بنابراین، تحولآفرینی صرفاً با ایده و سخن امکانپذیر نیست؛ بلکه مدیر و مصلح باید تجربه عملی و توانایی اداره مجموعه را نیز داشته باشد.
• ۳. شاگردی و بهرهگیری از تجربه بزرگان: سالها پیش از تأسیس حوزه قم، آیتالله حائری با میرزای شیرازی(قد) در سامرا معاشرت نزدیک داشتند و از نزدیک تدابیر ایشان را در تشکیل و اداره حوزه مشاهده و تجربه کردند. این نکته برای امروز حوزه نیز درسآموز است؛ حرکتهای بزرگ علمی و اجتماعی، نیازمند بهرهگیری از تجربه بزرگان و شاگردی در محضر استوانههای علم و تقواست و خودمحوری و رشد خودروی افراد نمیتواند جایگزین این سنت شود.
• ۴. درایت، شجاعت، انگیزه و امید: امام شهید تصریح میکنند که «درایت و شجاعت و انگیزه و امید» در آیتالله حائری، ایشان را در این راه دشوار به پیش میبرد. در شرایط دشوار، مدیریت و تحول نیازمند قدرت تشخیص، شجاعت در تصمیمگیری، انگیزه و امید به آینده است.
• ۵. پایداری مخلصانه و متوکّلانه: حوزه علمیه قم در سالهای آغازین، تحت فشار شدید حکومت رضاخانی قرار داشت؛ اما آیتالله حائری با «پایداری مخلصانه و متوکّلانه» توانستند، حوزه را از زیر این فشار به سلامت عبور دهند. این پایداری موجب شد، حوزهای که سالها تحت فشار حداکثری بود، باقی بماند و رشد کند.
• ۶. تبدیل حوزه به یک نهاد اثرگذار و جریانساز: شاید مهمترین نکته در این روایت، نتیجه این حرکت باشد. هنر آیتالله حائری صرفاً تأسیس یک مرکز آموزشی نبود؛ بلکه حوزه را به «پرورشگاه علم و عالِم و دین و دَیّن» تبدیل کردند. ثمره این حرکت در دهههای بعد آشکار شد؛ حوزه قم از یک مجموعه تحت فشار، به کانونی علمی، تحقیقی و تبلیغی تبدیل شد و در ادامه، منشأ تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی گردید.
به نظرم این بخش از پیام یک درس مهم برای امروز حوزه دارد و آن اینکه تحولهای بزرگ، حاصل جمع چند عنصر در کنار یکدیگرند: توکل و اخلاص، تجربه و تدبیر، شاگردی و بهرهگیری از میراث بزرگان، شجاعت و امید و در نهایت، پایداری در میدان عمل. آیتالله حائری(قد) نمونهای از این ترکیب را در تأسیس و تثبیت حوزه قم نشان دادند و امام شهید(قد) با بازخوانی این تجربه، در واقع ما را به توجه به این مؤلفهها در مسیر آینده حوزه فرا میخوانند.
بخش سوم: ثمرات تاریخی
تأسیس حوزه علمیه قم
◦ثمرات ایستادگی بنیانگذار حوزه و شاگردان ایشان در طول این یک قرن چه بوده است؟
این ایستادگی مخلصانه و متوکّلانه ثمرات عظیمی بهبار آورد که مسیر تاریخ تشیع و جهان را تغییر داد. امام شهید(قد) در تبیین این ثمرات، ابتدا بههمان حوزهای اشاره میکنند که در سالهای آغازین، زیر فشار حداکثری رضاخان قرار داشت و طلبههای آن برای حفظ جان خود، سحرگاهان به بیرون شهر پناه میبردند و به درس و بحث میپرداختند و شبانگاه به حجرههای تاریک مدارس بازمیگشتند؛ اما همین حوزه بهتدریج چنان رشد کرد که به کانونی برای بیداری، مبارزه و تربیت نیروهای اثرگذار تبدیل شد.
• طلوع خورشید انقلاب اسلامی (امام خمینی(قد)): یکی از بزرگترین ثمرات این حوزه، تربیت شخصیتی چون حضرت امام خمینی(قد) بود. امام شهید تصریح میکنند که از همین حوزه، در شرایطی که هنوز طلاب آن برای حفظ جان خود با دشواریهای فراوان روبهرو بودند، خورشیدی چون «حضرت روحالله» سر برآورد. این حوزه در چهاردهه پس از آن، به کانونی تبدیل شد که شعلههای مبارزه با دودمان خبیث رضاخان را به سراسر ایران میفرستاد، دلهای افسرده و ناامید را برمیافروخت و جوانان منزوی را به میانه میدان میکشاند.
• ارائه الگوی تبلیغ تراز: این تحول نشان میدهد که کار حوزه صرفاً انتقال مجموعهای از معارف و معلومات نیست؛ بلکه حوزه باید بتواند با تربیت انسانهای اثرگذار، ایمان و آگاهی را به حرکت اجتماعی تبدیل کند. وقتی امام شهید از حوزهای سخن میگویند که دلهای افسرده را برمیافروزد و جوانان را به میدان میکشاند، در واقع بههمین کارکرد زنده و اثرگذار حوزه اشاره دارند؛ حوزهای که علم و تبلیغ را از متن زندگی مردم و تحولات اجتماعی جدا نمیکند.
• ظهور قلههای علمی: ثمره دیگر این حرکت، تبدیل حوزه قم به یکی از بزرگترین کانونهای علمی و تبلیغی تشیع بود. امام شهید میفرمایند: «همین حوزه، چندی پس از درگذشت مؤسس آن و با قدوم مرجع عظیمالشأن، آیتالله بروجردی(قد)، به قلّه علمی و تحقیقی و تبلیغی تشیّع در سراسر جهان تبدیل شد.» بنابراین، حرکت آیتالله حائری صرفاً به تأسیس یک مرکز آموزشی محدود نماند؛ بلکه زمینهساز شکلگیری یک حوزه بالنده و اثرگذار در مقیاس جهانی شد.
• سرنگونی حکومت طاغوت و حاکمیت سیاسی اسلام: اوج این ثمرات را باید در تحول سیاسی و اجتماعی ایران دید. امام شهید تصریح میکنند که همین حوزه در کمتر از ششدهه، قدرت معنوی و وجهه مردمی خود را به آنجا رساند که توانست، رژیم خائن و فاسد و فاسق پادشاهی را به دست مردم ریشهکن کند و پس از قرنها، اسلام را در جایگاه حاکمیت سیاسی کشوری بزرگ و بافرهنگ و دارای استعدادهای فراوان قرار دهد.
البته ثمرات حوزه به ایران محدود نماند. امام شهید تصریح میکنند که «متخرّج همین حوزه پُربرکت» بود که ایران را به الگوی اسلامخواهی در جهان اسلام و بلکه پیشرو دینگرایی در سراسر جهان تبدیل کرد. با رهبری و تدبیر حضرت امام(قد)، جمهوری اسلامی متولد شد و با شجاعت و توکل ایشان، ملت ایران در برابر تهدیدها ایستاد و بر بسیاری از موانع فائق آمد.
بنابراین، اگر بخواهیم کارنامه این یکقرن را جمعبندی کنیم، باید بگوییم حوزه علمیه قم، از یک نهال مبارک که در «سنگلاخ آن زمانه ناسازگار» غرس شد، به یک شجره طیبه پُرثمر تبدیل شد؛ شجرهای که در عرصه علم، تربیت، تبلیغ، بیداری اجتماعی و حیات سیاسی، منشأ آثار بزرگ و ماندگاری شد.
در این میان، به نظر من، دو شاخصه اصلی حوزه تراز همواره «معنویت» و «مردمیبودن» بوده است. حوزه اگر معنویت خود را از دست بدهد، قدرت اثرگذاری حقیقی خود را از دست خواهد داد و اگر از مردم فاصله بگیرد نیز نمیتواند رسالت اجتماعی و تاریخی خود را به انجام برساند؛ از اینرو، دشمن همواره تلاش کرده است یا به معنویت حوزه ضربه بزند و یا میان حوزه و مردم فاصله ایجاد کند.
بخش چهارم: تعریف «حوزه پیشرو و سرآمد»
در ابعاد پنجگانه
◦ امام شهید در این پیام، تصویر جدیدی از حوزه ارائه میدهند و آن را «حوزه پیشرو و سرآمد» مینامند. ابعاد پنجگانه این الگو چیست؟
بله، ایشان تأکید دارند که حوزه نباید در تعریف سنتیِ محض محصور بماند. حوزه پیشرو و سرآمد دارای پنج بعد اساسی است:
• ۱. بعد علمی: مرکز علمی با تخصصهای معین.
• ۲. بعد تربیتی: مرکز تربیت نیروی مهذب و کارآمد برای هدایت دینی و اخلاقی جامعه.
• ۳. بعد مجاهدت: خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدهای دشمن در عرصههای گوناگون.
• ۴. بعد نظامات اجتماعی: مرکز تولید و تبیین اندیشه اسلام ناب در باب اداره جامعه.
• ۵. بعد تمدنی و بینالمللی: نوآوریهای تمدنی و آیندهنگریهای لازم در چارچوب پیام جهانی اسلام.
متأسفانه برخی از حوزویان از این ابعاد متنوع غافل هستند و کار حوزه را صرفاً در تدریس و تدرس خلاصه میکنند؛ درحالیکه ابعاد مجاهدت، نظامات اجتماعی و تمدنی از ارکان اصلی حوزه انقلابی هستند.
بعد اول: الزامات، آسیبها
و تحول در عرصه علمی و فقهی
◦ در بعد اول (بعد علمی و فقهی)، چه رسالتها و آسیبهایی متوجه حوزه است؟
فقه، پاسخ دین به نیازهای عملی فرد و جامعه است. امروز فقه باید با عقلانیت تحولیافته نسلها همگام شود. پاسخهای فقهی باید دارای پشتوانه علمی استوار، قابل فهم برای مخاطب امروز و پاسخگوی سؤالات نوپدید باشند.
برای تحقق این امر، فقیه باید به دو ابزار مجهز باشد: آشنایی با همه ابعاد و معارف دینی (نه فقط ابواب عبادی) و آشنایی مناسب با علوم انسانی روز.
امام شهید در این بخش به دو آسیب جدی اشاره میکنند:
• ۱. طولانیبودن دوره تحصیل و متنخوانی: طولانیشدن بیمورد دوران متنخوانی، یکی از موانع مهم در مسیر تحصیل طلبه است. شایسته نیست طلاب ناگزیر باشند کتابهای قطور و محقّقانهای را که در حقیقت مربوط به مرحله تحقیق و اجتهاد است، در مراحل مقدماتی و پیش از ورود به این مرحله، بهعنوان کتاب درسی بیاموزند. کتاب درسی باید حاوی مطالب متقن و دارای زبانی روان و متناسب با نیاز طلبه در دوران محدود پیش از ورود به مرحله تحقیق باشد. تلاش موفق یا ناموفق بزرگانی همچون آیات عظام آخوند خراسانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری و سیدصدرالدین صدر(قد) برای جایگزینکردن کتابهایی چون قوانین، رسائل و فصول با کفایه، دررالفوائد و خلاصةالفصول، با نگاه بههمین ضرورت مهم صورت گرفته است؛ با اینکه آنان در زمانی زندگی میکردند که طلبه با انبوه واردات ذهنی و تکالیف عملی، مانند امروز، روبهرو نبودند.
• ۲. عدم اولویتبندی در مسائل فقهی و پژوهشی: فقه باید به سمت موضوعات اولویتدار حکمرانی حرکت کند؛ مسائلی مانند روابط دولت با مردم، نظام اقتصادی اسلام، منشأ حاکمیت، مفهوم عدالت و...؛ متأسفانه امروز گاهی محققان حوزه با یک «شیرینی وسوسهانگیز علمی»، خود را غرق در مباحث فرعی غیراولویتدار میکنند؛ درحالیکه کفر به سبک زندگی اسلامی هجوم آورده است.
ایشان در این زمینه تذکری تکاندهنده میدهند و میفرمایند: اگر هدف از کار علمی، صرفاً اظهار فضل، کسب شهرت و برتریجویی در مباحث نظری محض باشد، این کار علمی مصداق دنیاگرایی و تبعیت از هوای نفس ([اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ[) خواهد بود.
بعد دوم: تربیت نیروهای مهذب، کارآمد و جریانساز
◦ در بعد تربیتی و تبلیغی، حوزه چگونه میتواند به رسالت «بلاغ مبین» عمل کند؟
حوزه علمیه نهادی کاملاً برونگراست. وظیفه اصلی آن «بلاغ مبین»، دعوت به حق و جهتدهی به تمام ابعاد حیات بشر، حتی عرصههای نوینی مانند محیط زیست و حمایت از طبیعت است.
امام شهید(قد) اشاره میکنند که با وجود خدمات فراوان، خروجی حوزه در برابر سیل القائات مغالطهآمیز دشمن، هنوز به حد «بلاغ مبینِ شایسته» نرسیده است. برای برطرفکردن این خلأ، دو عنصر اساسی باید احیا و تقویت شوند:
• الف) تحول در «تعلیم تبلیغ» (دستگاه مهارتی): حوزه باید آموزشهای مهارتی طلاب را در زمینههایی چون قدرت اقناع، تعامل با رسانه و فضای مجازی، رصد شبهات با ابزارهای فنی روز و تهیه بستههای اندیشهای کاربردی برای نسل جوان ارتقا دهد.
• ب) پرورش «مجاهد فرهنگی» و اتخاذ موضع تهاجمی: ما نباید منفعل باشیم و صرفاً به شبهات پاسخ دهیم. دستگاه تبلیغی حوزه باید به مسلمات فرهنگیِ انحرافی و رو به انحطاط غرب تهاجم کند و مدعیان گمراهساز را در مسائلی چون حقوق زن و خانواده به چالش بکشد. لازمه این مجاهدت فرهنگی، تهذیب نفس و خودسازی است؛ زیرا تهذیب نفس بهمعنای منزویپروری نیست. اگر مبلغ خود را نسازد و راه را بر وسوسه مال و نام و مقام نبندد، کلامش در دلها اثر نخواهد کرد.
همچنین مطالبه امام شهید، کادرسازی در سه عرصه متمایز است: تربیت طلاب مبلغ برای عرصه عمومی، تربیت نیروهای کارآمد برای وظایف خاص در نظام و اداره کشور و تربیت مدیران توانمند برای اداره مطلوب سازمان بزرگ حوزه.
بعد سوم: حضور در خط مقدم جبهه
تقابل با تهدیدهای دشمن (هویت جهادی)
◦ بعد سوم حوزه پیشرو، «هویت جهادی» است. این بعد تاریخی علمای شیعه را چگونه تبیین میکنید؟
این بعد، از ناشناختهترین ابعاد حوزه در اذهان عمومی است؛ درحالیکه کارنامه ۱۵۰ سال اخیر نشان میدهد، هیچ حرکت اصلاحی و انقلابی در منطقه رخ نداده؛ مگر اینکه علمای دین در خط مقدم آن بودهاند.
نمونههای تاریخی ایستادگی علما در برابر بیگانگان بیشمار است:
• ابطال قرارداد رویتر با ایستادگی حاج ملاعلی کنی(ره).1
• شکست قرارداد تنباکو با حکم تاریخی میرزای شیرازی(قد).
• خنثیشدن قرارداد وثوقالدوله با مبارزه شهید مدرس(ره).
• مبارزه مسلحانه با اشغالگران انگلیسی در جنگ جهانی اول توسط مراجعی چون آیتالله سیدمصطفی کاشانی(ره).2
• دفاع از فلسطین از همان دهههای آغازین توطئه صهیونیسم.
بنابراین، این تصور که شأن عالم دین صرفاً عافیتطلبی و نشستن در گوشه محراب است، با هویت تاریخی حوزه مغایرت دارد.
امام خمینی(قد) نیز در «منشور روحانیت» بهشدت نسبت به نفوذ جریان تحجر و مقدسمآبی هشدار دادند؛ جریانی که مبارزه با ظلم را منافی با «قدسیت دین» معرفی میکردند تا طلاب را منزوی کنند. امروز نیز ترویج این ایده که روحانیت باید «صلح کل» باشد و از مخاطرات سیاسی دوری کند، یک توهم باطل و بزرگترین هدیه به دشمن است. قدسیت دین با عافیتطلبی به دست نمیآید؛ بلکه در میدانهای جهاد فکری، سیاسی و نظامی تثبیت میشود.
بعد چهارم: مشارکت در تولید و تبیین
نظامات اداره جامعه و «فقه امتساز»
◦ یکی از کلیدیترین واژههای این پیام، «فقه امتساز» است. حوزه چگونه میتواند در طراحی نظامات اجتماعی نقشآفرینی کند؟
امام شهید با مطرحکردن این بعد اساسی در واقع پاسخ به این شبهه قدیمی را که دین گستردگی پاسخگویی به تمام ابعاد را ندارد و نمیتوانیم به دین حداکثری قائل باشیم، میدهند و مشخص میکنند که در حقیقت و در نگاه اسلام ناب، دین حداکثری بوده و قادر است در تمام ابعاد با ابزاری که دارد، مسائل مختلف را حل نموده والگوی اداره را ارائه کند. اداره جامعه نیازمند نظامات گوناگون (اقتصادی، قضایی، تربیتی، خانواده، اداری و...) است. در حکومت اسلامی، این نظامات باید مستقیماً از متون دینی استخراج شوند.
فقه شیعه قواعد گسترده و ظرفیت فوقالعادهای برای پاسخگویی در تمامی این عرصهها دارد. امام راحل(قد) با نظریه «ولایت فقیه» این باب را گشودند؛ اما طراحی و پیادهسازی اسلامی در بسیاری از این نظامات هنوز نافرجام مانده و دارای خلأهای جدی است. پرکردن این خلأها، وظیفه حتمی حوزه است.
امام شهید در این پیام برای نخستینبار از واژه کلیدی «فقه امتساز» رونمایی کردند:
• تعریف فقه امتساز: این فقه محدود به احکام فردی نیست؛ بلکه رسالت آن، ساماندهی به کل امت اسلامی و تمدنسازی است.
• گستره جهانی: این فقه باید سازوکار اداره و پیوند میان تمام ملتهای مسلمان را در قالب یک «امت واحد» مشخص کرده و بستر شکلگیری تمدن نوین اسلامی را فراهم سازد.
الزامات طراحی نظامات اجتماعی:
• ۱. استنطاق از منابع دینی با شناخت یافتههای روز: فقیه نمیتواند در خلأ نظریهپردازی کند. او باید ابتدا ساختارها و دستاوردهای امروز جهان را بشناسد و سپس با ذهنی مجهز به مسائل روز، پاسخ و الگوی جایگزین را از دل کتاب و سنت استخراج کند.
• ۲. همکاری واقعی حوزه و دانشگاه: دانشگاه باید علوم انسانی روز را با نگاهی نقادانه بررسی کند و حوزه علمیه محتوای غنی اندیشه دینی را استخراج نماید تا از تلاقی این دو، شاکله نظامات اجتماعی شکل بگیرد.
بعد پنجم: نوآوریهای تمدنی
در چارچوب پیام جهانی اسلام
◦ به پنجمین و برجستهترین محور پیام یعنی «نوآوریهای تمدنی» رسیدیم. این بعد چگونه غایت نهایی کارکرد حوزه را نشان میدهد؟
این محور، غایت و هدف نهایی تمام بخشهای پیشین است. رسالت نهایی حوزه پیشرو، حرکت در مسیر رسیدن به «تمدن نوین اسلامی» و ایجاد شجاعت در بشریت برای ورود به میدان تقابل با استکبار است و این امر ممکن نیست، الّا با ارائه یک الگوی عینی و جذاب از تمدن اسلامی در برابر تمدن مادی غرب.
امام شهید(قد) برای تبیین این مسیر، ویژگیهای این دو جبهه تمدنی را مقایسه میکنند:
شاخصه تمدن اسلامی مورد انتظار تمدن مادی غرب
هدف و غایت تعالی انسان، پرورش معنوی، ارتقای علمی و استحکام ایمان استعمار، غارت سرزمینها، تحقیر ملتها و سلطهگری
پایه و مبنا توحید، تکریم انسان (فارغ از رنگ و نژاد) و عدالت اجتماعی اومانیسم مادی، درههای عمیق طبقاتی و زورگویی قدرتمندان
کارکرد علم شناخت روزافزون طبیعت و رفاه عمومی بهکارگیری علم برای کشتار عمومی و سرکوب دیگران
وضعیت اخلاقی پرورش معنوی و حفظ حریم خانواده افول اخلاقی، فروپاشی خانواده و فساد جنسی حتی نسبت به کودکان
نمود عینی امروز مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم ظلم و قساوت بیمرز در نمونههایی همچون غزه و فلسطین
طبق سنتهای الهی، این تمدن باطل و پوشالی غربی، محکوم به زوال است: «إنّ الباطل کان زهوقاً». وظیفه ما در این میان، کمک به ابطال این باطل و تدارک تمدن جایگزین در نظر و عمل است.
بخش پنجم: سیمای امروز حوزه علمیه قم
و توصیههای راهبردی امام شهید
◦ امام شهید وضعیت کنونی حوزه علمیه قم را چگونه توصیف میکنند و چه توصیههایی برای کاهش فاصلهها تا نقطه مطلوب دارند؟
شناخت صحنهای که امام شهید از حوزه ارائه میکنند، برای واقعبینی و پرهیز از غفلت نسبت به دستاوردها و ظرفیتهای حوزه بسیار مهم است. این نگاه، بسیار انگیزهبخش، امیدآفرین و مؤثر است. ایشان در برابر تحلیلهای یأسآلود، تصویری واقعی، زنده و بالنده از حوزه علمیه قم ارائه میدهند و به نقاط قوتی همچون وجود هزاران مدرس و محقق، رواج درسهای تفسیر و اخلاق، حضور حوزه در میدانهای انقلاب و تقدیم شهدا، تربیت طلاب بینالمللی در جامعةالمصطفی(ص)، توجه به فقه معاصر و تأسیس حوزههای علمیه خواهران، بهعنوان بخشی از حسنات بیشمار امام راحل(قد)، اشاره میکنند.
با این حال، برای رسیدن به نقطه مطلوب و کاهش فاصلهها، ایشان هشت توصیه راهبردی ارائه میفرمایند:
• ۱. پیشرو و همگامبودن با زمان: حوزه باید بهروز باشد؛ بهطور دائم با زمان پیش برود؛ بلکه حتی جلوتر از زمان حرکت کند.
• ۲. تربیت نیرو در همه بخشها: به تربیت نیرو در همه بخشها اهمیت داده شود؛ چراکه مسیر حرکت این ملت و آینده انقلاب را نیروهایی ترسیم خواهند کرد که امروز در حوزه علمیه تربیت میشوند.
• ۳. افزایش ارتباط با مردم: حوزویان رابطه خود را با مردم افزایش دهند و برای حضور فضلای حوزه در میان مردم و ایجاد رابطهای صمیمی میان آنان برنامهریزی شود.
• ۴. امیدآفرینی و خنثیسازی القائات مغرضانه: مدیران حوزه با تدبیر مناسب، القائات مغرضانهای را که طلاب جوان را از آینده ناامید میکند، خنثی کنند. امروز اسلام، ایران و شیعه در جهان از عزت و حرمتی برخوردار است که هرگز در گذشته دارا نبوده است و طلبه جوان باید با این احساس درس بخواند و رشد کند.
• ۵. نگاه خوشبینانه به نسل جوان جامعه: به نسل جوان جامعه با چشم خوشبینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود. بخش مهمی از جوانان امروز، با ضریب هوشی بالا و با وجود همه القائات مخربِ فکر و احساس دینی، وفادار به دین و مدافع آناند و بسیاری دیگر نیز بههیچرو با دین و انقلاب بر سر عناد نیستند. اقلیت بسیار اندکِ مُعرض از ظواهر دینی، نباید حوزه را دچار تحلیل غیرواقعبینانه کند.
• ۶. اصلاح برنامههای درسی در سه ضلع: تقویت فقه (روشنبین و پاسخگو)، فلسفه (دارای امتداد اجتماعی) و کلام (رسا و استوار با قدرت اقناع بالا) در پرتو قرآن و تفسیر.
• ۷. حفظ زیّ طلبگی: اهتمام به زهد، تقوا، قناعت، استغنا از غیرخدا، توکل و روحیه مجاهدت.
• ۸. استقلال در صدور مدارک تحصیلی: تأکید بر اینکه مدرک تحصیلی طلاب را باید خود حوزه صادر کند، نه نهادهای بیرونی؛ البته با معادلسازیهای شناختهشده علمی (مانند کارشناس تحقیقی و دکترا) جهت معرفی در مجامع بینالمللی.
جمعبندی و راهکارهای گفتمانسازی پیام
◦ بهعنوان سؤال پایانی، برای اینکه این پیام راهبردی از غربت خارج شده و به یک گفتمان زنده در بدنه حوزهها تبدیل شود، چه اقداماتی باید صورت گیرد؟
اگر حوزه امروز بیدار نشود و این تحولات را رقم نزند، محکوم به انزوا خواهد بود. برای گفتمانسازی این پیام، پیشنهاد میکنم اقدامات زیر بهصورت جدی دنبال شود:
• بازنشر و گسترش محتوای پیام در قالبهای مکتوب، رسانهای و مجازی.
• برگزاری مسابقات علمی و جریانهای خوانش گروهی از متن پیام در مدارس علمیه.
• برگزاری همایشها، نشستهای ایدهپردازی و نگارش مقالات علمی پیرامون محورهای پنجگانه پیام.
• استخراج راهکارهای عملیاتی از دل توصیههای هشتگانه امام شهید(قد) توسط نخبگان حوزه و ارائه آن به مرکز مدیریت.
امیدوارم این گفتوگو گامی کوچک در جهت نشر این پیام ارزشمند و توجه بیشتر فضلا و طلاب جوان به مسئولیتهای سنگین تاریخیشان باشد.
..............................................
پی نوشتها
1. ملاعلی کنی(ره)، از علما و روحانیون برجسته عصر ناصرالدینشاه، نقش تعیینکنندهای در مقابله با امتیاز استعماری رویتر ایفا نمود که نخستین امتیاز بزرگ واگذارشده به خارجیان در دوره قاجار بود. این قرارداد به فرمان ناصرالدینشاه و با تدبیر میرزا حسینخان سپهسالار، حق احداث راهآهن، بهرهبرداری از معادن و تأسیس بانک شاهنشاهی را به برونئی واگذار کرد. ملاعلی کنی(ره) در نامه مفصل و محکمی که به شاه نوشت، مخالفت خود با این قرارداد را از منظر شرعی و ملی اعلام کرد و بهویژه به فروش اجباری املاک و منابع کشور توسط شاه بدون اجازه فقها که نافی شرع بود، اعتراض نمود. وی همچنین خطرات ساخت راهآهن را که میتوانست مسیر ورود آسان قشون بیگانه و تسلط آنها بر پایتخت را فراهم آورد، هشدار داد. اثرگذاری نامه ملاعلی کنی چنان بود که ناصرالدینشاه پس از بازگشت از سفر اروپا و درحالیکه هنوز در انزلی بود، میرزا حسینخان را عزل و امتیازنامه رویتر را لغو کرد. این واقعه نقطهعطفی در مقاومت علمای دینی در برابر نفوذ استعماری و حفظ استقلال کشور بود و راه را برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بعدی روحانیت هموار ساخت.
2. سیدمصطفی کاشانی(ره) (متوفای ۱۳۳۷ق) از علمای برجسته و مراجع تقلید بزرگ شیعه بود که در کاشان متولد شد و تحصیلات دینی خود را نزد پدرش و سپس در اصفهان و تهران تکمیل کرد. پس از دوران تدریس و قضاوت در تهران، به نجف هجرت نمود و در حوزه درس آنجا جایگاه علمی و مذهبی والایی یافت. وی علاوه بر تسلط فراوان در علوم فقه، اصول، حکمت، ریاضیات و حدیث، به اخلاق زاهدانه و بخشندگی شناخته میشد و در مبارزه با استعمار انگلیس در عراق نقش فعالی ایفا کرد؛ از جمله صدور فتاوای جهاد و حضور در میدانهای مقاومت مسلحانه علیه نیروهای اشغالگر. ایشان در عرصه ادبیات نیز شاعر توانمند عربی و فارسی بود و اشعاری عرفانی و منقّبخوانی از او به یادگار مانده است. پس از سالها تلاش علمی، سیاسی و اجتماعی، در کاظمین وفات یافت و در همانجا به خاک سپرده شد. فرزند ایشان، سیدابوالقاسم کاشانی(ره)، همچون پدر، از چهرههای برجسته روحانی و مبارز سیاسی بود که در نهضتهای استقلالطلبانه ایران و عراق نقش مهمی داشت. منابع: اعتمادالسلطنه، «المآثر والآثار»، ص۱۶۰؛ سیدمحسن امین، «اعیانالشیعه»، ج۱۰، ص۱۲۷؛ محمد حرزالدین، «معارفالرجال»، ج۳؛ مدرس تبریزی، «ریحانةالادب»، ج۵؛ آقابزرگ تهرانی، «الذریعه»، ج۱۷ و سایت فرهیختگان تمدن شیعه.