تبارشناسی مقاومت در برابر استعمار از تنگستان تا خلیجفارس
بازخوانی پنج سده مواجهه تمدنی ایران با استعمار غرب
گفتوگو با استاد محمدحسن رجبی دوانی
بازخوانی پنج سده مواجهه تمدنی ایران با استعمار غرب
گفتوگو با استاد محمدحسن رجبی دوانی
در ابتدا لازم میدانم پیشنهاد کنم که اگر اینگونه مباحث توسط تاریخنگاران متعهد جنوب انجام میشد، اولی بود؛ چراکه آنان با جغرافیای منطقه کاملاً آشنا هستند و در سالهای اخیر آثار پژوهشی ارزشمندی به نگارش درآوردهاند. اما در پاسخ به پرسش شما باید اشاره کرد که تاریخ استعمارگری نوین غربی از اوایل قرن شانزدهم میلادی، همزمان با تأسیس دولت صفوی در ایران آغاز شد. پیشگامان این امواج استعماری، دو پادشاهی پرتغال و اسپانیا بودند؛ پرتغالیها در امتداد سواحل اقیانوس هند و خلیج فارس در آسیا تمرکز یافتند و اسپانیاییها بخشهای اعظم آمریکای مرکزی، جنوبی و سپس حوزه آسیای جنوبشرقی (فیلیپین) را هدف تاختوتاز قرار دادند.انگلستان حدود یکسده پس از این رقابتها، وارد عرصه استعمارگری شد. در آن برهه، شبهقاره هند بهسبب حاصلخیزی کمنظیر و منابع سرشار تجاری- همچون سنگهای قیمتی، منسوجات کتان و پنبه و بهویژه ادویهجات- کانون توجه اروپاییها بود. چنانکه «جواهر لعل نهرو» در کتاب نگاهی به تاریخ جهان تصریح میکند: ادویه در آن عصر نهتنها چاشنی، بلکه ماده دارویی و نگهدارنده اصلی مواد غذایی در اروپا بهشمار میرفت و ارزش اقتصادی فلفل با طلا برابری میکرد.1 مجهزشدن ناوگان دریانوردی فرنگیها به جنگافزارهای نوین آتشین در قرن شانزدهم، عطش دستاندازی به ثروتهای شرق را تشدید کرد.
زبان رسمی دیوان هند و نیز امپراتوری عثمانی، فارسی بود. این اشتراک فرهنگی کمک شایانی به بریتانیا کرد تا فرهنگ و تمدن ایرانی را بهسرعت بشناسد. بههمین جهت، بخش عمده مأموران سیاسی و نظامی انگلیسی که راهی ایران شدند، افسران مستقر در هند بودند؛ شاخصترین نمونه آن «سر جان ملکم»، افسر اسکاتلندیتبار کمپانی هند شرقی بود. او تسلط کاملی به زبان فارسی داشت و نخستین کتاب جامع تاریخ ایران را نوشت که سالها بعد توسط«میرزا اسماعیل حیرت» به فارسی ترجمه شد. انگلیسیها از چند شیوه مشخص برای نفوذ در ارکان حاکمیتی ایران استفاده کردند:1. تطمیع و نفوذ در دربار: انگلیسیها با اِشراف بر خُلقیات درباریان و پروتکلهای تشریفاتی قاجار، با ظاهری ملتمسانه و اهدای تحفههای گرانبها به پادشاه و صدراعظم، امتیازات تجاری و سیاسی هنگفتی میگرفتند و معاهدات دلخواه خود را به امضا میرساندند.
این یک استراتژی ثابت در سراسر جهان اسلام بود. برای نمونه، توجه مخاطبان محترم را به متنی جلب میکنم که مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) در کتاب جهاد دفاعی و جنگ صلیبی ایران و روس تزاری (صفحه ۵۰) بهنقل از نشریه العروةالوثقی (اثر سید جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده) آورده است. در این سند تاریخی-که سیاستهای کمپانی هند شرقی در بیش از سه سده قبل (اوایل قرن هجدهم میلادی) را تشریح میکند- دستورالعملی نژادپرستانه برای گزینش افراد در مناصب دولتی ثبت شده، با این عبارت:«در دوایر حکومتی، چنانچه وظیفه و مسئولیتی یافت شود که یک نفر انگلیسی، آن را انجام نمیدهد ــ یعنی پست مزبور، چنان است که احراز آن، در شأن (بهاصطلاح) جنس نجیب! نیست - بایستی از میان زرتشتیان هند، کسی را برای انجام این وظیفه برگیرند و در صورتیکه فرد لایقی در میان آنان نیز برای این کار پیدا نشد، بایستی به سراغ بتپرستان رفت و از آنان، کسی را برای مسئولیت مزبور تعیین کرد و بالأخره چنانچه، نه از گروه زرتشتیان و نه از دسته بتپرستان، فرد شایسته و لایقی برای این کار یافت نگردید، آنگاه است که بایستی به سراغ مسلمین رفت و یکی از آنان را برای انجام وظیفه مذکور برگزید!!»
مرور اسناد و خاطرات تاریخی نشان میدهد که کارگزاران غربی هیچگاه ملتهای شرقی و مسلمان را همتراز خود نمیدانستند. در نگاه آنان، غیراروپاییان، از جمله ایرانیان، نژادی بودند که صرفاً باید در خدمت منافع غرب قرار گیرند. این نگاه استکباری، اگرچه گاه در لفافه آداب دیپلماتیک پنهان میشد؛ اما هرجا پای منافع به میان میآمد، به آشکارترین شکل بروز مییافت.۱. قلدری در دربار قاجار؛ از هارفورد جونز تا حاجیبابا
یکی از ترفندهای دیرینه غرب، تخریب، منزویسازی یا حذف فیزیکی چهرههای خدوم و استقلالطلب ملی بوده است؛ چنانکه فریدون آدمیت در اثر مستند خود، امیرکبیر و ایران، اثبات میکند که شهادت میرزا تقیخان امیرکبیر با هدایت مستقیم سفارت انگلستان صورت گرفت.آدمیت در همین اثر، به نامهای محرمانه از «جاستین شیل» (وزیرمختار بریتانیا در تهران) خطاب به «لرد پالمرستون» (وزیر امور خارجه وقت انگلستان) در سالهای آغازین صدارت امیرکبیر (حدود ۱۸۵۰ میلادی) اشاره میکند که ماهیت واقعی مفهوم موسوم به «استعمار آبادگر» را برملا میسازد. سفیر انگلیس در مخالفت سرسختانه با طرح احداث راهآهن و توسعه زیرساختها در ایران، با وقاحت تمام مینویسد:
بوشهر بهعنوان مهمترین بندر آزاد ایران، دروازه تجارت دریایی و شاهرگ ارتباطی کشور با جهان خارج به حساب میآمد. برای بریتانیا، بوشهر، تنها یک مرکز تجاری نبود؛ بلکه مقر اصلی هدایت عملیاتی، اداری و امنیتی انگلستان (بالیوزگری کل خلیج فارس) برای ایران و حوزه بینالنهرین (عراق) بهشمار میرفت.در ساختار اجتماعی آن روز استان بوشهر، دو طیف از خوانین حضور داشتند: خوانین شمال منطقه که عمدتاً وابسته به انگلیسیها بودند و خوانین مناطق جنوبی که بهدلیل دینداری و پیوند وثیقی که با مرجعیت و علمای اسلام داشتند، ضد استعمارگران انگلیسی بودند. شهید رئیسعلی دلواری، ضابط منطقه دلوار، در زمره این گروه بود. مبارزات او سابقهای دیرین داشت؛ در جریان استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس (تیر ۱۲۸۷ - تیر ۱۲۸۸ ش / ۱۳۲۶ - ۱۳۲۷ ق)، آیتالله سیدمرتضی اهرمی (علمالهدی)(ره) به پیروی از فتوای مراجع نجف، علیه استبداد حکم داد و رئیسعلی دلواری با یکصد تفنگچی خود بوشهر، گمرکات و مراکز دولتی را تسخیر کرد و تمامی عواید آن را در اختیار علما نهاد تا صرف امور مردم شود.
مهمترین عبرتی که باید فراروی ما باشد، این است که ماهیت، خوی و استراتژی بنیادین استعمار یکپارچه است؛ تفاوتی میان انگلستان سده نوزدهم، فرانسه، اتحادیه اروپا و آمریکای امروز وجود ندارد. ممکن است دولتهای غربی در منافع جزئی با یکدیگر دچار تزاحم و رقابت شوند؛ اما در مواجهه با جهان اسلام، همداستان و متفق هستند.یک گواه تاریخی روشن، قیام «امیر عبدالقادر الجزایری» فقیه و مرجع مجاهد الجزایر علیه استعمار فرانسه است. با آن که بریتانیا و اسپانیا در موارد گوناگون با فرانسه منازعه داشتند، اما هیچگاه بهیاری امیر عبدالقادر نشتافتند تا جایگاه فرانسه تضعیف شود؛ بلکه برعکس، اسپانیا و انگلستان در سرکوب آن قیام اسلامی با فرانسه همپیمان شدند تا مبادا خیزش ملت مسلمان الجزایر، به الگویی رهاییبخش برای سایر کشورهای دربند تبدیل گردد.
خط مقاومت جنوب، نمادی از غیرت تاریخی ملی است. خطه بوشهر همواره سنگر مستحکم صیانت از تمامیت ارضی کشور تحت رهبری علمای آگاه بوده است. گرامیداشت نام سردارانی چون رئیسعلی دلواری و مجاهدان خلیجفارس، یادآور این حقیقت زنده است که اراده جمعی ملت ایران در برابر هیچ زورگویی و تحریمی، تن به تسلیم نداده و مشعل استقلال این کهنبوم با خون این پاکبازان در طول اعصار روشن مانده است.ویرایش و تنظیم: حمید کرمی
پی نوشتها