هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

نسخه Pdf

منشور زیست طلبگی و سلوک اجتماعی

منشور زیست طلبگی و سلوک اجتماعی

نصایح و توصیه‌های اخلاقی، علمی و اجتماعی به طلاب فرازهایی منتشرنشده از جلد پنجم کتاب گران‌سنگ «جرعه‌ای از دریا»

  اشاره سلسله‌کتاب‌های ارزنده‌ «جرعه‌ای از دریا»، حاوی بیانات، خاطرات، نکات رجالی و رهنمودهای اخلاقی مرجع عالی‌قدر جهان تشیع، آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی (طاب ثراه)، همواره یکی از غنی‌ترین و ماندگارترین منابع معرفتی و تاریخی برای اهل علم و پژوهشگران حوزوی به‌شمار می‌رود. با عنایت الهی و با لطف و پیگیری حجت‌الاسلام والمسلمین رضا مختاری، بخشی از مطالب منتشرنشده و دست‌اول از جلد پنجم این اثر نفیس و گران‌سنگ ـ که در آستانه چاپ و نشر قرار دارد، به‌طور اختصاصی در اختیار هفته‌نامه «افق حوزه» قرار گرفته است. بخش حاضر که پیش از انتشار کتاب تقدیم طلاب و فضلای عزیز می‌شود، دربردارنده نصایح و هشدارهای راه‌گشای معظم‌له در حوزه‌های «زیست طلبگی»، «تقویت علمی و احیای سنّت مذاکره»، «حفظ تقوا و شأن روحانیت در مواجهه با جامعه و سیاست»، «پرهیز از هوای نفس» و «اهمیت گره‌گشایی از کار مردم» است؛ نکاتی که برآمده از دهه‌ها زیست اصیل علمی و تقوایی در حوزه‌های علمیه قم و نجف بوده و برای نسل امروز حوزویان چراغ راهی بی‌بدیل است. «افق حوزه» ضمن سپاسگزاری صمیمانه از حجت‌الاسلام والمسلمین رضا مختاری، متن کامل این رهنمودهای ارزشمند را تقدیم نگاه طلاب و پویندگان طریق فقاهت و اخلاق می‌نماید.

  توصیه‌هایی به طلاب
ادعا، هدف و حقیقت طلبه این است که طالب علم و دین است و چون تعلیمات انبیاء و پیغمبر و امامان(ع) را دنبال می‌کند، باید سعی کند، اسباب زینت و آبروی آنها باشد. در روایت است: «کونوا لنا زیناً ولا تکونوا علینا شیناً».1
طلبه باید خوب درس بخواند و تقوا داشته باشد تا اسباب آبروی امامان(ع) باشد و در میان مردم چنان موقعیتی داشته باشد که مردم بگویند: او نمونه‌ای از تربیت‌شدگان پیامبر و عترت(ع) است. اگر خدای‌ناکرده درستکار نباشد، مردم این را به حساب دین می‌گذارند. اگر خدای‌ناکرده انحراف پیدا کند، اهل دوزخ هم از وجود او معذّب می‌شوند. طلاب جوان سعی کنند، از جوانی‌شان نهایت استفاده را ببرند. ایام درس و بحث همیشگی نیست و انسان هم همیشه موفق به عمل صالح نخواهد بود؛ لذا سعی کنید از ایام جوانی نهایت بهره را ببرید و دوستان صالحی انتخاب کنید تا با آنها درس بخوانید و جوّ دوستی‌تان معنوی و بر اساس تقوا و علم باشد.
توجه داشته باشید بیست ـ سی‌سال بعد، مردم در مسائل دینی‌شان به شماها احتیاج خواهند داشت. حوزه علمیه قم در ابتدای تأسیس در اواخر زمان رضاخان چندصد طلبه داشت و همین چندصد نفر در مقابل فشارها ایستادگی و حوزه را حفظ کردند تا امروز حوزه به اینجا رسید. مردم به عالم متقی و فاضل احتیاج دارند.
اگر در زندگی طلبگی سختی‌ها و فشارهای مادی وجود دارد، علاوه بر پاداش‌های اخروی، در همین دنیا هم پس از مدتی این فشارها رفع می‌شود، مشروط به اینکه استقامت داشته باشید.
در زمان رضاخان عده‌ای در حوزه بودند که وقتی دیدند فشارهای رضاخان زیاد شد، از هدف خود دست برداشتند و از حوزه رفتند؛ ولی آن چندصد نفر مقاومت کردند و حوزه را به ثمر نشاندند. فشارهای مادی، خانوادگی و اجتماع را برای رسیدن به آن ثمرات و آثار اخروی تحمل کنید. سعی کنید هیچ‌گاه بی‌کار نباشید و درس بخوانید؛ ولی در اوقات تعطیل به‌جای درس، به مطالعه شرح حال بزرگان و قصص علماء بپردازید که هم تفریح و تفنّن است و هم آموزنده است و سبب می‌شود که به رمز موفقیت آنها پی ببرید و از روش آنها الگو بگیرید. (جمادی‌الآخره ۱۴۳۳)
این امنیت و امکاناتی که کشور ما دارد و نیروی جوانی را که شما دارید و ما از دست دادیم، قدر بدانید و به امور فرعی نپردازید. هرگاه از جلسات درسی معمولی فارغ شدید، در جلسات دیگر مسائل را با هم مذاکره کنید تا مطالب و بحث‌ها فهمیده شود و از یادتان نرود. اگر بحث‌ها پخته شد، می‌توانید نظایر آن را استخراج کنید و خود این موضوع، یکی از مقدمات اجتهاد است.
الآن مایه علمی طلاب خیلی کم شده است. آقایان باید سعی کنند، مایه‌های علمی سابق را زنده کنند. میراث علمی گذشته دارد از بین می‌رود و کسانی چون شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی(قد) دیگر پیدا نمی‌شوند و سطوح پایین، اجتهاد نامیده می‌شود.
قدر جوانی را بدانید و خیال نکنید همیشه همین‌طور جوان خواهید ماند. دوستانِ صالحِ درس‌خوان که از نظر استعداد به شما نزدیک باشند، انتخاب کنید و با آنها کار کنید. وقت و امنیت و جوانی و سلامت مزاج را قدر بدانید. و عمده هم این است که محیط‌تان را محیط سالم قرار بدهید. خیلی کم می‌شود که انسان بتواند بر محیط فائق بیاید و معمولاً محیط بر انسان غالب است. به ائمه معصومین(ع) توسل داشته باشید که آنها از خدا بخواهند مشکلات شما را حل کند و ان‌شاءالله آنها هم رد نمی‌کنند. (ربیع‌الآخر ۱۴۳۱ = بهار ۱۳۸۹ش)

  درباره ماه رمضان
آنچه از قرآن و روایات استفاده می‌شود، این است که این ماه، افضل ماه‌هاست. عبادت در این ماه برابر با چندین سال عبادت در ماه‌های دیگر است و چنان‌که نقل شده، قرائت هر آیه قرآن، ثواب ختم قرآن دارد.2 انسان تا می‌تواند در این ماه باید به عبادت بپردازد و وجودش را به نور عبادت روشن کند.
و یکی از کارهایی که همواره بر آن تأکید شده، کمک به فقراست. احسان به فقرا و مساکین نباید فراموش شود. ممکن است افرادی باشند که به‌علت فقر، نتوانند روزه بگیرند. کسانی که تمکّن مالی دارند، به این افراد کمک کنند. وظیفه دیگر، صله رحم است.
 سؤال: در برخی جاها به‌جای قرائت روزانه قرآن، یک آیه تفسیر می‌شود. گروهی معتقدند بهتر است این روش جایگزین قرائت قرآن شود. نظر شما در این باره چیست؟
پاسخ: آنچه در روایات تأکید شده، تلاوت و قرائت قرآن در این ماه است.
سؤال: برای جوانان متدیّن، برای گذراندن شب‌های ماه مبارک چه توصیه‌ای دارید؟
پاسخ: قرائت قرآن، مطالعه کتاب‌های شرعی و یادگیری احکام، انفاق و صله رحم.
سؤال: شما کدام‌یک از دعاهای واردشده را سفارش می‌کنید؟
پاسخ: دعای افتتاح و دعای ابوحمزه.
سؤال: افرادی هستند که به‌سبب بیماری در ماه مبارک رمضان، موفّق به روزه‌گرفتن نمی‌شوند و از طرفی در خود احساس شرمساری و خسران می‌کنند. برای این افراد چه پیشنهادی دارید؟
پاسخ: روزه‌گرفتن، وقتی عبادت است که برای قرب الهی و اطاعت دستورهای خداوند باشد. فردی مأمور به روزه است و فرد دیگر مأمور به روزه نیست. عبادت این فرد، روزه است و عبادت فرد دیگر، روزه‌نگرفتن. این‌گونه افراد سعی کنند با انفاق، احسان و اطعام فقرا به کسانی که به‌دلیل مشکلات مالی نمی‌توانند روزه بگیرند، کمک کنند.

  دهه‌های پیاپی عزاداری
افراط در عزاداری‌ها به تفریط می‌انجامد. جامعه عرفاً نمی‌تواند به این همه عزاداری پیاپی اهتمام داشته باشد و سرانجام به انکار مجموع عزاداری روی می‌آورد. همین‌طور پشت سر هم دهه عزاداری برگزارکردن، در جامعه قابل پذیرش نیست و به‌مرور زمان، زمینه انکار مجموعه عزاداری‌ها به وجود می‌آید و اهتمام به عزاداری دهه محرم کم‌رنگ می‌شود.

  پیشنهادی برای اوقات فراغت
انسان دائم نمی‌تواند به مسائل علمی بپردازد؛ چون خسته می‌شود و نمی‌تواند فعالیت علمی خود را ادامه دهد؛ از این‌رو نیاز به تفریح هم دارد. یکی از تفریح‌های مفید که هم تفریح است و هم به درد علم و معنویت می‌خورد، خواندن شرح حال علماست. آگاهی از علمایی که از نظر علمی، اخلاقی و عملی موفقیت پیدا کردند، هم تفنّن است و خستگی را رفع می‌کند و هم معلوماتی یاد می‌گیریم که در تزکیه نفس و جهات اخلاقی دخالت دارد.
کتاب‌هایی مثل کتاب‌های مرحوم شیخ عباس قمی(رض) و کتاب‌هایی را که درباره حالات علما و مسائل اخلاقی برگرفته از قرآن و سنت حضرات معصومین(ع) نوشته‌اند، مطالعه کنید.

  روش زنده‌شدن روح اجتهاد
بر اثر مباحثه و مذاکره با همدیگر است که مطلب علمی پخته می‌شود. در مذاکره علمی، همان درسی را که خواندید، تکرار و مطلب را خوب هضم کنید و پس از آن، مشابه آن مسائل را با هم طرح کنید و اگر مشابه را هم حل کردید، پس از یکی ـ دو مرتبه حل مشابهات، روح اجتهاد در انسان زنده می‌شود. اگر درسی خواندید، خوب تکرار کنید و خوب بفهمید.

  راه تقویت اراده
 سؤال: چه کنیم در برابر جاذبه‌های گناه، مقاومت کنیم و گناه نکنیم؟
پاسخ: باید اراده را تقویت کرد. آقای حاج شیخ بهاءالدین هیدجی، از علمای زنجان که من مدتی نزد وی درس خوانده بودم، این مطلب را نقل می‌کرد. ایشان ابتدا ساکن ده بود و بعد ساکن شهر شد. می‌گفت: در قدیم در سراسر ایران تعداد انگشت‌شماری نظامی بودند که در مناطق تحت اختیارشان مثل سلطان حکومت می‌کردند. یک وقت در مجلسی که یکی از نظامی‌های دوره قدیم هم حضور داشت، شخصی پرسید: اگر دختر زیبایی در مکانی حاضر باشد و هیچ مانعی هم نباشد، یک جوان چگونه می‌تواند خودش را حفظ کند؟ امکان ندارد و از اختیار خارج است. حضّار هم تصدیق کردند. وقتی دیدم این حرف در حاضران تأثیر کرد و کسی هم اعتراض نکرد، خطاب به همان شخص گفتم: اگر دختر زیبایی در یک جایی بود و هیچ مانعی هم از خارج نبود، ولی آن حاکم نظامی از بالای سقف شما را تماشا می‌کرد، آیا تو به دختر دست دراز می‌کردی؟ آن زمان در روستاها در بعضی خانه‌ها، سقف خانه سوراخ و منفذ داشت. آن شخص که نمی‌توانست در مقابل نظامی بگوید: بله، به‌ناچار گفت: نه. گفتم: تو قدرت ایام جوانیت را دو برابر و قدرت خداوند را نیز به‌قدر آن حاکم نظامی فرض کن. اگر انسان بفهمد که خداوند ناظر اعمال است و اشتباه هم در او نیست و قدرت هم دارد، در این‌صورت آیا ممکن است سراغ گناه برود؟ هیچ وقت سراغ گناه نمی‌رود. ترک گناه نیاز به توجه دارد. اگر انسان عذاب الهی را در پیش چشم خود مجسم سازد، خداوند را ناظر بر اعمال خود ببیند، مرگ را که سراغ همه می‌آید، در پیش چشم خود مجسم کند و به این توجه مداومت داشته باشد، کم‌کم معصیت را ترک خواهد کرد. (۱۰ فروردین ۱۳۸۳ش)

  لزوم مذاکره علمی
یکی از ایرادهایی که آقایان نجف به قمی‌ها می‌گرفتند، کم‌رونقی جلسات مذاکره علمی بود؛ البته من اطلاع دقیقی از وضع کنونی حوزه نجف‌اشرف ندارم؛ اما وقتی جوان بودم، در جلسات نجف‌اشرف، مذاکره علمی رونق داشت.

  لزوم ترمیم وجهه روحانیت
آسیب‌ندیدن «وجهه روحانیت» برای دوام برنامه‌های دینی ضروری است و طلبه‌ها باید با رفتار صحیح خود با مردم به ترمیم چهره این قشر کمک کنند. نباید طلبه با مردم فاصله داشته باشد. گاهی خواسته ما با خواسته مردم متفاوت است. ما باید در کنار مردم قرار بگیریم؛ زیرا با همین مردم می‌خواهیم دین خدا را اجرا کنیم. (۱۷ آبان ۱۳۹۶ش)

  فقه اجتماعی
اگر فقه در امور اجتماعی چندان پیشرفت نکرده است، نه به‌علّت ناکارآمدی فقه است؛ بلکه به این دلیل است که ما راجع به آن مسائل کار نکرده‌ایم؛ زیرا موقعیت آن پیش نیامده بود و الآن می‌توان با استناد به قرآن و سیره نبی اکرم و ائمه هدی(ع) به این موضوعات پرداخت. (۱۷ آبان ۱۳۹۶ش)

  پرهیز از هوای نفس
گاهی علاقه انسان پرده و حائلی است که مانع دیدن واقع می‌شود. اینکه معروف است که علامه حلّی(ره) برای فتوادادن، چاه خانه خود را پر کرد، برای همین بود که هوای نفسش در فتوایش تأثیر نگذارد. اگر انسان به چیزی تمایلی داشته باشد یا موضوعی او را به حرج انداخته باشد، ناخودآگاه به دنبال دلیلی برای آسایش و میلش خواهد بود و چنین کسی نمی‌تواند به آن واقع صحیح برسد. «حبّ الدنیا یعمی و یصم».3
در مباحثات، انسان طبعاً علاقه دارد، آن نظری را که خودش مطرح می‌کند، مطابق واقع باشد و اگر خلافش ثابت شود، ناراحت می‌شود. این موضوع، طبیعی بشر است. حال اگر حبّ به مال یا جاه یا نساء در انسان غالب شد، منشأ می‌شود که ادلّه مخالف محبوبش را نبیند و تنها ادلّه موافق را ببیند. مثلاً در تعارض منافع، منفعت خود را ترجیح می‌دهد یا خود را برای اسلام نافع می‌بیند و نظرش را به‌شکلی تغییر می‌دهد که منفعت خودش تأمین شود.
در مسجد مرحوم آقای حاج سیدمهدی روحانی بودم که شخصی منبر رفت و شعری عربی را غلط خواند. ظاهراً درباره قضیه حضرت زینب(س) و بوسیدن رگ‌های گردن امام حسین(ع) بود که «تلثم نحره» را «تلثم نحرها» خواند. وقتی از منبر پایین آمد، شاعر عربی که در انشاء ماده تاریخ هم تبحّر داشت، به او گفت: «نحره» صحیح است و ضمیر به امام حسین(ع) رجوع می‌کند. هرچه تلاش کرد که او را متوجه اشتباهش کند، منبری زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت: از باب ضرورت شعری جایز است. با اینکه آن کسی که اشتباهش را تذکّر داده بود، شاعر عرب بود و با تغییر ضمیر هم هیچ تغییری در شعر رخ نمی‌داد، مع‌الأسف بر نظر اشتباه خود پافشاری می‌کرد.
درباره همین مسئله هوای نفس و پیروی از تمایلات آن، قضیه‌ای را به‌خاطر دارم: دو عالم محترم که نمی‌خواهم از آنها نام ببرم، یکی از آنها معنون‌تر و مقدّم بود؛ ولی چون مبادی آداب بود و دیگری چند سالی اسنّ بود، به او احترام می‌گذاشت و او را بر خود مقدّم می‌داشت. آن عالم دوم هم این تقدّم را اصل مسلّم فرض کرده بود که نباید هیچ‌جا استثنا بخورد. روزی آقایی وفات کرد که ارتباطش با اوّلی بیشتر بود؛ لذا اوّلی، مجلس فاتحه‌ای برگزار کرد. قاعده این بود که هر دو مجلس فاتحه برگزار کنند؛ ولی چون اوّلی پیش‌قدم شده بود، دومی گفت: برای من فاتحه‌گرفتن، هتک و خلاف شرع است. چون زودتر فاتحه برگزار نکرده بود! با اینکه او آدم مقدّسی بود، هوای نفس سبب شده بود، خود را موجودی علی‌حده و تافته‌ای جدابافته و تالی‌تلو معصوم ببیند و تقدّم دیگری بر خود را تقدّم مأموم بر امام معصوم تلقی می‌کرد. (13/۱۲/۱۳۷۸ش)

  خطاب به مسئولان کشور
تمایلات شخصی انسان‌ها در عمل آنان تأثیر می‌گذارد. یکی از این تمایلات، التفات به شخصی است که انسان مدت‌ها با او رفیق بوده و از سوی دیگر کسانی هم که با هم مدت‌ها رفیق‌اند، از یکدیگر توقعاتی دارند.
شما مسئولان هم رفقای زیادی دارید که از شما بسیار توقع دارند. در این مواقع انسان گاهی برای جلب رضایت رفیقش به او پستی واگذار می‌کند که اگر در مورد همین شخص خالی‌الذهن بود، این سِمت را به او نمی‌داد. در چنین مواقعی انسان باید خود را خالی‌الذهن فرض کند و بر اساس آنچه مصالح مردم و کشور است، تصمیم بگیرد؛ البته این‌گونه عمل‌کردن بسیار مشکل است و به‌همین جهت نزد خداوند نیز پاداش بسیاری دارد.
می‌خواستند به میرسید عبدالباقی، پسر سیدحسن مدرّس، پست و مقام بدهند؛ اما مدرّس با این کار موافقت نکرد. میرزا علی‌آقای شیرازی، پسر میرزای شیرازی، مرجع تقلید و در نجف بود. یکی از عشّاق او که خود از عالمان و ادیبان تراز اول نجف بود،4 خانه نداشت. خواستند برای او منزلی بخرند؛ اما میرزا علی‌آقا که درباره سهم امام(ع) خیلی سخت‌گیر بود، اجازه نداد از وجوهی که در اختیار اوست، برای آن عالم منزل بخرند؛ درحالی‌که او فرد لایقی بود و به‌ویژه ارادت خاصی به بیت میرزا داشت، برای رفع این مشکل به علمای دیگر مراجعه کردند و آنها اجازه دادند. قطعاً در چنین مواردی اشخاص گله‌مند می‌شوند؛ ولی ایشان بالعکس ارادتش به میرزا علی‌آقای شیرازی بیشتر شد و از اینکه آمیرزا علی‌آقا در جایی که پای دین در میان است، رفاقت، سرش نمی‌شود و هیچ چیز را مهم‌تر از دین نمی‌داند، خوشحال بود.
در مسئله «نزح ماء البئر» نظر علّامه حلّی(ره) با سایر فقها متفاوت بود؛ لذا معروف است که ایشان برای اینکه مطمئن شود، تمایلات شخصی در فتوایش تأثیر ندارد، چاه آبی را که در خانه داشت، پر کرد و مجدداً به بررسی و استنباط این حکم پرداخت. رسیدن به این درجه، محتاج به مبارزه بسیار با نفس است. این مشکل را همه دارند. ما هم داریم؛ اما انسان باید تلاش کند، به درجه‌ای برسد که در این مواقع بتواند در قبال افراد به‌صورت خالی‌الذهن تصمیم بگیرد.

  ثواب رفع گرفتاری مردم
از رسول‌خدا(ص) نقل شده است: امور بر سه قسم است: دسته‌ای که خوبی و هدایتش بیّن و روشن است. قسم دیگر اموری که بدی و ضلالتش روشن و واضح است. قسم سومی هم هست که مشتبه است.5 یکی از امور بیّن‌الرشد و بیّن‌الهدایه، رسیدگی به خلق‌الله و مردم است؛ چون خداوند مخلوقات خودش را دوست دارد و یکی از امور مطلوب خدا، رسیدگی به آنهاست. با این استدلال، رسیدگی به خلق‌الله از آن جهت که مخلوق خدا هستند، کار خوبی است، تا چه رسد به اینکه رسیدگی به ضعفای مردم مسلمان باشد.6
کسانی که متصدّی امور خیر و کمک به ضعفای خلق هستند، از این نظر امتیاز دارند و نعمتی است که باید اهل خیر، شاکر خدا باشند که به دست آنها، این خیر انجام می‌شود. دیگران نیز باید از این اقدامات با زبان قال و حال تشکر کنند.
یکی از برکات مراکز خیریه و به‌طور کلی کارهای خیر این است که گاهی این اقدامات خیر، الگویی برای کارهای خیر و سبب ترغیب افراد دیگر به انجام‌دادن خیر می‌شوند. قهراً این امر سبب می‌شود که ثواب تمام اعمال خیر بعدی برای بانیان اولیه آن نیز ثبت شود و اگر با صد واسطه نیز عمل خیری واقع شود، بنیان‌گذار خیر، شریک در ثواب آن خواهد بود.7
در میان اعمال خیری که سبب قرب الهی می‌شود، حلّ مشکلات مردم و خدمت به گرفتاران جزو امور درجه اول است. درجه اول بودن آن، در روایات تصریح شده و کسانی که در مسیر سلوک و معنویات هستند، این مطلب را تصدیق می‌کنند. پاداش معنوی رفع گرفتاری بندگان خدا بسیار است؛ علی‌الخصوص اگر رفع گرفتاری از شیعه باشد که این کار از اقرب قربات است. نقل شده است که گاهی حضرت سجاد(ع) قربانی می‌کردند و دستور می‌دادند، گوشت بین همه همسایه‌ها از جمله حروریّه که گروهی از خوارج بودند، تقسیم شود.8 (24/۱/۱۳۸۴ش)

  عقوبت بی‌توجهی به حقوق حیوانات
آقای فاضل (از منبری‌های معروف تبریز) می‌گفت: من در تبریز (ظاهراً) منبر می‌رفتم و ایام محرم بود و پول زیادی هم داشتم. به من گفتند: در خوی (ظاهراً) حمّالی هست که هر چیزی به او بدهند، می‌خورد و سیر نمی‌شود. من هم برای اینکه او را امتحان کنم، چندین خربزه خریدم و به او دادم و او همه خربزه‌ها را خورد و سپس گفت: «ای آقا، زیاد خرج نکن، من سیر بشو نیستم!» گفتم: چطور چنین شدی؟ گفت: «من نفرین‌شده سگی هستم. زمانی من غذا می‌خوردم و سگی به لقمه‌های من نگاه می‌کرد و من هیچ اعتنایی نمی‌کردم تا اینکه غذا تمام شد و خرده‌های باقیمانده غذا را هم خوردم و آن سگ همچنان نگاه کرد. وقتی سگ دید که همه غذا تمام شد، زوزه‌ای کشید و رفت. بعد از این قضیه من دیگر سیر نمی‌شوم.» (16/۳/۱۳۷۶ش)

  توصیه به ازدواج
 سؤال: طلبه مبتدی هستم و قصد ازدواج دارم؛ ولی اساتید ما می‌گویند: فعلاً درس بخوانید و دیرتر ازدواج کنید!
پاسخ: این حرف‌ها هیچ درست نیست! حتماً ازدواج کنید. جوان باید ازدواج کند. یاد گناه یا فکر گناه مانع پیشرفت می‌شود. منتهی باید سعی کنید، آن چیزهایی را که شرع برای ازدواج در نظر گرفته، ملاک قرار دهید. گاهی بعضی‌ها خیز می‌گیرند و همسری انتخاب می‌کنند که اندکی پُز ظاهری دارد؛ ولی محتوای مثبتی ندارد. آنها چهار روز خوش‌اند؛ ولی بعد از آن هر روز دعوا دارند. کسی را به همسری انتخاب کنید که اهل زندگی، نجیب، متدیّن و قیافه‌اش هم متناسب باشد. ملاک باید این جهات باشد. (محرم ۱۴۳۰)
..............................................
  پی نوشت‌
1. أمالی، شیخ صدوق، ص۴۰۰، مجلس ۶۲، ح۱۷.
2. ر.ک: بحارالانوار، ج۹۳، ص۳۵۷: «ومن تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل أجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور».
3. الکافی، ج۲، ص۱۳۶، باب ذم الدنیا والزهد فیها، ح۲۳.
4. اشاره به علامه میرزا محمدعلی غروی اردوبادی است.
5. این مطلب از پیامبر(ص) در کتب حدیثی چندی نقل شده است؛ از جمله در خصال ص۵۳ آمده است: قال رسول‌الله(ص) فی حدیث طویل: «الامور ثلاثة: امر تبیّن لک رشده فاتّبعه وامر تبیّن لک غیّه فاجتنبه وامر اختلف فیه فردّه إلی الله» و روایت کامل آن در أمالی صدوق، مجلس ۵۰، ح۱۱ و معانی‌الأخبار، ص۱۹۶، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۰، ح۵۸۵۸. در مصادر بسیاری نیز از پیامبر(ص) نقل شده است: «حلال بیّن وحرام بیّن وشبهات بین ذلک...» الحدیث، ر.ک: مسند أحمد، ج۳۰، ص۲۸۹ و حاشیه آن؛ کافی، ج۱، ص۶۷، باب اختلاف الحدیث. (م.ج. شبیری)
6. ر.ک: الکافی، ج۳، ص۵۰۲، باب السعی فی حاجةالمؤمن؛ ص۵۰۸، باب تفریج کرب‌المؤمن.
7. از پیامبر(ص) روایت شده است: «من سنّ سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها (إلی یوم القيامة) من غیر أن ینقص من أجورهم شیء» (کافی، ج۵، ص۹، باب وجوه الجهاد و نیز ر.ک: محاسن، ج۱، ص۲۷؛ خصال، ص۲۴۰ و نظیر آن در مصادر بسیار از عامه از جمله مسند احمدبن حنبل، ج۱۶، ص۳۲۶؛ ج۳۱، ص۵۱۹ و ۵۳۶ و ۵۳۸). شبیه این‌گونه ثواب برای تعلیم خیر در روایات وارد شده است. ر.ک: کافی، ج۱، ص۳۵، ح۲، باب ثواب العالم والمتعلّم. (م.ج. شبیری)
8. تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۸۴، ح۱۷۲۱: «... عن هارون‌بن خارجة عن أبی‌عبدالله(ع): إنّ علی‌بن الحسین(ع) کان یطعم من ذبیحته الحروریة، قلت: وهو یعلم أنّهم حروریّة؟ قال: نعم». مولی محمدتقی مجلسی در روضة المتقین، ج۵، ص۱۶۱ درباره این حدیث آورده است: «یمکن حمله علی التقیة أو لبیان الجواز أو لتألیف قلوبهم»؛ مرحوم فیض کاشانی، ج۱۴، ص۱۱۶۳ آورده است: «الحروریة طائفة من الخوارج ولعلّه(ع) إنّما کان یطعمهم لتألیف قلوبهم فلا ینافی الحدیث الآتی» و نیز ر.ک: ملاذ الأخیار، ج۸، ص۵۶۱. (م.ج. شبیری)

 

ارسال دیدگاه