مهمان ماه - شماره 731
اهمیت کتاب و کتابخوانی
جنگ روایتها و قلمها را جدی بگیرید
هفتهنامه افق حوزه، در پنجمین نشست از سلسله جلسات علمی و فرهنگی «مهمان ماه»، در نشستی با استاد فرهیخته، نویسنده و پژوهشگر حوزوی؛ حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد محدثی با موضوع «اهمیت کتاب و کتابخوانی، الگوها و شیوهها» به گفتوگو پرداخته است که استاد در این نشست ضمن اشاره به جایگاه قلم، کتاب و کتابخوانی در روایات اهلبیت(ع) و سیره علما، بر لزوم توجه حوزههای علمیه به اهمیت کتاب و کتابخوانی، نویسندگی و پرورش متخصص در این زمینه تأکید کرد که متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید.




مقدمهحجتالاسلام والمسلمین جواد محدثی در سال ١٣٣٢ ش در شهرستان سراب به دنیا آمد. پدر و پدر بزرگش روحانی بودند و در مکتب مرحوم میرزاجلیل واعظ سرابی به درس و تدریس پرداخت. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در قم گذراند و از سال ١٣٣٤ ه. ش وارد حوزه علمیه شد و در مدرسه علیمه منتظریه معروف به حقانی به تحصیل پرداخت.
سابقه کار قلمی من البته مربوط به دوران طلبگی در مدرسه حقانی پیش از انقلاب میشود. شاید حدود سالهای 55-54 بود که غیر از کلاس آیین نگارش که در آنجا داشتیم و اساتیدی موضوع میگفتند و ما درباره آن انشاء مینوشتیم، شهید قدوسی(ره) از ما خواستند که من کلاس انشای سالهای اولیه مدرسه؛ یعنی سال اول، دوم و سوم را برگزار کنم. هرچه خواستم زیر بار نروم، به این بهانه که من تا حالا معلمی نکردهام و بلد نیستم، ایشان اصرار کردند که میتوانید و این کار را به گردن ما گذاشتند و ما 2 سال عهدهدار تدریس همین موضوع در مدرسه حقانی بودیم. سال 54 و 55، سه کلاس اول، دوم و سوم را داشتم. این کار ایجاب میکرد که من هم، مطالعات ادبی خود را افزایش داده و متنوع کنم و هم خودم بنویسم. این یک توفیق اجباری بود برای اینکه من پیوسته روی نوشتن کار کنم. بعد از آن هم در همان سالهای قبل از انقلاب، یک زمینهای پیش آمد که در مدارس مختلف طلبگی در همین قم، مدرسه رسالت، رسول اکرم(ص)، مدرسه امام صادق(ع) در نیروگاه و امثال اینها، این موضوع را به گردن ما گذاشتند و این طبعاً ما را با کار قلم، نوشتن و ادبیات بیشتر درگیر کرد.
قید طلبههای جوان شاید ضرورتی نداشته باشد. این مسئله به هر کسی و هر طلبه در هر سن و موقعیتی که باشد، ارتباط پیدا میکند. مسئله مطالعه کتاب چیزی است که ما را به دنیای افکار، اندیشهها و فرهنگهای مختلف وارد میکند. اگر بخواهیم بهروز باشیم و در جامعه و دنیای خودمان ایفای نقش کنیم و از نظر فکری و فرهنگی وجود مؤثری باشیم، حتماً لازمهاش این است که با فضای کتاب و مطالعه انس شدید داشته و آدم پرمطالعهای باشیم؛ چون محصول دانشهای بشری و افکار و اندیشههای اشخاص در نوشتههای آنها انعکاس پیدا میکند و در واقع ورود ما به یک کتابخانه مثل ورود به یک مجمع بسیار عظیمی از اندیشمندان و بزرگان فکر و اندیشه است که همه در یک جا جمع هستند و محصول فکری و علمی خودشان را هم رایگان و بیمضایقه در اختیار ما میگذارند و نباید خودمان را از این موهبت محروم کنیم.بهلحاظ اینکه طلبه در راستای فرهنگ دینی نقش تبلیغی دارد، اگر بخواهد در این عرصه وجود مؤثری داشته باشد، میتواند اندیشههای دینی را به مخاطبان از طریق قلم و نوشته و رسانه منتقل کند. اگر بخواهد به شبهات که روزافزون هم هست، پاسخ دهد، اگر بخواهد تعامل خوبی با نسل امروز و نسل جوان داشته باشد، طبعاً باید در فضای فکری و فرهنگی که از طریق کتاب مطرح میشود، حضور فعال و روشنی داشته باشد تا بتواند ایفای نقش کند. ابزار کار فکری و تبلیغی ما طلبهها عمدتاً گفتن و یا نوشتن است. البته الآن عرصههای جدیدتری هم پیش آمده است؛ ولی طلبه معمولاً یا با سخنرانی، تدریس، جلسات و حرف زدن، پیام خود را میرساند و یا از طریق نوشتن. در حوزه نوشتن مسئله کتاب، مطبوعات و مجلات شاخصتر است؛ چون مردم اغلب به همینها مراجعه میکنند.
در بحث مطالعه محورهای مختلفی را میتوان مورد توجه قرار داد که اولین محور، اولویتسنجی یا اولویتبندی در مطالعات است. این اولویتبندی را در دو شاخه میتوان مطرح کرد؛ یکی اولویتبندی در موضوعاتی که میخواهیم مطالعه کنیم و یکی اولویتبندی در کتابهایی که در هر موضوعی میخواهیم مطالعه کنیم. معمولاً افراد وقتی با اساتید و صاحبنظران رشتههای مختلف جلسه و گفتوگویی دارند، یک حالت روانی خاصی به آنان دست میدهد. فرض کنید، وقتی با یک استاد که اهل فلسفه و کلام است مینشینند، آنها از این مقوله و اهمیت آن و جایگاه آن و وسعت مباحث آن حرف میزنند و فکر میکنند لازم است، تمام کارهای خود را تعطیل کنند و به مطالعات فلسفی، کلامی و اعتقادی بپردازند. یا وقتی با یک استاد اخلاق و منابع و مباحث اخلاقی روبهرو میشوند، فکر میکنند که مهمترین مسئله همین است و باید شبانهروز روی اخلاق کار کنند. اگر با یک استاد ادیب، شاعر و نویسنده مواجه میشوند، بحث از کتابها، منابع ادبی، دیوانها، اشعار، سبکهای ادبی مختلف قدیم و جدید که دنیای وسیعی است، پیش میآید و آنان فکر میکنند که فقط باید بنشینند و دیوان شعر، رمان و قصه بخوانند و یا وقتی بحثهای سیاسی مطرح میشود، فکر میکند که باید وقت را بیشتر در این مقوله بگذراند.البته اینکه بخواهیم به هر موضوعی بپردازیم، اهمیت آن روشن است و رغبت اینکه انسان در این وادی هم کار کند، در ذهن انسان ایجاد میشود؛ اما ما که به همه اینها نمیرسیم؛ پس طبعاً باید یک نحو اولویتشناسی کنیم تا بفهمیم، از مجموعه موضوعات مختلفی که درباره آنها کتاب وجود دارد، به کدامیک بپردازیم؟ طبعاً باید ببینیم علاقه، ظرفیت، نیاز و اولویتی که تشخیص میدهیم، چیست؟ طلبه احساس میکند که عقاید باید بداند، درسهای حوزوی فقه و اصول را باید بخواند، تاریخ اسلام را بداند، مسائل اخلاقی - تربیتی را بداند، مسائل سیاسی و کتابهای سیاسی را هم بخواند، از ادبیات هم باید سررشته داشته باشد، از فضای مجازی و کامپیوتر و این عالم هم اطلاعات داشته باشد، رسانهشناس هم باشد و... خب به کدامیک از اینها برسد؟ طبعاً باید انتخاب کند و ببیند آنهایی که اولویتدار هستند و با کار طلبگی او ارتباط بیشتری پیدا میکنند، چیست؟