حکم فقیه شیعه به درخواست پلیس مکه
مرحوم شیخالفقها که همواره بر اخلاق نیکو و مدارا با مردم تأکید داشتند. نقل میفرمودند:
در سفری به مکه مکرمه، محل اسکان ما تا مسجدالحرام قدری فاصله داشت. در میانه مسیر، ساختمان ادارهکل شرطه قرار گرفته بود و مأموران آنجا گاهی بیرون میآمدند، بر روی نیمکتهایی مینشستند و با برخی از رؤسای خود گفتوگو میکردند.
من که همیشه با لباس روحانیت در همان مسیر رفتوآمد داشتم، هر روز هنگام عبور، به آنان سلام میکردم. روزی که طبق معمول سلام کردم، مسئول آنها برخاست و پاسخ داد و تعارف کرد که کنارشان بنشینم. بالأخره ما نشستیم. از او پرسیدم: «اهل کجا هستید؟» گفت: «اهل نجرانم.» در این هنگام، ماجرای مباهله پیامبر اکرم(ص) با نصارای نجران را برایش بازگو کردم. برایش بسیار جالب بود؛ با آنکه وهابی بود، این سخن در نفسش اثر گذاشت.
روزی دیگر همان مأموران نزد من آمدند و گفتند: «مأمورکل شما را احضار کرده است.» هنگامی که رفتم، دیدم دو نفر را نیز آوردهاند: یکی ایرانی و دیگری از اهل مکه که در معاملهای میانشان اختلافی پیش آمده بود. ایشان را نزد رئیس شرطه برده بودند و او دستور داده بود که هر دو را نزد من بیاورند و گفته بود:
«هر حکمی که ایشان صادر کنند، همان اجرا خواهد شد.»
برچسب ها :
ارسال دیدگاه




