هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

همه فرزندان ایران  بزرگداشت شهدای دی‌ماه در آیینه تحلیل

همه فرزندان ایران  بزرگداشت شهدای دی‌ماه در آیینه تحلیل

به‌مناسبت چهلم ۲۴۲۷ شهید اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴

علیرضا مکتب‌دار

  امنیت؛ زیربنای توسعه، ثبات اجتماعی و حیات ملی
در ادبیات علوم سیاسی و مطالعات راهبردی، امنیت صرفاً به‌معنای فقدان تهدید نظامی یا انتظامی نیست؛ بلکه مفهومی چندبعدی است که امکان تداوم حیات اجتماعی، فعالیت اقتصادی، مشارکت سیاسی و شکوفایی فرهنگی را فراهم می‌کند. هیچ جامعه‌ای بدون برخورداری حداقلی از امنیت پایدار، قادر به برنامه‌ریزی بلندمدت، جذب سرمایه، حفظ سرمایه انسانی و مدیریت تعارض‌های اجتماعی نخواهد بود.
در ایران امروز، مفهوم امنیت پیوندی ناگسستنی با تجربه تاریخی کشور دارد. سرزمینی که بارها طعم تجاوز خارجی، تجزیه‌طلبی و مداخله بیگانگان را چشیده، به‌خوبی می‌داند که فروپاشی امنیت، تنها به تضعیف دولت محدود نمی‌شود؛ بلکه به فرسایش اعتماد اجتماعی، تعمیق شکاف‌های هویتی و گسست پیوندهای ملی می‌انجامد. از این منظر، مدافعان امنیت ــ فارغ از نهاد، لباس یا عنوان ــ نقشی فراتر از یک مأموریت سازمانی ایفا می‌کنند؛ آنان حافظ چارچوبی هستند که در درون آن، امکان طرح مطالبات، اصلاحات و حتی اعتراضات مدنی فراهم می‌شود.

 ایران و موقعیت ژئوپولتیک پرچالش آن
جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپولتیک جهان قرار دارد؛ چهارراهی که خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و آسیای جنوبی را به یکدیگر پیوند می‌دهد و هم‌زمان بر مسیرهای حیاتی انرژی، تجارت و ارتباطات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اثرگذار است. این موقعیت ژئوپولتیک، در عین حال که ظرفیت تبدیل ایران به بازیگری کلیدی در معادلات منطقه‌ای را فراهم می‌کند، آن را در معرض فشارها و تهدیدهای مستمر نیز قرار داده است.
تجربه دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که هرگاه ایران کوشیده است، نقش مستقل‌تر و فعال‌تری در منطقه ایفا کند، هم‌زمان با افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی مواجه شده است. در چنین بستری، ناامنی داخلی دیگر یک پدیده صرفاً اجتماعی تلقی نمی‌شود؛ بلکه متغیری راهبردی در محاسبات ژئوپولتیک دشمنان به‌شمار می‌رود. بی‌ثباتی در ایران، به‌طور مستقیم بر موازنه قدرت منطقه‌ای اثر می‌گذارد؛ از این‌رو، همواره مورد توجه و سرمایه‌گذاری بازیگران متخاصم بوده است.

  چرایی دشمنیها؛ استقلالطلبی و نقش منطقهای ایران
دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان صرفاً به اختلافات مقطعی یا ایدئولوژیک فروکاست. ریشه‌های این تقابل، بیش از هر چیز در تعارض منافع راهبردی نهفته است. ایرانِ مستقل، با سیاست خارجی غیرهمسو با بلوک‌های مسلط جهانی و با تلاش برای حفظ و گسترش عمق راهبردی خود در منطقه، الگویی متفاوت از نظم مطلوب قدرت‌های مسلط ارائه می‌دهد.
این استقلال‌طلبی، همراه با توسعه توانمندی‌های بومی در حوزه‌های مختلف، موجب شده است که ایران به بازیگری تأثیرگذار، مستقل و در بسیاری موارد غیرقابل مهار در معادلات منطقه‌ای بدل شود. در چنین شرایطی، تضعیف از درون، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال مؤثرترین راهبرد برای مقابله با این نقش تلقی می‌شود؛ راهبردی که به‌جای رویارویی مستقیم، بر فرسایش تدریجی توان ملی، سرمایه اجتماعی و انسجام درونی تمرکز دارد.

  دسیسهها و راهبردهای آشکار و پنهان دشمنان
راهبردهای دشمنان ایران در سال‌های اخیر، ترکیبی از فشارهای چندلایه بوده است: تحریم‌های اقتصادی برای تضعیف معیشت مردم، جنگ روانی و رسانه‌ای برای ایجاد یأس و بی‌اعتمادی و حمایت از پروژه‌های هویتی و تجزیه‌طلبانه برای گسستن پیوندهای ملی. در این چارچوب، سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ملی، هدفی کلیدی محسوب می‌شود.
تضعیف اعتماد عمومی به نهادها، تشدید شکاف‌های اجتماعی و قومیتی و بازنمایی اغراق‌آمیز ناکارآمدی‌ها، همگی در راستای این هدف دنبال می‌شوند. اغتشاشات و ناامنی‌های داخلی، بستری مناسب برای عملیاتی‌سازی این راهبردها فراهم می‌آورد؛ بستری که در آن، مرز میان اعتراض مشروع و خشونت سازمان‌یافته، به‌صورت عامدانه مخدوش می‌شود.

  اغتشاشات داخلی؛ ابزار تحقق اهداف بیرونی
اغتشاش، به‌مثابه پدیده‌ای سازمان‌یافته و خشونت‌محور، تفاوتی ماهوی با اعتراض اجتماعی دارد. در اغتشاش، هدف نه اصلاح، نه مطالبه‌گری و نه بهبود شرایط، بلکه ایجاد اختلال، تخریب و درنهایت بی‌ثبات‌سازی است. تجربه تلخ حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که چگونه مطالبات واقعی و انکارناپذیر بخشی از جامعه می‌تواند به ابزاری برای پیشبرد سناریوهای خطرناک‌تر بدل شود.
دامن‌زدن به ناامنی از طریق تحریک احساسات، انتشار اخبار جعلی، بزرگ‌نمایی خشونت‌ها و بهره‌گیری از شبکه‌های پیچیده رسانه‌ای، از مؤلفه‌های اصلی این راهبرد است. در چنین فضایی، جان انسان‌ها ــ چه نیروهای حافظ امنیت و چه شهروندان عادی ــ به‌سادگی قربانی می‌شود؛ قربانیانی که هر یک، نماینده بخشی از پیکره واحد ملت ایران‌اند.

  اعتراض مشروع و اغتشاش؛ تفکیکی ضروری و اخلاقی
یکی از مهم‌ترین وظایف تحلیل‌گر مسئول، تفکیک دقیق و صریح میان «اعتراض اجتماعی مشروع» و «اغتشاش خشونت‌بار» است. مطالبات معیشتی، اقتصادی و اجتماعی مردم، واقعیت‌هایی انکارناپذیرند که ریشه در ساختارهای پیچیده داخلی و فشارهای خارجی دارند. همدلی با این مطالبات، نه‌تنها تهدیدی برای امنیت محسوب نمی‌شود؛ بلکه شرط لازم برای تقویت و پایداری آن است.
در مقابل، خشونت سازمان‌یافته، تخریب اموال عمومی و خصوصی و هدف قراردادن جان انسان‌ها، هیچ نسبتی با اعتراض مدنی ندارد و به‌صراحت محکوم است. خلط این دو مقوله، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان به‌دنبال آن هستند: ایجاد دوگانه‌های کاذب و قراردادن مردم در برابر یکدیگر. حفظ این تفکیک، هم به‌معنای دفاع از حقوق مردم است و هم دفاع از کیان ملی.

  حرمت مشترک شهدا؛ مدافعان امنیت و شهروندان عادی
در حوادث دی‌ماه، ۲۴۲۷ نفر از فرزندان ایران جان خود را از دست دادند؛ برخی در قامت مدافعان امنیت و برخی به‌عنوان شهروندان عادی که در میانه آشوب‌ها قربانی شدند. نگاه ملی، انسانی و اخلاقی اقتضا می‌کند که حرمت و کرامت همه این جان‌باختگان، بدون تبعیض و دوگانه‌سازی، به‌رسمیت شناخته شود.
شهادت، در این معنا، نه یک عنوان تفکیک‌گر، بلکه نشانه‌ای از مظلومیت، فداشدگی و هزینه‌ای است که ملت ایران پرداخته است. بزرگداشت یاد همه این شهدا، ضرورتی ملی است که می‌تواند به ترمیم شکاف‌های اجتماعی، کاهش کینه‌ها و تقویت حس هم‌سرنوشتی کمک کند. آنان، فارغ از نقش و جایگاه‌شان، حلقه‌های یک زنجیره‌اند؛ زنجیره‌ای که نامش ایران است.

  جمعبندی: هوشیاری، وحدت و امید به آینده
​​​​​​​
چهلم شهدای اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴، یادآور مسئولیتی تاریخی برای همه ماست: مسئولیت فهم عمیق واقعیت‌ها، پرهیز از ساده‌سازی‌های خطرناک و تلاش آگاهانه برای حفظ وحدت ملی در برابر فشارهای پیچیده داخلی و خارجی. امنیت، نه در تقابل با مطالبات مردم، بلکه در تعامل سازنده با آن‌ها معنا می‌یابد و اعتراض مشروع، نه در سایه ناامنی، بلکه در بستر ثبات، قانون و گفت‌وگو می‌تواند به اصلاح بینجامد.
درس بزرگ این حوادث آن است که دشمنان ایران همچنان بر شکاف‌ها و آسیب‌پذیری‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ و پاسخ مؤثر به این راهبرد، جز با بصیرت، همدلی، تقویت سرمایه اجتماعی و گفت‌وگوی ملی ممکن نیست. امید به آینده، زمانی معنا می‌یابد که از رنج‌ها بیاموزیم، حرمت جان‌باختگان را پاس بداریم و هریک، به‌سهم خود، در مسیر ساختن ایرانی امن‌تر، عادلانه‌تر و متحدتر گام برداریم. این، نه یک انتخاب، بلکه وظیفه‌ای ملی و اخلاقی است.

برچسب ها :

ایران

ارسال دیدگاه