نقش خطیبان حسینی از نگاه آیتالله سیداحمد خاتمی
تکریم شهدا و خانوادههایشان تجلیل از میدان مقاومت و امت برخاسته
حوزههای علمیه بر اساس رسالت قرآنی خود، علاوه بر تفقه در دین، وظیفه حیاتی «تبلیغ و هدایت جامعه» را بر عهده دارند؛ رسالتی که بهتعبیر آیتالله سیداحمد خاتمی، نیازمند برنامهریزی ساختاری، علمی و متناسب با اقتضائات روز است. در این میان، ایام محرم و صفر، بیبدیلترین فرصت برای پیوند معارف الهی با قلوب مردم و تبیین پیام عاشوراست.
وی با اشاره به شرایط حساس کنونی، تأکید دارد که مجالس حسینی، باید علاوه بر جنبههای معرفتی و عاطفی، به کانونهای پویا برای ترویج فرهنگ مقاومت، ایثار و زنده نگهداشتن یاد شهیدان و تجلیل از امت مبعوث تبدیل شوند. همچنین، بهروزرسانی زیرساختهای تبلیغی حوزه و بهرهگیری از ظرفیت مبلغان جوان، از ضرورتهای اساسی این مسیر است.
نوشتار پیشرو، حاصل گفتوگو با آیتالله سیداحمد خاتمی، عضو فقهای شورای نگهبان است که به واکاوی رسالت تبلیغی حوزههای علمیه، وعاظ و خطبا، ظرفیتهای تبلیغی ماه محرم و نقش مجالس عزاداری در ترویج فرهنگ مقاومت و شهادت میپردازد.
دو رسالت اصلی حوزههای علمیه؛ تفقه و تبلیغ
خدای متعال در آیه ۱۲۲ سوره مبارکه توبه میفرماید:
[وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِیالدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ].
این آیه شریفه در حقیقت دو حکمت و بهتعبیر امروزی، دو فلسفه و رسالت اساسی برای حوزههای علمیه بیان میکند. رسالت نخست، «لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ» است؛ یعنی تفقه در دین و دینپژوهی در همه ابعاد آن؛ از اعتقادات و اخلاق گرفته تا احکام و معارف اسلامی.
این تفقه، همان تفقه قرآنی است. بهتعبیر مرحوم شیخ بهایی در کتاب اربعین، واژه تفقه در صدر اسلام، معنایی گسترده داشته و همه عرصههای شناخت دین را در بر میگرفته است.1 البته بعدها با تقسیم علوم اسلامی، فقه بیشتر به بخش احکام اختصاص یافت که آن نیز از مهمترین بخشهای معارف دینی است. بهتعبیر امام راحل(قد)، اگر همه چیز اسلام از میان برود، اما فقه اسلام باقی بماند، اسلام زنده خواهد ماند؛ البته این تعبیر را نقل به معنا عرض میکنم.
بنابراین، یکی از فلسفههای اصلی حوزههای علمیه، تفقه و تعمیق فهم دین است؛ اما فلسفه دوم، تبلیغ دین است؛ همان چیزی که در ادامه آیه با تعبیر [وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ] بیان شده است؛ یعنی پس از فراگیری معارف دینی، وظیفه دارند قوم و جامعه خود را انذار و آگاه کنند.
انذار تنها بهمعنای ترساندن نیست؛ بلکه بهمعنای هشداردادن، بیدارکردن و آگاهیبخشی است. از همین آیه استفاده میشود که همانگونه که برای تفقه و آموزش در حوزه برنامهریزی و تدبیر وجود دارد، برای تبلیغ دین نیز باید برنامهریزی، سرمایهگذاری و تدبیر جدی صورت گیرد.
ضرورت تدبیر حوزه برای تبلیغ دین
در این زمینه سخن فراوان است. اگر فرصتی فراهم شود، باید در گفتوگویی مستقل به مسائل و آسیبهای تبلیغ دینی پرداخت؛ اینکه چرا در برخی موارد استقبال از منبر و تبلیغ کاهش پیدا میکند و عوامل آن چیست.
اما آنچه اکنون میخواهم بر آن تأکید کنم، اهمیت فرصت محرم و صفر است. این دو ماه، بهویژه دهه نخست محرم، فرصتی طلایی برای تبلیغ دین، تبیین معارف اسلامی و بهرهگیری از ظرفیت منبر حسینی است.
حوزههای علمیه باید از این فرصت بزرگ حداکثر استفاده را ببرند. زعمای حوزه نیز لازم است، زمینهها و بسترهای لازم را برای حضور مؤثر مبلغان و بهرهبرداری هرچه بیشتر از این ظرفیت عظیم فراهم کنند.
جای خالی «بانک تبلیغ» در ساختار تبلیغی حوزه
وقتی سخن از وظیفه زعمای حوزه برای فراهمسازی بستر تبلیغ به میان میآید، باید دید مقصود دقیق از این بسترسازی چیست. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، علمای بزرگ و برجسته هر شهر، خود بهتنهایی یک پایگاه و بستر تبلیغی کارآمد بودند؛ آنان نقاط نیازمند تبلیغ را شناسایی میکردند، با علما و معتمدین شهرها و روستاها مکاتبه مینمودند و شخصاً زمینه حضور و استقرار مبلغان را فراهم میساختند.
پس از انقلاب، تشکیلات تبلیغی متعددی با انگیزههای ارزشمند و بهمنظور ساماندهی به این امر شکل گرفت؛ اما پرسش اساسی این است که آیا امروز ما دارای یک «بانک جامع اطلاعات تبلیغی» هستیم یا خیر؟ اگر چنین سازوکاری وجود دارد که شایسته تقدیر است؛ اما اگر هنوز طراحی نشده، بیشک جای خالی آن در ساختار تبلیغی حوزه بهشدت احساس میشود. منظور از «بانک تبلیغ»، مجموعهای منسجم و پویاست که در آن تمامی استانها، شهرها، بخشها و روستاها بهدقت آمایش شده و ظرفیتهای تبلیغی سراسر کشور در آن ثبت شده باشد. در این الگو، هر مبلغی که به منطقهای اعزام میشود، موظف است
با تحقق این امر، هنگامی که مبلغ جدیدی به یک منطقه اعزام میشود، پیش از سفر، پرونده بهروزرسانیشده آن دیار در اختیارش قرار میگیرد. او با مطالعه این پرونده درمییابد که آسیبهای اجتماعی و فرهنگی آن منطقه چیست، چه موضوعاتی باید در اولویت تبیین قرار گیرند، گرههای ذهنی مردم چیست و منطقه با چه نیازها و اقتضائاتی روبهرو است؟
به باور من، شایسته بود بسیار زودتر از اینها به فکر راهاندازی چنین بانک اطلاعاتی کارآمدی میبودیم. زعمای بزرگوار حوزه، باید این بستر سختافزاری و نرمافزاری را فراهم کنند؛ چراکه امروز شاهد اشتیاق و انگیزهای وصفناپذیر، بهویژه در میان طلاب جوان، برای ورود به عرصه تبلیغ هستیم. آمادگی و نشاط تبلیغی بهوفور در بدنه حوزه وجود دارد و مدیریت محترم حوزه نیز در این راستا تلاشهای ارزشمندی انجام داده است که گزارش جزئیات آن، باید از سوی مسئولان ذیربط ارائه شود؛ اما تا رسیدن به نقطه مطلوب و ساختارمند، نیازمند همتی مضاعف هستیم.
اعزام مبلغان؛ از امتیازات تاریخی و سنتهای اصیل حوزه علمیه قم
بر این اساس، مسئله تبلیغ را باید بهمثابه روح و جان حوزههای علمیه دانست. اصولاً یکی از برجستهترین امتیازات و ویژگیهای متمایزکننده حوزه علمیه قم در طول تاریخ معاصر، اهتمام ویژه و مستمر به اعزامهای تبلیغی بوده است.
این روحیه و دغدغهمندی چنان عمیق بود که حتی بزرگانی که از قم به نجف اشرف مهاجرت کردند نیز این سنت حسنه را با خود بههمراه بردند؛ چنانکه آیتاللهالعظمی شیخ جواد تبریزی(قد) به خود بنده فرمودند: «ما حتی در دوران حضور در عراق نیز، ماه مبارک رمضان، به تبلیغ میرفتیم.». این خاطره بهروشنی نشان میدهد که تبلیغ دین و حضور بیواسطه در میان تودههای مردم، از ویژگیهای اصیل، ریشهدار و هویتساز حوزه علمیه قم بوده و هست.
از اینرو، وظیفه امروز ما جدیگرفتن، احیا و تقویت این سنت ارزشمند و اعزامهای تبلیغی با تمام برکات و آثار بیبدیل فرهنگی و اجتماعی آن است.
امام شهیدمان، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(قد) نیز همواره تأکیدات ویژهای بر مسئله تبلیغ داشتند؛ ایشان بارها بر اهمیت حضور اثرگذار روحانیت در میان مردم و نقشآفرینی محوری حوزههای علمیه در عرصه تبیین، هدایتگری جامعه و اولویتِ اولبودنِ امر تبلیغ پای فشردهاند.
محرم امسال ویژگیهای بیسابقهای دارد
محرم امسال از جهات مختلف دارای ویژگیهایی است که بهگمان من، دستکم در طول دوران تبلیغ و خطابهام، کمسابقه یا حتی بیسابقه است. از سال ۱۳۵۴ که توفیق حضور در مجالس حسینی و منبر را داشتهام تا امروز که در سال ۱۴۰۵ قرار داریم، بیش از نیمقرن میگذرد؛ اما ویژگیهایی که در دهه نخست محرم امسال مشاهده میشود، در هیچیک از سالهای گذشته به این شکل وجود نداشته است.
نخستین ویژگی، حضور پرشور و حسینی مردم مبعوث در صحنه است. اکنون که این سخنان را بیان میکنم، شب گذشته صدمین شبی بود که مردم در خیابانها حضور پیدا کردند. امیدوارم در این تعبیر دچار مبالغه نشده باشم؛ اما به نظر میرسد در تاریخ معاصر شاید نتوان نمونهای یافت که مردم صد روز و صد شب با چنین انگیزهای در صحنه حضور داشته باشند و ذرهای از شور و انگیزه آنان کاسته نشده باشد.
این حضور، صرفاً یک حضور اجتماعی یا سیاسی نیست؛ بلکه جلوهای از روح نهضت حسینی و فرهنگ عاشوراست. مقاومت، ایستادگی و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جامعه، از مهمترین پیامهای قیام سیدالشهدا(ع) است و امروز میتوان تجلی آن را در حضور مردم مشاهده کرد.
حضور مردم در صحنه، جلوهای از روح نهضت حسینی است
از مبلغان و خطبای محترم انتظار میرود که در مجالس عزاداری، ضمن تشویق و تکریم شایسته مردم به پاس این حضور وفادارانه، این حقیقتِ راهبردی را تبیین کنند که «هنوز کار تمام نشده است».
امروز ملت ایران با دشمنانی عهدشکن، بیمنطق و جنایتکار همچون ترامپ و نتانیاهو مواجه است. در این تقابل مستمر، آنچه نقشههای شوم این جانیان را دقیقاً ناکام و بیاثر کرده، یکی همین حضور پرشور و حماسی مردم در کف خیابانهاست؛ حضوری که پشتوانه مردمی و اقتدار ملی ما را به رخ جهانیان میکشد. البته در کنار این حضور مردمی، حضور مقتدرانه و شجاعانه در میدان نبرد نیز شایسته عالیترین تجلیلهاست. اقدام قهرمانانه اخیر نیروهای مسلح در پاسخ مستقیم به جنایت رژیم صهیونیستی در ضاحیه، معنای بسیار عمیقی داشت. آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی آن بودند تا اراده ملت ایران را بسنجند و تست کنند که آیا ایستادگی ما صرفاً در حد شعار است یا یک واقعیت؟ اما پاسخ دندانشکن فرزندان این ملت ثابت کرد که اقتدار ایران یک «واقعیت انکارناپذیر» است؛ چراکه ایران با شجاعت تمام، دقیقاً همان مبدأای را هدف قرار داد که حمله به ضاحیه از آنجا کلید خورده بود.
این موضوعِ حیاتی، مسئلهای نیست که خطیب ما تنها یک شب به آن بپردازد و از آن بگذرد؛ بلکه شایسته است به هر مناسبتی، گریزی به این ایستادگی بیبدیل زده شود و از مجاهدت جبهه مقاومت تجلیل بهعمل آید. این پایداری، تفسیر عینی و امتداد فریاد جاویدان «هیهات منا الذله» است. مردم در دهه اول محرم میآیند تا از ابیعبدالله(ع) و یارانش درس عزت بشنوند و روح این مکتب، چیزی جز تسلیمناپذیری در برابر ظالمان نیست. این حقیقت ناب باید برای جامعه تبیین و بازخوانی شود.
تبیین فرهنگ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»
مطلب دوم که به نظر میرسد در محرم امسال باید مورد توجه ویژه قرار گیرد، تبیین فرهنگ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» است. ظاهراً این عبارت روایت نیست؛ اما بیتردید روح حاکم بر زیارتهای سیدالشهدا(ع) و فرهنگ عاشورایی، همین معناست. در زیارتها میخوانیم:
«إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وَوَلِیٌّ لِمَنْ وَالاَکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاکُمْ».
درواقع، روح نهضت حسینی و پیام ماندگار عاشورا همین است که عاشورا به یک روز و کربلا به یک سرزمین محدود نمیشود؛ بلکه یک مکتب، یک جریان و یک فرهنگ مستمر در طول تاریخ است.
امام راحل(قد) نیز در طول دوران رهبری خود بارها به این مضمون اشاره کردند. در یکی از بیاناتشان فرمودند: «کلمه بزرگی است؛ کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا».
ایشان در تبیین این معنا میفرمایند:
«این کلمه «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا وکُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء» یک کلمه بزرگى است که اشتباهى مىفهمند. آنها خیال مىکنند که یعنى هر روز باید گریه کرد؛ لکن این محتوایش غیر از این است. کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشى را بازى کرد، همه زمینها باید آنطور باشند. نقش کربلا این بود که سیدالشهداء(ع) با چند نفر جمعیت و عدد معدود، آمدند کربلا و ایستادند در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار. در مقابل امپراتور زمان ایستادند و فداکارى کردند و کشته شدند؛ لکن ظلم را قبول نکردند و شکست دادند یزید را. همه جا باید اینطور باشد. همه روز هم باید اینطور باشد. همه روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم؛ انحصار به یک زمین نداشته؛ انحصار به یک افراد نداشته. قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفرى و یک زمین کربلا نبوده. همه زمینها باید این نقشه را اجرا کنند و همه روزها غفلت نکنند.» (صحیفه امام، ج10، ص: 123)
این همان برداشتی است که باید برای مردم تبیین شود. عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه یک مکتب زنده و جاری است. اگر این حقیقت بهدرستی تبیین شود، بسیاری از رفتارها، مواضع و مقاومتهای ملتهای آزاده جهان نیز در چارچوب همین فرهنگ قابل فهم خواهد بود.
از اینرو، مبلغان محترم باید در کنار تبیین این مکتب، از شهیدان نیز تجلیل کنند؛ چراکه شهدا در روزگار ما، جلوههای عینی همین فرهنگ عاشورایی و استمرار راه سیدالشهدا(ع) بهشمار میآیند. آنان با ایثار و فداکاری خود نشان دادند که پیام عاشورا همچنان زنده است و میتواند در هر زمان و هر سرزمینی تجلی پیدا کند.
مجالس حسینی باید محل تکریم شهدا باشد
نکته دیگری که در محرم امسال باید مورد توجه قرار گیرد، زنده نگهداشتن یاد شهیدان و تکریم فرهنگ شهادت است. این همان سیرهای است که در رفتار و گفتار پیامبر اکرم(ص) مشاهده میکنیم. درباره حمزه سیدالشهدا(ع) نقل شده است که رسولخدا(ص) هفتاد تا هفتاد و دو نماز بر ایشان خواندند. هر شهیدی را که میآوردند، میفرمودند: حمزه سیدالشهدا(ع) را نیز در کنار او قرار دهند.2 این رفتار، تجلیل و تکریم مقام شهادت بود و نشان میداد که شهید و فرهنگ شهادت، نباید به فراموشی سپرده شود.
تجلیل از بازماندگان شهدا نیز در سیره نبوی جایگاه ویژهای دارد. جعفربن ابیطالب(ع)، شهید بزرگ جنگ موته، نمونه روشنی از این حقیقت است. عبداللهبن جعفر نقل میکند که من فرزند بزرگ جعفر بودم. هنگامی که خبر شهادت جعفر(ع) به پیامبر اکرم(ص) رسید، به خانه ما آمدند. پیامبر اکرم(ص) از او تجلیل کردند و فرمودند که خداوند به جعفر دو بال عطا کرده است که با آنها در بهشت پرواز میکند.
اسماء بنت عمیس، همسر فهیم و آگاه جعفر، عرض کرد: یا رسولالله، این مطلب را در میان مردم نیز بیان کنید تا جعفر آنگونه که شایسته است، شناخته شود. پیامبر اکرم(ص) نیز این فضیلت را در جمع مسلمانان مطرح کردند. سپس نسبت به خانواده جعفر و فرزندان او نیز ابراز محبت و توجه نمودند و چندروز آنان را مورد پذیرایی قرار دادند.3
اینها همه برای ما پیام دارد. معنای این رفتارها آن است که شهدا نباید از یاد بروند؛ چه شهدای دفاع مقدس هشتساله، چه شهدای جنگهای اخیر و چه همه کسانی که در راه اسلام و دفاع از امت اسلامی به شهادت رسیدهاند؛ از اینرو، شایسته است در مجالس حسینی از این سربازان مکتب ابیعبدالله الحسین(ع) یاد شود، از آنان تجلیل و تکریم به عمل آید و فرهنگ شهادت در جامعه زنده نگه داشته شود.
نقش امام راحل و رهبر شهید انقلاب(قد) در تحلیل نهضت عاشورا
مطلب سومی که نباید در این ایام از آن غفلت کرد، مسئله تحلیل نهضت عاشوراست؛ موضوعی که امام راحل و امام شهید(قد) نقش برجستهای در احیای آن داشتهاند.
پیش از انقلاب نیز از سیدالشهدا(ع) و واقعه عاشورا سخن گفته میشد. حتی در تاسوعا و عاشورا، رسانههای رسمی رژیم طاغوت نیز به این مناسبتها میپرداختند؛ اما آنچه مطرح میشد، بیشتر نقل حادثه بود، نه تحلیل آن. یکی از خدمات بزرگ امام خمینی(قد) این بود که تحلیل نهضت ابیعبدالله الحسین(ع) را احیا کردند و پیام و فلسفه قیام عاشورا را برای جامعه تبیین نمودند.
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، امام راحل(قد) جملهای فرمودند که حقیقتاً دنیایی از معرفت و معنا در آن نهفته است: «محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر است.» این جمله، تحلیلی عمیق از نهضت حسینی بود و در آن مقطع، نقش مهمی در پیشبرد نهضت اسلامی و تقویت روحیه مردم داشت.
امام شهیدمان(قد) نیز با طرح مباحثی همچون «عبرتهای عاشورا»، ابعاد تازهای از تحلیل نهضت حسینی را پیش روی جامعه قرار دادند. این طلبه ناچیز همان زمان، سخنرانی معظمله را تحلیل کردم و حاصل آن در قالب کتابی منتشر شد که تاکنون پانزده یا شانزده بار به چاپ رسیده است. تحلیل حضرت ابیعبدالله الحسین(ع) از جمله موضوعاتی بود که امام شهیدمان با دقت و ژرفاندیشی به آن پرداختند.
بنابراین، مبادا دهه محرم سپری شود و ما تجلیل شایستهای از این معارف و از شهیدان نداشته باشیم. انصافاً در طول سالهای رهبری امام شهیدمان، در عرصههای مختلف و از جمله درباره عاشورا و نهضت حسینی، مطالب فراوان و عمیقی مطرح کردهاند. مجموعهای از این بیانات امام شهید در قالب چندین کتاب منتشر شده و سرمایهای ارزشمند برای مبلغان و خطیبان بهشمار میرود. از این معارف میتوان برای تبیین نهضت عاشورا و بهطور کلی برای تبیین دین بهره فراوان برد.
بنابراین، یکی از محورهای مهم تبلیغ در محرم امسال، احیای یاد شهیدان و بهرهگیری از معارف عاشورایی برای تبیین فرهنگ مقاومت و ایثار است. انشاءالله مبلغان محترم با آمادگی کامل از این فرصت طلایی بهره ببرند و خداوند متعال نیز بر توفیقات آنان بیفزاید.
تهیه و تنظیم: حمید کرمی
..............................................
پی نوشتها
1. متن اربعین شیخ بهایی (در تبیین حقیقت تفقه و علم):
«إرشاد [بیان معنى الفقه] لیس المراد بالفقه فی قوله(ص): «بعثه اللّه یوم القیامة فقیها عالما» الفقه بمعنى الفهم فإنّه لا یناسب المقام ولا العلم بالأحکام الشرعیة العملیّة عن أدلّتها التفصیلیة فإنّه معنى مستحدث، بل المراد به البصیرة فی أمر الدین والفقه أکثر ما یأتی فی الحدیث بهذا المعنى والفقیه هو صاحب هذه البصیرة وإلیها أشار النبیّ(ص) بقوله: «لا یفقه العبد کلّ الفقه حتّى یمقت الناس فی ذات اللّه تعالى وحتّى یرى للقرآن وجوها کثیرة، ثمّ یقبل على نفسه فیکون لها أشدّ مقتاً».
ثمّ هذه البصیرة إمّا موهبیّة وهی التی دعا بها النبیّ(ص) لأمیرالمؤمنین علیّ علیه الصلاة والسّلام، حین أرسله الى الیمن بقوله: «اللّهمّ فقّهه فی الدین» أو کسبیة وهی التی أشار إلیها أمیرالمؤمنین(ع) حیث قال لولده الحسن(ع): «وتفقّه یا بنیّ فی الدین....» (شیخ بهایى، محمدبن حسین، الاربعون حدیثا، 1جلد، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم- قم، چاپ: سوم، 1431 ه.ق)
2. أسرار آلمحمد(ع)/ ترجمه کتاب سلیم، ص 682
3. المغازی، 2/766؛ سیره حلبی، 3/68؛ بحارالانوار، 21/56-57؛ 79/92؛ شرح نهجالبلاغه، ابن ابیالحدید، 15/71؛ کنزالعمّال، 13/477؛ تاریخ مدینه دمشق، 27/257؛ شجره طوبی، 2/300؛ اعلامالوری باعلام الهدی، 111-112؛ مسکنالفؤاد، 69؛ الدرجات الرفیعه، 76.