عطر یار - شماره 874
یک قدم میآیم
محمود ژولیده
یک قدم میآیم و صدها قدم یارم شوی
با همه ناقابلی آقا خریدارم شوی
نیست گهگاهی حواسم با تو پس در غفلتم
در کمال بیخیالی ناگهان یارم شوی
میروم از دست گاهی که رهایم میکنی
باز با یک ولیالله دلدارم شوی
با بدیهایم تو میسازی و میخوانی
مرا خود دهی حال توسل خود خریدارم شوی
این منم مثل همیشه شرمگین و سر به زیر
این تویی مثل همیشه آبرودارم شوی
هر زمان با جان و دل خواهان دیدارت شوم
گرچه نشناسم تو را بانی دیدارم شوی
قافله میآید و ماه مبارک میرسد
خود مگر با روضه ارباب سالارم شوی
ای نگاه رحمتت در قلب ما یاد حسین(ع)
با محبتهای اربابم هوادارم شوی
خواهری میگفت: اطرافم نمانده مَحرمی
کو نگاهت تا پناه چشم خونبارم شوی؟
دختری میگفت: وایم از هیزی نامحرمان
عمهجان با آستین باید نگهدارم شوی
مادری میگفت: میسوزم میان شعلهها
زینبم بشتاب در آتش پرستارم شوی