صفی متشکل در برابر فرنگیمآبها
گفتوگو با آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی(قد) پیرامون عملکرد زعمای حوزه
مقدمه تاریخ حوزههای علمیه شیعه، همواره بازتابی از درایت الهی، اخلاص عالمان و زمانشناسی رهبران دینی در صیانت از هویت مذهبی و فرهنگی جامعه بوده است. در این میان، بازتأسیس حوزه علمیه قم در آغاز قرن چهاردهم هجری شمسی را باید یکی از درخشانترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران دانست؛ کانون علمی و معرفتی نوبنیادی که نه فقط مرجعیت علمی جهان تشیع را سامان داد، بلکه بستر بزرگترین تحولات اجتماعی و سیاسی دهههای بعد گردید. بازخوانی دقیق و واقعبینانه رخدادهای آغازین این نهاد صدساله و نحوه شکلگیری و تداوم زعامت آن، نیازمند اتکا به روایتهای اصیل و دستاول است. در دوران معاصر، آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی، از برجستهترین و مطمئنترین حافظان تاریخ شفاهی، تراجم و انساب حوزوی بهشمار میروند؛ فقیهی که احاطه کمنظیرشان به جزئیات تاریخی، امانتداری در نقل و پیوند وثیق با طبقات متقدم علما، بیانات ایشان را به سندی متقن و کمبدیل بدل ساخته است. گفتوگوی پیشرو که بهمناسبت یکصدمین سالگرد تأسیس حوزه علمیه قم انجام شده است، از سه زاویه بنیادین واجد اهمیت و درنگ است: ۱. ضرورت شکلگیری تشکل دینی در مواجهه با امواج تجدد در این گفتوگو، نحوه هجرت آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(قد) به قم و انگیزه علمای برجسته آن دیار-بهویژه حاج میرزامحمد ارباب و شیخ ابوالقاسم کبیر- واکاوی شده است؛ علمایی که فراتر از منافع فردی، لزوم ایجاد «صفی متشکّل» از نخبگان دینی در برابر جریانهای غربگرا و فرنگیمآبِ عصر پهلوی را دریافتند و با خلوص نیت و تواضعی مثالزدنی، میدان را به مؤسس حوزه واگذار کردند. ۲. مدیریت بحران و صیانت از میراث شیعه در سایه استبداد بخش دیگری از این خاطرات، به تدابیر پیچیده زعمای قم برای بقای حوزه در عصر رضاخان و سپس مدیریت بحرانهای مالی و ساختاری پس از آن میپردازد؛ مقطعی حساس که در نهایت با همگرایی مراجع ثلاث (آیات عظام صدر، حجت و خوانساری(قد)) به دعوت و استقرار آیتاللهالعظمی بروجردی(قد) و دوران طلایی مرجعیت فراگیر ایشان انجامید. ۳. آسیبشناسی تربیتی و راهبردهای احیای سنتهای اصیل حوزوی معظمله در بخش پایانی، با نگاهی ناصحانه و ریشهای به حوزه امروز، حیات علمی و معنوی طلاب را منوط به دو رکن اساسی میدانند: نخست، احیای «درسهای اخلاق» با محوریت معارف قرآن و سیره عترت(ع) جهت مصونماندن از آفتهای شهرت و تمنیات مادی؛ دوم، باززندهسازی سنت «مباحثه جدی و نقادانه» که ذهن طلبه را از تقلید صِرف به پختگی و اجتهاد میرساند. این متن تاریخی، فراسوی یک مرور تقویمی، درسنامهای از اخلاص، عقلانیت تشکیلاتی، سیاستورزی حکیمانه و هشداری دلسوزانه برای نسل امروز حوزویان و پژوهشگران تاریخ معاصر است:




زمانی که آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری(قد) به قم آمدند، در آن مقطع چه ضرورتی ایجاب میکرد که در قم حوزه تأسیس بشود؟
قم از زمان گذشته، یعنی از زمان ائمه(ع) و نزدیک به زمان ائمه(ع)، مرکز علم بوده و محدثین و علما در قم حضور داشتهاند. اواخر هم میرزای قمی آمده بود. خب مرکز علم بوده است و از جاهای دیگر برای استفاده، شَدّ رِحال (سفر) میکردند که بعد از آنها (محدثین و علما)، قم تنزل کرده بود؛ افراد باسواد و افراد ملّای حسابی داشته است؛ ولی چون حوزهای نبود که از جاهای دیگر شَدّ رحال کنند، (همین باعث شد تنزل کند).مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم به اراک میآید. آقایان مربوط به آقای فیض، قصه را اینطور نقل میکنند؛ میگویند: آقای فیض به فکر میافتد که یک کسی را برای سرپرستی حوزهای، قم بیاورد. دو نفر برای این جهت خوب بودند؛ یکی حاج شیخ محمدکاظم شیرازی که نجف بود و از نظر علمی خیلی خوب بودند، یکی هم حاج شیخ عبدالکریم بودند که حوزه اراک را اداره میکرده است.