استاد حوزه علمیه قم
پاسخ به نیازهای تمدنی و نظامساز جامعه مهمترین مأموریت حوزه و روحانیت است
استاد حسینی گرگانی بر پاسخگویی به نیازهای تمدنی و نظامساز جامعه اسلامی تأکید کرد و گفت: رسالت حوزههای علمیه، پرورش نسلی است که با رفتار و گفتارشان مظهر و اثرگذار در اخلاق و اعتقادات مردم باشند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، استاد میرتقی حسینی گرگانی در جمع طلاب و اساتید مدرسه علمیه امام رضا(ع) تهران، با بیان مطالبی در حوزه معرفتی و اخلاقی، و با استناد به روایات در خصوص جایگاه علم در اسلام، گفت: آیه «إِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ» دلالت میکند که رسالت حوزههای علمیه، پرورش نسلی است که با رفتار و گفتارشان مظهر و اثرگذار در اخلاق و اعتقادات مردم باشند.
استاد دروس خارج حوزه علمیه قم ادامه داد: حوزههای علمیه و دانشگاهها نباید نسبت به تحولات جامعه و آیندهنگری برای نسل جوان بیتفاوت باشند. عالِمی موفق است که با تحمل سختیها و مجاهدت علمی، اهداف کلان دین را در جامعه پیادهسازی کند.
وی به اهمیت مباحث تخصصی و تفاوتهای مکاتب فقهی و اصولی اشاره کرد و با بیان دیدگاه و نظرات بزرگانی همچون سیدمرتضی، شیخ طوسی و علامه حلی(رض)، بر ضرورت تقویت بنیه علمی، تعامل و تقارن علمی و مقایسه روشمند میان آرای مختلف بهعنوان راهکاری برای غنای بیشتر اجتهاد و پاسخگویی به نیازهای تمدنی و نظامساز جامعه اسلامی تأکید و بیان کرد: کتاب «نبراس الأذهان فی اصول الفقه المقارن» برای پژوهشگرانی که قصد دارند، در مسیر تحول علمی و فقهی گام بردارند قابل استفاده و راهنماست و در آن، به بررسی اصول فقه بهشکل مقارن با ۶ مذهب پرداخته شده است. این کتاب در پنج جلد تدوین شده است و ذهن پژوهشگران را برای مواجهه با مباحث فقهی و اصولی آماده میسازد.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه علم اصول ابزار استدلال برای فهم درست احکام شریعت است و همانند علم منطق، روش صحیح استنباط را میآموزد، افزود: فقه و اصول مقارن، بهمعنای جمعآوری آرای مختلف، مقایسه اقوال و ترجیح ادله قویتر بر اساس معیارهای علمی است که از این راه، ظرفیت مکاتب گوناگون اسلامی در خدمت به منطق فهم دین و پاسخگویی به چالشهای عصر جدید و نظامسازی مورد بررسی قرار میگیرد.
وی با بیان اینکه آشنایی با آراء و ادلّه سایر مکاتب، سبب توسعه افقهای فکری طلاب و رشد روحیه و بنیه علمی پژوهشگران در مواجهه با چالشهای جهان اسلام میشود، بیان کرد: توسعه این روش، علاوه بر اینکه مانع بروز تعصبات ناروا میگردد، موجب تقویت افکار و آشنایی با آراء و ادله سایر مکاتب و ابزار کارآمدتری برای استنباط جامع میشود و به مجتهد این امکان را میدهد که پاسخگویی به نیازهای نظامساز دین را در اختیار جامعه قرار دهد.